رسانه و ارتباطات - افراد در رسانه های خبری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به افراد در رسانه های خبری مانند "ویراستار سیاسی"، "خبرنگار" و "پاپاراتزی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
اجرا کردن

نویسنده

Ex: He was promoted from a junior reporter to a staff writer at the city 's largest daily paper .

او از یک خبرنگار تازه‌کار به یک نویسنده کارمند در بزرگترین روزنامه روزانه شهر ارتقا یافت.

rewrite man [اسم]
اجرا کردن

بازنویس

Ex: The editor assigned the rewrite man to handle the story because it needed a lot of revisions .

ویراستار نویسنده بازنویسی را برای رسیدگی به داستان منصوب کرد زیرا به بازبینی‌های زیادی نیاز داشت.

اجرا کردن

ویراستار سیاسی

Ex: The political editor wrote a detailed report on the latest government policy changes .

ویراستار سیاسی یک گزارش دقیق در مورد آخرین تغییرات سیاست‌های دولت نوشت.

commentator [اسم]
اجرا کردن

گزارشگر

Ex: The commentator described every move in the football match .

مفسر هر حرکت در مسابقه فوتبال را توصیف کرد.

اجرا کردن

مفسر سیاسی

Ex: He has built a reputation as a respected political commentator , offering balanced perspectives on controversial issues .

او به عنوان یک مفسر سیاسی مورد احترام، شهرتی برای خود دست و پا کرده است که دیدگاه‌های متعادلی در مورد مسائل جنجالی ارائه می‌دهد.

columnist [اسم]
اجرا کردن

ستون‌‌نویس (روزنامه)

Ex: The columnist 's weekly column on technology reviews has a loyal following .

ستون هفتگی ستون‌نویس درباره بررسی‌های فناوری، دنبال‌کنندگان وفاداری دارد.

journalist [اسم]
اجرا کردن

روزنامه‌نگار

Ex: The journalist interviewed the prime minister yesterday .

روزنامه‌نگار دیروز با نخست‌وزیر مصاحبه کرد.

اجرا کردن

ستون‌نویس بخش شایعات

Ex: The gossip columnist made headlines after publishing a story about a scandal involving a popular singer .

ستون‌نویس شایعات پس از انتشار داستانی درباره یک رسوایی مربوط به یک خواننده محبوب، تیتر خبرها شد.

اجرا کردن

تحلیلگر اخبار

Ex: After the debate , the news analyst provided a detailed breakdown of each candidate 's performance .

پس از مناظره، تحلیلگر خبری تجزیه و تحلیل مفصلی از عملکرد هر نامزد ارائه داد.

اجرا کردن

هیئت تحریریه

Ex: Members of the editorial board often debate different viewpoints before settling on the final opinion piece .

اعضای هیئت تحریریه اغلب قبل از تصمیم گیری در مورد مقاله نهایی، در مورد دیدگاه‌های مختلف بحث می‌کنند.

اجرا کردن

خبرنگار اعزامی

Ex:

پوشش خبرنگار خارجی در مورد فاجعه طبیعی، بینش‌های ارزشمندی در مورد بحران بشردوستانه ارائه کرد.

copy boy [اسم]
اجرا کردن

پادو تحریریه

Ex: She started as a copy boy before working her way up to a reporter position .

او به عنوان یک پسر کپی شروع کرد قبل از اینکه راه خود را تا موقعیت خبرنگاری بالا ببرد.

paparazzi [اسم]
اجرا کردن

عکاس سمج و مزاحم

Ex: The paparazzi 's aggressive pursuit of celebrities has raised concerns about privacy and harassment .

تعقیب تهاجمی افراد مشهور توسط پاپاراتزی نگرانی‌هایی درباره حریم خصوصی و آزار و اذیت ایجاد کرده است.

اجرا کردن

روزنامه‌نگار چندرسانه‌ای

Ex: The newsroom hired a multimedia journalist to create engaging content for their social media accounts .

اتاق خبر یک روزنامه‌نگار چندرسانه‌ای را استخدام کرد تا محتوای جذابی برای حساب‌های شبکه‌های اجتماعی خود ایجاد کند.

editor [اسم]
اجرا کردن

سردبیر (روزنامه، مجله و غیره)

Ex: The editor collaborated with writers and photographers to create compelling content .

ویراستار با نویسندگان و عکاسان همکاری کرد تا محتوای جذابی ایجاد کند.

اجرا کردن

ستون‌نویس پرسش و پاسخ

Ex: The advice columnist 's thoughtful response helped the reader feel more confident about making a decision .

پاسخ متفکرانه ستون‌نویس مشاوره به خواننده کمک کرد تا در تصمیم‌گیری احساس اطمینان بیشتری کند.

censor [اسم]
اجرا کردن

سانسورچی

Ex: Censors removed several scenes from the movie .
contributor [اسم]
اجرا کردن

نویسنده (روزنامه و مجله)

Ex: The editor-in-chief praised the contributions of the staff writers and external contributors .

سردبیر از مشارکت نویسندگان کارکنان و مشارکت‌کنندگان خارجی قدردانی کرد.

اجرا کردن

روزنامه‌نگار جوان و تازه‌کار

Ex: After months of hard work , the cub reporter was promoted to a full-time reporter .

پس از ماه‌ها کار سخت، گزارشگر تازه‌کار به یک گزارشگر تمام‌وقت ارتقا یافت.

اجرا کردن

سرمقاله‌نویس

Ex: He became well-known as an editorialist for his bold takes on political matters .

او به عنوان یک مقاله‌نویس به خاطر نظرات جسورانه‌اش در مورد مسائل سیاسی معروف شد.

reporter [اسم]
اجرا کردن

گزارشگر

Ex: She started her career as a crime reporter , covering stories for the local newspaper .

او کار خود را به عنوان یک گزارشگر جنایی آغاز کرد، داستان‌هایی را برای روزنامه محلی پوشش می‌داد.

stringer [اسم]
اجرا کردن

خبرنگار نیمه‌وقت

Ex: The stringer 's role is crucial in providing coverage of events that may not be covered by full-time staff reporters .

نقش خبرنگار آزاد در پوشش رویدادهایی که ممکن است توسط گزارشگران تمام وقت پوشش داده نشوند، حیاتی است.

اجرا کردن

ناشر مجله

Ex: The magazine publisher decided to increase the frequency of the issue after noticing growing demand .

ناشر مجله پس از مشاهده تقاضای رو به رشد، تصمیم گرفت تناوب انتشار را افزایش دهد.

readership [اسم]
اجرا کردن

مخاطب (روزنامه، مجله و غیره)

Ex: The online publication tracks readership metrics to assess the popularity of articles and topics .

انتشار آنلاین، معیارهای خوانندگان را برای ارزیابی محبوبیت مقالات و موضوعات ردیابی می‌کند.