افعال عمل گفتاری - افعال برای شکایات
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به شکایتها اشاره دارند مانند "اعتراض"، "مخالفت" و "غر زدن" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to express your annoyance, unhappiness, or dissatisfaction about something

شكايت كردن, گله کردن
مشتریان تصمیم گرفتند از خدمات ضعیفی که در رستوران دریافت کردند شکایت کنند.
to show disagreement by taking action or expressing it verbally, particularly in public

اعتراض کردن (در ملاء عام)
اعضای جامعه پلاکاردها را نگه داشتند و شعار دادند تا علیه بسته شدن کتابخانه محلی خود اعتراض کنند.
to express disapproval of something

مخالفت کردن, اعتراض کردن
از دانشآموزان تشویق شدند که نظرات خود را بیان کنند و برخی به برنامه جدید مدرسه اعتراض کردند.
to express one's dissatisfaction about something, often informally

شکایت کردن
به جای غر زدن در مورد وضعیت، ارتباط برقرار کردن و جستجوی راهحل سازندهتر است.
to strongly and angrily criticize or complain about something

گله کردن
والدین بدون تردید به شدت انتقاد کردند از اداره مدرسه به دلیل برخوردشان با یک حادثه قلدری.
to complain quietly or softly, often in a way that others cannot hear or understand

غر زدن, گله کردن
او اغلب غرغر میکند وقتی کارها آنطور که میخواهد پیش نمیرود.
to strongly and loudly express one's dissatisfaction

شکایت کردن, غر زدن
علیرغم پیروزی تیم، برخی از بازیکنان هنوز در مورد تصمیمات مربی غر میزدند.
to complain or express dissatisfaction about something

شکایت کردن
او از خدمات کند رستوران شکایت کرد.
to express dissatisfaction in a way that is annoying or repetitive

مدام از چیزی شکایت کردن
تمایل جین به غر زدن درباره ناراحتیهای جزئی، کار کردن در آرامش را برای همکارانش دشوار میکرد.
to argue and express one's disagreement or objection to something

شدیداً مخالفت کردن
شهروندان علیه ساخت بزرگراه جدید اعتراض کردند.
to complain in a persistent and annoying manner

غر زدن
به جای لذت بردن از سفر، امیلی تمام مسیر ماشین را در حال نالیدن از صندلیهای ناراحت گذراند.
to express dissatisfaction or injustice about something

گله کردن
به جای لذت بردن از رویداد، برخی از شرکتکنندگان نتوانستند از شکایت در مورد سازماندهی و برنامهریزی خودداری کنند.
to express one's disagreement, refusal, or reluctance

مخالفت کردن, اعتراض کردن
عضو کمیته به بودجه پیشنهادی اعتراض کرد و نگرانیهای خود را درباره امکانپذیری آن بیان کرد.
to proclaim or issue a denunciation, decree, or strong protest

اعتراض کردن, اعلام کردن
پادشاه فرمانی علیه مخالفان صادر کرد و دستور داد فوراً دستگیر شوند.
to make objections, often over small details without a good reason

بهانهگیری کردن, غر زدن، نق زدن
برخی از همکاران تمایل دارند که در مورد دمای دفتر خرده بگیرند، و در تنظیم ترموستات عیب پیدا کنند.