صفات زمان و مکان - صفت های توالی
این صفات ترتیب یا چیدمان رویدادها، اشیاء یا اقدامات را در یک سری خاص توصیف میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اولیه
ارزیابی اولیه وضعیت نشان داد که تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.
مقدماتی
او یافتههای مقدماتی خود را در کنفرانس ارائه داد تا بازخورد همکاران را دریافت کند.
مقدمهای
او یک سخنرانی مقدماتی برای خوشامدگویی به مهمانان در رویداد ارائه داد.
ابتدایی
جامعههای شکار ابتدایی برای بقا به شدت به همکاری متکی بودند.
اوایل
آثار اولیه آهنگساز نویدبخش استعداد و خلاقیت زیادی است.
سوم
اثرات سوم تغییرات سیاست کمتر قابل توجه بود اما همچنان مهم بود.
بعدی
من برای قسمت بعدی برنامه تلویزیونی مورد علاقهام هیجان زده هستم.
دومی
بین پیشنهاد شغل اول و دوم او، او فرصت آخر را انتخاب کرد زیرا با اهداف شغلی او بهتر هماهنگ بود.
متعاقب
تحقیقات بعدی یافتههای اولیه مطالعه را تأیید کرد.
متوالی
توسعه متوالی فناوری بسیاری از صنایع را متحول کرده است.
متوالی
با هر تلاش متوالی، او مصممتر میشد تا به اهدافش برسد.
متوالی
او سه سال متوالی قهرمانی را به دست آورده است.
آتی
نویسنده به افشاگریهای آینده در قسمت بعدی مجموعه کتاب اشاره کرد.
میانی
دوره میانی بازی شاهد تغییر چشمگیری در حرکت بود وقتی که تیم ضعیف تر دو گل سریع به ثمر رساند.
قبلی
هنگام تصمیمگیری بین دو دانشگاه، او موسسه اول را به دلیل هیئت علمی معروف و فرصتهای تحقیقاتی آن انتخاب کرد.
قبلی
او در طول مصاحبه به تجربه کاری قبلی خود اشاره کرد.
مقدم
تحقیقات قبلی در مورد این موضوع، پایههای مطالعه فعلی را بنا نهاد.
دیر
پاسخ دیر هنگام مشتری، زمانبندی پروژه را به تأخیر انداخت.
نهایی
دستیابی به یک راهحل صلحآمیز، هدف نهایی مذاکرات صلح بود.
پایانی
بازی پایانی فصل قهرمانی را مشخص خواهد کرد.
قبل
من آخر هفته گذشته به دیدن پدربزرگ و مادربزرگم رفتم.
تعقیب کننده
او به سرعت حرکت کرد، نگاهی به پشت به شکل تعقیبکننده انداخت که فاصله را کم میکرد.
اولین در تاریخ
او با تکمیل اولین سفر اکتشافی انفرادی به قطب شمال تاریخ ساز شد.