صفات زمان و مکان - صفات سن اشیاء

این صفات طول عمر زمانی یا کهنگی اشیاء را توصیف می‌کنند، و ویژگی‌هایی مانند "قدیمی"، "کهنه"، "تازه"، "جدید" و غیره را منتقل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات زمان و مکان
new [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex: The new software update includes several innovative features not seen before .

به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید شامل چندین ویژگی نوآورانه است که قبلاً دیده نشده بود.

latest [صفت]
اجرا کردن

جدیدترین

Ex: The company released its latest smartphone model with advanced features .

شرکت آخرین مدل گوشی هوشمند خود را با ویژگی‌های پیشرفته منتشر کرد.

fresh [صفت]
اجرا کردن

دست اول

Ex: He brought a fresh perspective to the team 's problem-solving approach .

او یک دیدگاه تازه به رویکرد حل مسئله تیم آورد.

brand-new [صفت]
اجرا کردن

نوی نو

Ex: The couple moved into their brand-new house , filled with anticipation .

زوجین به خانه کاملاً جدید خود نقل مکان کردند، پر از انتظار.

old [صفت]
اجرا کردن

قدیمی

Ex: She had old photographs of her parents displayed on the wall .

او عکس‌های قدیمی والدینش را روی دیوار آویزان کرده بود.

ancient [صفت]
اجرا کردن

باستانی

Ex: Legends spoke of an ancient kingdom , whose glory had faded into myth over time .

افسانه‌ها از یک پادشاهی قدیمی سخن می‌گفتند که شکوه آن با گذشت زمان به افسانه تبدیل شده بود.

اجرا کردن

دیرین

Ex: The company has a longstanding tradition of community involvement and philanthropy .

شرکت دارای سنت دیرینه‌ای از مشارکت جامعه و بشردوستی است.

age-old [صفت]
اجرا کردن

دیرینه

Ex: The age-old tradition of storytelling around the campfire brings people together .

سنت دیرینه گفتن داستان‌ها دور آتش کمپ مردم را گرد هم می‌آورد.

dated [صفت]
اجرا کردن

منسوخ

Ex: The website ’s layout felt dated and difficult to navigate compared to modern designs .

چیدمان وبسایت در مقایسه با طراحی‌های مدرن، منسوخ و دشوار برای پیمایش به نظر می‌رسید.

worn [صفت]
اجرا کردن

فرسوده

Ex:

ژاکت او فرسوده و رنگ‌پریده بود، اما به عنوان لباس مورد علاقه‌اش ارزش احساسی داشت.

shabby [صفت]
اجرا کردن

مندرس

Ex: His shabby jeans were torn at the knees and faded from years of wear .

شلوار جین کهنه او در زانوها پاره شده و از سال‌ها استفاده رنگ باخته بود.

weathered [صفت]
اجرا کردن

فرسوده

Ex: The weathered rock formations in the desert told stories of ancient geological processes .

تشکیلات سنگی فرسوده در بیابان داستان‌هایی از فرآیندهای زمین‌شناسی باستانی را روایت می‌کرد.

primordial [صفت]
اجرا کردن

اساسی

Ex: The primordial landscape of the desert evokes a sense of timeless beauty and mystery .

منظره ابتدایی صحرا حس زیبایی و رمز و راز بی‌زمان را برمی‌انگیزد.

all-new [صفت]
اجرا کردن

کاملاً جدید

Ex: This year ’s car model is all-new , with upgraded technology and a fresh look .

مدل ماشین امسال کاملاً جدید است، با فناوری ارتقا یافته و ظاهری تازه.

time-worn [صفت]
اجرا کردن

فرسوده توسط زمان

Ex: The time-worn statue in the park had lost its original luster but retained its charm .

مجسمه فرسوده توسط زمان در پارک درخشش اصلی خود را از دست داده بود اما جذابیت خود را حفظ کرده بود.