صفات زمان و مکان - صفت‌های فاصله مکانی

این صفات وسعت یا اندازه‌گیری فاصله بین اشیاء یا مکان‌ها را توصیف می‌کنند، و ویژگی‌هایی مانند "دور"، "دور"، "نزدیک"، "نزدیک" و غیره را منتقل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات زمان و مکان
close [صفت]
اجرا کردن

نزدیک

Ex: The close spacing of the chairs in the auditorium made it feel cramped .

فاصله نزدیک صندلی‌ها در سالن کنفرانس باعث می‌شد احساس تنگی کند.

near [صفت]
اجرا کردن

نزدیک

Ex: She moved to the near city to be closer to her workplace .

او به شهر نزدیک نقل مکان کرد تا به محل کارش نزدیک‌تر باشد.

nearby [صفت]
اجرا کردن

نزدیک

Ex: The nearby cafe serves delicious coffee and pastries .

کافه نزدیک قهوه و شیرینی‌های خوشمزه سرو می‌کند.

distant [صفت]
اجرا کردن

دور

Ex: The spaceship journeyed through distant galaxies .

فضاپیما از میان کهکشان‌های دور سفر کرد.

far [صفت]
اجرا کردن

دور

Ex: A lighthouse marked the far end of the rocky coastline .

یک فانوس دریایی انتهای دور ساحل سنگی را نشان می‌داد.

remote [صفت]
اجرا کردن

دور

Ex: The remote location of the research station made it difficult to reach .

موقعیت دورافتاده ایستگاه تحقیقاتی، دسترسی به آن را دشوار کرد.

faraway [صفت]
اجرا کردن

دور

Ex: She kept a postcard from a faraway beach as a reminder of their trip .

او یک کارت پستال از یک ساحل دورافتاده را به عنوان یادآوری سفرشان نگه داشت.

adjacent [صفت]
اجرا کردن

مجاور

Ex: Our hotel room had a beautiful view of the park adjacent to the river .

اتاق هتل ما منظره‌ای زیبا از پارک مجاور به رودخانه داشت.

contiguous [صفت]
اجرا کردن

پیوسته

Ex: The United States and Canada share a contiguous border along their entire length .

ایالات متحده و کانادا یک مرز پیوسته در تمام طول خود به اشتراک می‌گذارند.

reachable [صفت]
اجرا کردن

قابل دسترسی

Ex: The remote cabin is only reachable by hiking through the dense forest .

کلبه دورافتاده تنها با پیاده‌روی از میان جنگل انبوه قابل دسترسی است.

outlying [صفت]
اجرا کردن

دورافتاده

Ex: The outlying regions of the country are sparsely populated .

مناطق دورافتاده کشور کم جمعیت هستند.

far-flung [صفت]
اجرا کردن

دورافتاده

Ex: The company has expanded its operations to far-flung countries , reaching new markets .

شرکت عملیات خود را به کشورهای دورافتاده گسترش داده است و به بازارهای جدید دست یافته است.