مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 40

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
to awe [فعل]
اجرا کردن

ترساندن

Ex: While hiking through the dense forest , we were awing at the magnificent scenery all around us .

در حالی که در جنگل انبوه پیاده‌روی می‌کردیم، از مناظر شگفت‌انگیز اطرافمان متحیر بودیم.

to wheedle [فعل]
اجرا کردن

(با نوازش و چرب‌زبانی) وادار کردن

Ex: They tried to wheedle information out of the witness .

آن‌ها سعی کردند اطلاعات را از شاهد تحت تأثیر قرار دهند.

to goad [فعل]
اجرا کردن

سیخونک زدن به

Ex: She would goad her brother by continually bringing up his past mistakes during family gatherings .

او با یادآوری مداوم اشتباهات گذشته برادرش در جمع‌های خانوادگی، او را تحریک می‌کرد.

to hoard [فعل]
اجرا کردن

احتکار کردن

Ex: Can you explain why people hoard items during times of uncertainty ?

آیا می‌توانید توضیح دهید که چرا مردم در زمان‌های عدم اطمینان اقلام را ذخیره می‌کنند؟

to exalt [فعل]
اجرا کردن

تجلیل کردن

Ex: The author always exalts the power of resilience in her inspirational writings .

نویسنده همیشه در نوشته‌های الهام‌بخش خود قدرت انعطاف‌پذیری را ستایش می‌کند.

to furlough [فعل]
اجرا کردن

اخراج کردن

Ex: Throughout the economic downturn , many businesses were furloughing workers to cope with declining revenue .

در طول رکود اقتصادی، بسیاری از کسب‌وکارها کارکنان خود را به مرخصی موقت فرستادند تا با کاهش درآمد مقابله کنند.

to burgeon [فعل]
اجرا کردن

شکوفا شدن

Ex:

ابتکارات آموزشی باعث رشد سریع حوزه تحقیق در سال‌های اخیر شده‌اند.

to foil [فعل]
اجرا کردن

بی‌اثر کردن

Ex: Unexpected challenges can foil even the most well-thought-out plans .

چالش‌های غیرمنتظره می‌توانند حتی بهترین برنامه‌های از پیش اندیشیده شده را خنثی کنند.

to bedaub [فعل]
اجرا کردن

آلودن

Ex: While playing with makeup , she was bedaubing her cheeks with blush .

در حالی که با آرایش بازی می‌کرد، گونه‌هایش را با سرخاب آغشته می‌کرد.

اجرا کردن

تکمیل کردن

Ex: The additional software features were designed to complement the existing functionality of the application .

ویژگی‌های نرم‌افزاری اضافی برای تکمیل عملکرد موجود برنامه طراحی شده‌اند.

to dare [فعل]
اجرا کردن

جرئت کردن

Ex: She dared to speak up against the injustice , even when others remained silent .

او جرأت کرد تا در برابر بی‌عدالتی صحبت کند، حتی زمانی که دیگران سکوت کردند.

to fray [فعل]
اجرا کردن

ساییدن

Ex: While hiking , the strap on her backpack was fraying , so she reinforced it with duct tape .

در حالی که پیاده‌روی می‌کرد، بند کوله‌پشتی او در حال ساییده شدن بود، بنابراین آن را با نوار چسب تقویت کرد.

to pilfer [فعل]
اجرا کردن

دله‌دزدی کردن

Ex: Security personnel were trained to identify and apprehend individuals attempting to pilfer electronic devices from the store .

پرسنل امنیتی آموزش دیده‌اند تا افرادی را که سعی در دزدیدن دستگاه‌های الکترونیکی از فروشگاه دارند، شناسایی و دستگیر کنند.

to advert [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن به

Ex: While discussing the project , he was adverting to the challenges they had encountered .

در حالی که در مورد پروژه بحث می‌کرد، او اشاره می‌کرد به چالش‌هایی که با آن‌ها مواجه شده بودند.

to slough [فعل]
اجرا کردن

(پوست، پر، مو و...) افتادن

to harangue [فعل]
اجرا کردن

نطق کردن

Ex: She will harangue the committee if they do not address her concerns .

او سخنرانی طولانی و عصبانی‌ای به کمیته خواهد کرد اگر به نگرانی‌هایش رسیدگی نکنند.

to extol [فعل]
اجرا کردن

ستودن

Ex: The teacher could n't help but extol the students for their outstanding academic achievements .

معلم نتوانست از ستایش دانش‌آموزان برای دستاوردهای تحصیلی برجسته‌شان خودداری کند.

to bask [فعل]
اجرا کردن

حظ بردن

Ex: Teams basked after the match , celebrating their hard-earned success .

تیم‌ها پس از مسابقه لذت بردند، موفقیت سخت‌کوشانه خود را جشن گرفتند.