واژگان آیلتس سطح مبتدی - خانه‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره خانه ها، مانند "بالکن"، "سقف"، "ساخته شده در"، و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس سطح مبتدی
اجرا کردن

محل سکونت

Ex: Due to the high demand for accommodation during the festival , many hotels were fully booked .

به دلیل تقاضای بالا برای اسکان در طول جشنواره، بسیاری از هتل‌ها کاملاً رزرو شده بودند.

attic [اسم]
اجرا کردن

اتاق زیرشیروانی

Ex:

فضای اتاق زیر شیروانی پتانسیل گسترش را ارائه می‌دهد، با برنامه‌هایی برای افزودن پنجره‌های شیروانی برای نور طبیعی بیشتر.

balcony [اسم]
اجرا کردن

بالکن

Ex: During the summer , the family often hosted barbecues on their balcony , enjoying the warm weather .

در طول تابستان، خانواده اغلب باربیکیوها را در بالکن خود برگزار می‌کردند و از هوای گرم لذت می‌بردند.

basement [اسم]
اجرا کردن

زیرزمین

Ex: The basement was dark and cool , perfect for storing old furniture and boxes .

زیرزمین تاریک و خنک بود، عالی برای ذخیره کردن مبلمان قدیمی و جعبه‌ها.

built-in [صفت]
اجرا کردن

توکار

Ex: The software has a built-in tool to clean up unnecessary files .

نرم‌افزار دارای ابزاری ساخته‌شده در داخل برای پاک‌سازی فایل‌های غیرضروری است.

ceiling [اسم]
اجرا کردن

سقف (درون ساختمان)

Ex: He used a long brush to paint the high ceiling of the living room .

او از یک قلم موی بلند برای رنگ آمیزی سقف بلند اتاق نشیمن استفاده کرد.

closet [اسم]
اجرا کردن

کمد

Ex: A mysterious noise echoed from the closet , sparking her curiosity and a hint of apprehension .

صدای مرموزی از گنجه طنین انداز شد، که کنجکاوی او و کمی نگرانی را برانگیخت.

to decorate [فعل]
اجرا کردن

تزئین کردن (اتاق یا خانه)

Ex: The homeowners spent the weekend decorating the dining room with a stylish striped wallpaper .

صاحبان خانه آخر هفته را با تزئین اتاق ناهارخوری با کاغذ دیواری راه راه شیک گذراندند.

doorstep [اسم]
اجرا کردن

پله جلوی در

Ex: The children played hopscotch on the doorstep while waiting for their parents to come home .

بچه‌ها روی پله ورودی لی لی بازی کردند در حالی که منتظر بودند والدینشان به خانه بیایند.

entrance [اسم]
اجرا کردن

ورودی

Ex:

ورودی جانبی برای تحویل کالا استفاده می‌شود.

exterior [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: Exterior lights were installed along the pathway for better visibility .

چراغ‌های خارجی در مسیر برای دید بهتر نصب شدند.

first floor [اسم]
اجرا کردن

طبقه همکف

Ex:

آپارتمان او در همکف منظره‌ای عالی از خیابان شلوغ پایین را ارائه می‌داد.

اجرا کردن

طبقه همکف

Ex: The gym and fitness center are easily accessible on the ground floor of the hotel .

سالن ورزشی و مرکز تناسب اندام به راحتی در طبقه همکف هتل قابل دسترسی هستند.

indoor [صفت]
اجرا کردن

سرپوشیده

Ex: Indoor basketball courts offer a controlled environment for players to practice and compete .

زمین‌های بسکتبال سرپوشیده محیطی کنترل‌شده برای بازیکنان فراهم می‌کنند تا تمرین کنند و رقابت کنند.

interior [صفت]
اجرا کردن

داخلی

Ex:

پانل‌های در داخلی با مواد عایق صدا پوشانده شده بودند.

landlord [اسم]
اجرا کردن

صاحب‌خانه

Ex: The landlord is responsible for major repairs in the house .

صاحب خانه مسئول تعمیرات اساسی در خانه است.

lease [اسم]
اجرا کردن

ملک استیجاری

outdoor [صفت]
اجرا کردن

بیرونی

Ex: She loves visiting outdoor pools during the summer to swim under the sun .

او عاشق استخرهای روباز در تابستان است تا زیر آفتاب شنا کند.

to rent [فعل]
اجرا کردن

اجاره دادن

Ex: The farmer rented a portion of his land to a neighboring family for grazing their cattle .

کشاورز بخشی از زمین خود را به یک خانواده همسایه برای چرای دام‌هایشان اجاره داد.

tenant [اسم]
اجرا کردن

مستأجر

Ex: The tenant pays rent at the end of each month .

مستاجر در پایان هر ماه اجاره را پرداخت می‌کند.

landmark [اسم]
اجرا کردن

ساختمان نشانه (برای پیدا کردن آدرس)

Ex: In our neighborhood , the massive oak tree at the corner of Elm Street is a well-known landmark .

در محله ما، درخت بلوط عظیم در گوشه خیابان الم یک نشانه شناخته شده است.

upstairs [قید]
اجرا کردن

(به) طبقه بالا

Ex: Please keep the noise down , our neighbors upstairs might get disturbed .

لطفاً سر و صدا را کم کنید، همسایه‌های ما در بالا ممکن است آزار ببینند.

downstairs [قید]
اجرا کردن

به طبقه پایین

Ex: We have a cozy sitting area downstairs by the fireplace .

ما یک منطقه نشیمن دنج در پایین کنار شومینه داریم.

studio [اسم]
اجرا کردن

سوئیت

Ex: He rented a studio downtown for its proximity to his workplace and the vibrant city life .

او یک استودیو در مرکز شهر اجاره کرد به دلیل نزدیکی به محل کار و زندگی پرجنب و جوش شهری.

staircase [اسم]
اجرا کردن

راه‌پله

Ex: He decorated the staircase with holiday lights .

او پله‌ها را با چراغ‌های تعطیلات تزئین کرد.

dormitory [اسم]
اجرا کردن

اتاق خوابگاه

Ex: The boys ' dormitory was on the second floor , while the girls ' was downstairs .

خوابگاه پسران در طبقه دوم بود، در حالی که خوابگاه دختران در طبقه پایین قرار داشت.

residential [صفت]
اجرا کردن

مسکونی

Ex: Residential streets are typically quieter and less congested than major thoroughfares .

خیابان‌های مسکونی معمولاً آرام‌تر و کم‌تر شلوغ هستند از شاهراه‌های اصلی.

to occupy [فعل]
اجرا کردن

سکونت داشتن

Ex: The newlyweds decided to occupy a charming cottage by the lake for their first year of marriage .

تازه عروس و داماد تصمیم گرفتند برای اولین سال ازدواجشان یک کلبه دلباز کنار دریاچه را اشغال کنند.

housework [اسم]
اجرا کردن

کار خانه (نظافت، آشپزی و غیره)

Ex: After a long week at work , she finds it satisfying to tackle the housework on the weekends .

پس از یک هفته طولانی کار، او انجام کارهای خانه در آخر هفته را رضایتبخش می‌یابد.

heating [اسم]
اجرا کردن

سیستم گرمایشی

Ex:

خانه‌های جدید در محله ما دارای سیستم‌های گرمایشی خورشیدی هستند.

tap [اسم]
اجرا کردن

شیر (آب یا گاز)

Ex: The cold tap was n't working , so we only had hot water .

شیر آب سرد کار نمی‌کرد، بنابراین فقط آب گرم داشتیم.