صفات زمان و مکان - صفات جهت
این صفات به انتقال جهت یا مسیر مرتبط با یک عمل، حرکت یا موقعیت خاص کمک میکنند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
toward or on the east side when we are facing north

راست
نقاشی روی دیوار راست گالری آویزان شده بود.
located or directed toward the side of a human body where the heart is

چپ
گنج پنهان گفته میشد که جایی در ساحل چپ رودخانه مرموز دفن شده است.
located at or toward the forward-facing side or part of an object or space

جلو, جلویی، پیشین
حیاط جلو با گلهای رنگارنگ تزئین شده است.
situated or near the back of something

پشتی, عقب
پنجره عقب خانه به یک باغ آرام مشرف بود و منظرهای آرامشبخش برای ساکنان فراهم میکرد.
positioned across and parallel to the ground and not up or down

افقی
نمودار میلهای دادهها را در قالب افقی نمایش داد.
positioned at a right angle to the horizon or ground, typically moving up or down

عمودی
نمودار دادهها را با میلههای عمودی نشان میداد که هر دسته را نمایندگی میکرد.
going from one place to another in a straight line without stopping or changing direction

مستقیم
قطار یک مسیر مستقیم از شهر به حومه ارائه میدهد.
having an equal distance from each other at every point

موازی
ریلهای راهآهن به یکدیگر موازی هستند.
toward or to the south

بهسمت جنوب
ملک رو به جنوب است، بنابراین نور خورشید زیادی دریافت میکند.
toward or to the north

به سمت شمال
ملک به سمت شمال است، بنابراین نور خورشید زیادی دریافت میکند.
located in or coming from the east

شرقی
سمت شرقی کوه اولین جایی است که صبحها نور خورشید را دریافت میکند.
located or positioned toward the western direction

غربی, در غرب
سمت غربی جزیره به خاطر خط ساحلی ناهموارش معروف است.
located or positioned toward the northeastern direction

شمال شرقی
گوشه شمال شرقی باغ نور ملایم صبحگاهی را دریافت میکند.
located or positioned toward the northwestern direction

شمال غربی, جهت شمال غربی
سمت شمال غربی دریاچه جایی است که ماهیگیری در آن بهترین است.
situated or oriented in the direction of the southeast

جنوب شرقی, رو به جنوب شرقی
منطقه جنوب شرقی کشور به خاطر آب و هوای معتدل و تاریخ غنی اش معروف است.
oriented or directed toward the southwest

جنوب غربی, به سمت جنوب غربی جهت گرفته
مزرعه جنوب غربی مزرعه برای کشت محصولات استفاده میشود.
facing or directed toward the front

روبهجلو
بخش جلو کشتی محل اقامت کاپیتان بود.
facing or directed toward the rear

به عقب, معکوس
او ترجیح میداد در بخش عقب تئاتر بنشیند تا دید بهتری داشته باشد.
moving or directed toward a higher position

بالا رونده, به سمت بالا
زاویه بالا رونده خورشید سایههای بلندی در اواخر بعدازظهر انداخت.
facing or pointing toward a lower level or position

روبهپایین
جاروب پایین آبشار پرده ای مه آلود ایجاد کرد.
moving or facing in the opposite direction, often toward the back

معکوس, مخالف
سمت معکوس سکه طرحی متفاوت دارد.
positioned diagonally or at an angle, without being parallel or perpendicular

اریب
مسیر مایل دنبالهدار اخترشناسان را به مطالعه مسیر آن واداشت.
placed across another thing in a way that there is a right angle between the two of them

متقاطع, عرضی
خط عرضی مستطیل را به دو قسمت مساوی تقسیم میکند.
directed or moving toward the inside or center

درونی, به سمت داخل
جریان به داخل آب پس از توفان بارانی افزایش یافت.
directed or moving away from the center

بیرونی, به سمت بیرون
گسترش به سمت بیرون شهر به توسعههای جدید منجر شده است.
extending or inclined in a slanting direction

مورب, کج
کاشیها در یک الگوی مورب چیده شدند تا به کف ظاهری منحصر به فرد بدهند.
moving or turning in the same direction as the hands of a clock

در جهت عقربههای ساعت, ساعتگرد
رقصندگان در یک دایره در جهت عقربههای ساعت روی زمین حرکت کردند.
moving or turning in the opposite direction to the clockwise motion

در خلاف جهت عقربههای ساعت, جهت مخالف
حرکت پادساعتگرد پنکه یک نسیم خنک ایجاد کرد.
having a surface or direction that inclines at an angle

کج, مایل
مسیر شیبدار به سمت تپه نیازمند قدمگذاری دقیق بود.
opposite in order or effect

برعکس, وارونه
در ریاضیات، تابع معکوس عمل تابع اصلی را خنثی میکند.
arriving or coming toward a particular place or person

ورودی, در حال آمدن
پرواز ورودی از پاریس به دلیل هوای بد به تأخیر افتاد.
moving toward a particular place or person

نزدیک شونده, در راه
او به سرعت از مسیر قطار نزدیک شونده خارج شد.
moving or facing a direction from a higher to a lower position

پایینرونده, به سمت پایین
سمت پایین تپه با جنگلی انبوه پوشیده شده بود.
located behind or toward the rear

پشت, عقب، پشتی، عقبی
دیوار عقب نیاز به رنگ آمیزی مجدد دارد.
situated or moving in the direction opposite to the flow of a stream or current

بالادست, خلاف جریان
اکتشاف بالادست به کشف یک آبشار پنهان منجر شد.
situated or moving in the direction of the flow of a stream or current

پایین دست, در جهت جریان
سمت پایین دست سد جایی است که آب از آن خارج میشود.
