متقاعد کردن
فروشنده از تکنیکهای متقاعدکننده برای متقاعد کردن مشتری به ارتقاء به اشتراک پریمیوم استفاده کرد.
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به متقاعد کردن اشاره دارند مانند "متقاعد کردن"، "وسوسه کردن" و "پیشنهاد دادن" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
متقاعد کردن
فروشنده از تکنیکهای متقاعدکننده برای متقاعد کردن مشتری به ارتقاء به اشتراک پریمیوم استفاده کرد.
قانع کردن
فعال بیوقفه کار کرد تا جامعه را برای مشارکت در تلاشهای حفاظت از محیط زیست متقاعد کند.
اغوا کردن
رستوران با ارائه پیشغذای رایگان همراه با هر غذای اصلی، مشتریان را به امتحان کردن آیتمهای جدید منو ترغیب کرد.
کسی را راضی به انجام کاری کردن
مصاحبهکننده سعی کرد مصاحبهشونده را ترغیب کند تا جزئیات بیشتری درباره تجربیاتش به اشتراک بگذارد.
راضی کردن
با پشتکار و جذاب بودن، او راضی کرد کمیته را و تأیید آنها را گرفت.
فریفتن
علیرغم شک و تردید اولیه، سخنران کاریزماتیک توانست مخاطبان را فریب دهد تا از ایدههای جنجالی او حمایت کنند.
قانع کردن
او توانست با پیشنهاد پختن غذای مورد علاقهشان، همخانهاش را ترغیب کند تا در نظافت خانه کمک کند.
تحت تاثیر قرار دادن
معترضان در حالی که سیاستمداران در داخل بحث میکردند، تماشاگران را ترغیب میکردند تا به تظاهرات آنها بپیوندند.
توصیه کردن
پزشک یک برنامه درمانی خاص را برای رسیدگی به وضعیت پزشکی بیمار توصیه خواهد کرد.
پیشنهاد کردن
او یک روش جدید برای حل مشکل پیشنهاد داد.
متقاعد کردن
او دوستانش را متقاعد کرد تا در اعتراض علیه تغییرات آب و هوایی به او بپیوندند.
وسوسه کردن
عطر کلوچههای تازه پخته شده او را وسوسه کرد تا رژیمش را بشکند و از یک خوراکی شیرین لذت ببرد.
وسوسه کردن
شرکت یک تخفیف ویژه ارائه داد تا مشتریان جدید را فریب دهد تا محصولاتشان را امتحان کنند.
جذب کردن
طراحی و معماری منحصر به فرد ساختمان، گردشگران را از سراسر جهان جذب کرد.
بیشفروشی (بازاریابی)
در یک رستوران، یک پیشخدمت ممکن است با توصیه پیشغذاهای اضافی یا ارتقاءها برای بهبود تجربه غذاخوری فروش بیشتری انجام دهد.
تحت فشار قرار دادن
والدین باید تصمیمات فرزندان خود را بدون فشار به انتخابهای شغلی خاص راهنمایی کنند.
مجبور کردن
کمپین تبلیغاتی طراحی شده بود تا مصرفکنندگان را به امتحان کردن محصول جدید هل دهد.
نهادینه کردن
آداب و رسوم فرهنگی برای نهادینه کردن ارزشها و عادات مشترک در یک جامعه طراحی شدهاند.
از طریق تکرار آموزش دادن
در طول تاریخ، جوامع تلاش کردهاند تا ارزشهای فرهنگی را به اعضای خود القا کنند.
شستشوی مغزی دادن
مشخص شد که دیکتاتور با موفقیت شستشوی مغزی داده است ملت را زمانی که شهروندان با اشتیاق از سیاستهای سرکوبگرانه حمایت کردند.
مشاوره دادن
رهبران مذهبی اغلب به اعضای جماعت خود در مورد مسائل ایمان، اخلاق و چالشهای شخصی توصیه میکنند.
نصیحت کردن
به عنوان یک مشاور مورد اعتماد، او به مشتریان مشاوره میدهد تا به آنها در گرفتن تصمیمات مالی آگاهانه کمک کند.
توصیه کردن
او به من توصیه کرد کتابهای بیشتری بخوانم تا دایره واژگان و مهارتهای درک مطلب خود را بهبود بخشم.
نصیحت کردن
معلم به دانشآموزان توصیه کرد که تکالیف خود را به موقع کامل کنند تا موفقیت تحصیلی را تضمین کنند.
تشویق و ترغیب کردن
رهبر در حال حاضر گروه را به ماندن متمرکز بر ماموریتشان ترغیب میکند.
کمکم فهماندن
معلمان اغلب سعی میکنند از طریق راهنمایی و حمایت، حس مسئولیت و رهبری را در شاگردان خود القا کنند.