کتاب 'اینسایت' مقدماتی - واحد 4 - 4A

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4A در کتاب درسی Insight Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "جنگل"، "شن"، "حمل کردن" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' مقدماتی
natural [صفت]
اجرا کردن

طبیعی

Ex: The dish was made using natural and locally sourced ingredients .

غذا با استفاده از مواد طبیعی و محلی تهیه شد.

world [اسم]
اجرا کردن

جهان

Ex: There are over 7 billion people in the world .

بیش از 7 میلیارد نفر در جهان وجود دارند.

desert [اسم]
اجرا کردن

بیابان

Ex: He spent three days in the desert with no water .

او سه روز در بیابان بدون آب سپری کرد.

forest [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: The forest provided us with shade on a hot summer day .

جنگل در یک روز گرم تابستانی به ما سایه داد.

grassland [اسم]
اجرا کردن

علفزار

Ex: Farmers use grasslands for cattle grazing .

کشاورزان از مراتع برای چرای دام استفاده می‌کنند.

ice [اسم]
اجرا کردن

یخ

Ex: The hockey players glided effortlessly on the ice .

بازیکنان هاکی به راحتی روی یخ سر می‌خوردند.

tree [اسم]
اجرا کردن

درخت

Ex: The tree was home to a family of birds , who built their nest among the branches .

درخت خانه یک خانواده پرنده بود که لانه خود را میان شاخه ها ساخته بودند.

mountain [اسم]
اجرا کردن

کوه

Ex: We enjoyed a picnic at the base of the mountain , surrounded by nature .

ما از یک پیک نیک در پای کوه، محصور در طبیعت لذت بردیم.

plant [اسم]
اجرا کردن

گیاه

Ex: The rose is a popular plant known for its beautiful flowers .

گل رز یک گیاه محبوب است که به خاطر گل‌های زیبایش شناخته می‌شود.

sand [اسم]
اجرا کردن

ماسه

Ex: The artist used colored sand to create intricate designs .

هنرمند از شن رنگی برای خلق طرح‌های پیچیده استفاده کرد.

snow [اسم]
اجرا کردن

برف

Ex: We could see the snow gently falling outside the window .

می‌توانستیم برف را ببینیم که آرام بیرون پنجره می‌بارد.

baboon [اسم]
اجرا کردن

بابون

Ex: Troops of baboons are led by dominant males , who use vocalizations , displays , and physical aggression to maintain their status within the group .

گروه‌های بابون توسط نرهای غالب رهبری می‌شوند، که از صداها، نمایش‌ها و پرخاشگری فیزیکی برای حفظ وضعیت خود در گروه استفاده می‌کنند.

elephant [اسم]
اجرا کردن

فیل

Ex: The elephant trumpeted loudly , announcing its presence in the jungle .

فیل با صدای بلند خرخر کرد و حضور خود را در جنگل اعلام کرد.

lion [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: The lion 's roar sent a message to other animals , warning them to stay away .

غرش شیر پیامی به سایر حیوانات فرستاد و به آنها هشدار داد که دور بمانند.

اجرا کردن

کنه‌خوار

Ex: Researchers studied the role of oxpecker birds in ecosystems .

محققان نقش پرندگان اکسیپکر در اکوسیستم‌ها را مطالعه کردند.

raven [اسم]
اجرا کردن

غراب

Ex: The raven 's keen eyes spotted a carcass in the distance , alerting other scavengers to the feast .

چشم‌های تیز کلاغ لاشه‌ای را در دوردست دید، که دیگر لاشه‌خواران را از ضیافت آگاه کرد.

rhinoceros [اسم]
اجرا کردن

کرگدن

Ex: Rhinoceroses are critically endangered due to poaching for their horns , which are falsely believed to have medicinal properties .

کرگدن‌ها به دلیل شکار غیرقانونی برای شاخ‌هایشان که به اشتباه تصور می‌شود خواص دارویی دارند، در معرض خطر انقراض قرار دارند.

wolverine [اسم]
اجرا کردن

دله (جانورشناسی)

Ex: Wolverines are known for their strong jaws and sharp claws .
animal [اسم]
اجرا کردن

حیوان

Ex: The kangaroo is a unique animal found in Australia known for its ability to hop .

کانگورو یک حیوان منحصر به فرد است که در استرالیا یافت می‌شود و به دلیل توانایی پریدنش معروف است.

to carry [فعل]
اجرا کردن

حمل کردن

Ex: The delivery truck will carry the goods to the warehouse .

کامیون تحویل کالاها را به انبار حمل خواهد کرد.

to bite [فعل]
اجرا کردن

گاز گرفتن

Ex: The toddler tried to bite into the juicy apple but struggled with his small teeth .

کودک نوپا سعی کرد که سیب آبدار را گاز بزند اما با دندان‌های کوچکش struggled.

to look for [فعل]
اجرا کردن

به دنبال چیزی بودن

Ex: The students are looking for a good grade on the upcoming exam .

دانش‌آموزان به دنبال نمره خوبی در امتحان آینده هستند.

to hunt [فعل]
اجرا کردن

شکار کردن

Ex: The tribe used to hunt buffalo for their livelihood .

قبیله برای معیشت خود گاومیش شکار می‌کرد.

to follow [فعل]
اجرا کردن

به‌دنبال رفتن

Ex: The car in front suddenly stopped , and I had to slam on the brakes to avoid following too closely .

ماشین جلویی ناگهان توقف کرد، و من مجبور شدم ترمز کنم تا از دنبال کردن خیلی نزدیک جلوگیری کنم.

to dig [فعل]
اجرا کردن

کندن

Ex:

کودکان دوست دارند در ساحل در شن حفاری کنند.

to run away [فعل]
اجرا کردن

فرار کردن

Ex: The frightened child wanted to run away from the haunted house during the tour .

کودک ترسیده می‌خواست از خانه جن‌زده در طول تور فرار کند.

bear [اسم]
اجرا کردن

خرس

Ex: The bear is known for its strong sense of smell .

خرس به خاطر حس بویایی قوی اش معروف است.

chicken [اسم]
اجرا کردن

مرغ

Ex: The farmer fed the chickens with corn and grains .

کشاورز به مرغ‌ها ذرت و غلات داد.

cow [اسم]
اجرا کردن

گاو

Ex: The cow 's milk was used to make cheese and butter .

شیر گاو برای درست کردن پنیر و کره استفاده می‌شد.

eagle [اسم]
اجرا کردن

عقاب

Ex: We were amazed by the immense wingspan of the eagle as it flew overhead .

ما از طول بال‌های گسترده عقاب وقتی که بالای سرمان پرواز می‌کرد شگفت‌زده شدیم.

fox [اسم]
اجرا کردن

روباه

Ex: The farmer installed a fence to protect his chickens from foxes .

کشاورز حصاری نصب کرد تا مرغ‌هایش را از روباه‌ها محافظت کند.

giraffe [اسم]
اجرا کردن

زرافه

Ex: Despite their long legs , giraffes move with surprising grace , their strides covering great distances with ease .

علیرغم پاهای بلندشان، زرافه‌ها با ظرافتی شگفت‌انگیز حرکت می‌کنند، گام‌هایشان به راحتی مسافت‌های زیادی را می‌پیماید.

horse [اسم]
اجرا کردن

اسب

Ex:

خواهرم واقعاً دوست دارد که به ماجراجویی اسب‌سواری در کوهستان برود.

monkey [اسم]
اجرا کردن

میمون

Ex: The monkey 's intelligence and adaptability made it a fascinating creature to study .

هوش و انعطاف‌پذیری میمون آن را به موجودی جذاب برای مطالعه تبدیل کرد.

pig [اسم]
اجرا کردن

خوک

Ex: The pig 's pink skin was covered in coarse hair .

پوست صورتی خوک با موهای زبر پوشیده شده بود.

sheep [اسم]
اجرا کردن

گوسفند

Ex: The sheep gathered around the feeding trough to eat their meal .

گوسفندان دور آخور جمع شدند تا غذای خود را بخورند.

spider [اسم]
اجرا کردن

عنکبوت

Ex: The children watched a spider crawl up the wall with curiosity .

بچه‌ها با کنجکاوی به یک عنکبوت نگاه کردند که روی دیوار بالا می‌رفت.

tiger [اسم]
اجرا کردن

ببر

Ex: The tiger 's orange and black stripes are distinctive .

نوارهای نارنجی و سیاه ببر متمایز هستند.

whale [اسم]
اجرا کردن

نهنگ

Ex: The scientist conducted research on the communication patterns of whales .

دانشمند تحقیقاتی در مورد الگوهای ارتباطی نهنگ‌ها انجام داد.

wolf [اسم]
اجرا کردن

گرگ

Ex: The red wolf , with its rusty coat , is a symbol of conservation efforts in the Southeast .

گرگ قرمز، با پوشش زنگ زده اش، نماد تلاش های حفاظتی در جنوب شرقی است.

butterfly [اسم]
اجرا کردن

پروانه

Ex: The butterfly 's delicate wings featured intricate patterns and bright colors .

بال‌های ظریف پروانه دارای طرح‌های پیچیده و رنگ‌های روشن بودند.