صفات زمان و مکان - صفت های تداوم

این صفات طبیعت بدون وقفه یا یکپارچه چیزی را در طول زمان توصیف می‌کنند، و ویژگی‌هایی مانند "پیوسته"، "بدون وقفه"، "ثابت" و غیره را منتقل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات زمان و مکان
constant [صفت]
اجرا کردن

مدام

Ex: He showed constant kindness to everyone he met , earning him the respect of his peers .

او به همه کسانی که ملاقات می‌کرد مهربانی مداوم نشان می‌داد، که این باعث شد احترام همسالانش را به دست آورد.

ongoing [صفت]
اجرا کردن

در حال انجام

Ex: The ongoing investigation into the crime has involved multiple law enforcement agencies .

تحقیق جاری در مورد جنایت، چندین سازمان اجرای قانون را درگیر کرده است.

continuous [صفت]
اجرا کردن

مستمر

Ex: The continuous rainfall caused flooding in several low-lying areas of the city .

بارش‌های پیوسته باعث سیل در چندین منطقه کم‌ارتفاع شهر شد.

serial [صفت]
اجرا کردن

زنجیره‌ای

Ex: She enjoyed the serial release of new music singles from her favorite artist , eagerly anticipating each one .

او از انتشار متوالی تک‌آهنگ‌های جدید از هنرمند مورد علاقه‌اش لذت برد و با اشتیاق منتظر هر کدام بود.

alternate [صفت]
اجرا کردن

یکی‌درمیان

Ex:

محله ما در تابستان‌های متناوب مهمانی‌های محله‌ای برگزار می‌کند تا سنت را ویژه نگه دارد.

lifelong [صفت]
اجرا کردن

برای تمام عمر

Ex: He pursued a lifelong dream of traveling the world after retiring .

او به دنبال یک رویای مادام العمر سفر به دور دنیا پس از بازنشستگی بود.

relentless [صفت]
اجرا کردن

بی‌رحم

Ex: The soldiers struggled to defend their position against the relentless enemy .

سربازان برای دفاع از موضع خود در برابر دشمن بی‌امان تلاش کردند.

continual [صفت]
اجرا کردن

پی‌درپی

Ex: She faced continual challenges in her efforts to launch her own business .

او با چالش‌های مداوم در تلاش‌هایش برای راه‌اندازی کسب‌وکار خود روبرو شد.

cyclical [صفت]
اجرا کردن

چرخه ای

Ex: The moon 's phases follow a cyclical pattern , transitioning from new moon to full moon and back again .

مراحل ماه از یک الگوی چرخه‌ای پیروی می‌کنند، از ماه نو به ماه کامل و برعکس تغییر می‌کنند.

nonstop [صفت]
اجرا کردن

بی وقفه

Ex: The flight was nonstop from New York to London .

پرواز از نیویورک به لندن بدون توقف بود.

اجرا کردن

بی وقفه

Ex: We managed to have a conversation uninterrupted by any distractions.

ما موفق شدیم یک گفتگوی بی‌وقفه بدون هیچ گونه حواس پرتی داشته باشیم.

incessant [صفت]
اجرا کردن

پیوسته

Ex: He faced incessant criticism from his peers , but he remained unfazed .

او با انتقادات بی‌وقفه از سوی همسالانش روبرو شد، اما دست‌نخورده باقی ماند.

unceasing [صفت]
اجرا کردن

بی وقفه

Ex:

علیرغم بسیاری از شکست‌ها، او عزمی بی‌وقفه برای رسیدن به رویاهایش نشان داد.

اجرا کردن

متناوب

Ex: The factory experienced intermittent power outages , disrupting production .

کارخانه با قطعی برق متناوب مواجه شد که تولید را مختل کرد.

sporadic [صفت]
اجرا کردن

تک‌وتوک

Ex: The sporadic nature of her migraines made it challenging to predict when they would occur .

طبیعت پراکنده میگرن‌هایش پیش‌بینی زمان وقوع آن‌ها را دشوار می‌کرد.