افعال عمل گفتاری - افعال برای شکایات

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به شکایت‌ها اشاره دارند مانند "اعتراض"، "مخالفت" و "غر زدن" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عمل گفتاری
to complain [فعل]
اجرا کردن

شكايت كردن

Ex: Tom did n't hesitate to complain when his order at the restaurant arrived with the wrong items .

تام وقتی که سفارشش در رستوران با موارد اشتباه تحویل داده شد، در شکایت کردن تردید نکرد.

to protest [فعل]
اجرا کردن

اعتراض کردن (در ملاء عام)

Ex: The scientist protested the misinterpretation of her research findings .

دانشمند به تفسیر نادرست یافته‌های تحقیقاتی خود اعتراض کرد.

to object [فعل]
اجرا کردن

مخالفت کردن

Ex: The environmentalists strongly objected to the government 's decision to allow drilling in the protected area .

محیط‌بانان به شدت به تصمیم دولت برای اجازه حفاری در منطقه حفاظت‌شده اعتراض کردند.

to beef [فعل]
اجرا کردن

شکایت کردن

Ex: Instead of constantly beefing , let 's focus on finding solutions to the problem .

به جای غر زدن مداوم، بیایید روی پیدا کردن راه‌حل‌های مشکل تمرکز کنیم.

to rail [فعل]
اجرا کردن

گله کردن

Ex: Despite the improvements , the customer continued to rail about the service quality .

علیرغم بهبودها، مشتری به شکایت شدید از کیفیت خدمات ادامه داد.

to grumble [فعل]
اجرا کردن

غر زدن

Ex: They grumbled softly as they waited for their food .

آن‌ها در حالی که منتظر غذایشان بودند، آرام غر زدند.

to bitch [فعل]
اجرا کردن

شکایت کردن

Ex: Instead of offering solutions , he spent the entire meeting bitching about the project timeline .

به جای ارائه راه‌حل‌ها، او تمام جلسه را به غر زدن درباره زمان‌بندی پروژه گذراند.

to gripe [فعل]
اجرا کردن

شکایت کردن

Ex: They griped over the new rules all morning .

آنها تمام صبح در مورد قوانین جدید شکایت کردند.

to bleat [فعل]
اجرا کردن

مدام از چیزی شکایت کردن

Ex: Instead of finding solutions , Mark continued to bleat about the challenges without taking any action .

به جای یافتن راه‌حل‌ها، مارک به شکایت از چالش‌ها بدون هیچ اقدامی ادامه داد.

اجرا کردن

شدیداً مخالفت کردن

Ex: The community members remonstrated against the construction of a new landfill in their residential area .

اعضای جامعه علیه ساخت یک زباله‌دانی جدید در منطقه مسکونی خود اعتراض کردند.

to whinge [فعل]
اجرا کردن

غر زدن

Ex: Even with the upgraded office facilities , some employees continued to whinge about minor inconveniences .

حتی با امکانات اداری ارتقا یافته، برخی از کارمندان به شکایت از ناراحتی‌های جزئی ادامه دادند.

to grouse [فعل]
اجرا کردن

گله کردن

Ex: During the meeting , team members started to grouse about the lack of communication from the leadership .

در طول جلسه، اعضای تیم شروع به شکایت از کمبود ارتباط از سوی رهبری کردند.

to demur [فعل]
اجرا کردن

مخالفت کردن

Ex: She demurred at the idea of endorsing the policy , raising ethical concerns .

او به ایده حمایت از سیاست اعتراض کرد، نگرانی‌های اخلاقی را مطرح کرد.

اجرا کردن

اعتراض کردن

Ex: The religious leader fulminated a decree denouncing the immoral practices and calling for repentance .

رهبر مذهبی فرمانی را صادر کرد که اعمال غیراخلاقی را محکوم می‌کرد و به توبه فراخواند.

to cavil [فعل]
اجرا کردن

بهانه‌گیری کردن

Ex: Even after a successful event , there were those who continued to cavil at the choice of music .

حتی پس از یک رویداد موفق، کسانی بودند که به عیبجویی از انتخاب موسیقی ادامه دادند.

to carp [فعل]
اجرا کردن

شکایت کردن

Ex: Critics seem to carp endlessly about plot holes no one else even notices .

منتقدان به نظر می‌رسد بی‌پایان درباره‌ی نق زدن به حفره‌های داستانی که هیچ‌کس دیگر حتی متوجه نمی‌شود.

to grouch [فعل]
اجرا کردن

ابراز ناراحتی کردن

Ex: Instead of enjoying the family gathering , Uncle Bob spent the entire time grouching about various issues .

به جای لذت بردن از جمع خانوادگی، عمو باب تمام وقت را به غر زدن درباره مسائل مختلف گذراند.