قیدهای زمان و مکان - قیدهای مکان
قیدهای مکان دستهای از قیدها هستند که اطلاعاتی درباره مکان و موقعیت یک عمل یا رویداد مانند "اینجا"، "اطراف"، "پشت" و غیره ارائه میدهند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
at a specific, immediate location

اینجا, به اینجا
او دیروز کیفش را اینجا گذاشت.
at a place that is not where the speaker is

آنجا, به آنجا
لطفاً آنجا کنار در بایستید.
at a great distance or elevation from the ground or a reference point

در بالای, بهسمت بالا
بازیکن بسکتبال بلند پرید تا یک دانک قوی انجام دهد.
in or toward a physically low place, level, or posture

در ارتفاع کم, با ارتفاع کم، به پایین
هواپیما پایین از فراز درختان پرواز کرد.
in a way that encompasses or is present on multiple sides or throughout an area

اطراف, دور
آنها میتوانستند خندهای را بشنوند که در اطراف طنین انداز میشد.
covering a wide area or present in many locations

همه جا, از همه جا
کاغذ رنگیها همه جا پس از گل نهایی باریدند.
in every part of a particular area or location

در همه جا, در سراسر
بوی دود در همه جا مدتها پس از خاموش شدن آتش باقی ماند.
at or to a significant depth

در اعماق, عمیق
زیردریایی به عمق اقیانوس فرود آمد تا تحقیقات را انجام دهد.
at or to a midpoint between two locations

در وسط, در بین
او در میانه راه پلهها ایستاد تا نفَسش را بگیرد.
at half the distance between two locations

در میانه راه, نیمه راه
بزرگراه یک پمپ بنزین در میانه راه بین دو شهر دارد.
at or toward a specified place

اینجا, این طرف
من یک جای راحت برای نشستن اینجا کنار پنجره پیدا کردم.
in or toward a location that is at or near the center

مرکزی, در مرکز
گلدانی که در مرکز میز قرار داشت به نقطه کانونی اتاق تبدیل شد.
in an upward or vertical position

عمودی, راست
او بسته را عمودی حمل کرد، مطمئن شد که واژگون نمیشود.
in the natural or original location

in situ, در محل
اشیاء قبل از انتقال به موزه به دقت in situ بررسی شدند.
into or toward the interior of a country or region

به سمت مرکز کشور, مربوط به داخل کشور، داخلی
آنها مزرعه خود را در داخل کشور، دور از مناطق پر جنب و جوش شهری تأسیس کردند.
in the sea, but not too far from the coast

قسمت ساحلی دریا
مزرعه بادی در دریا ساخته شد تا از قدرت بادهای اقیانوسی بهرهبرداری کند.
up in or into the air

در هوا, در بالاترین نقطه، بالا
بادبادک در آسمان آبی صاف در ارتفاع رقصید.
under the surface of the earth

زیر زمین
تاسیسات شهری، مانند لولههای آب و فاضلاب، زیر زمین قرار دارند.
to, in, or at any place

هر جا, هر کجا
شما میتوانید هر جایی که دوست دارید در تئاتر بنشینید.
in, at, or to some unspecified place

جایی
او بسته را جایی نزدیک در ورودی گذاشت.
in, to, or at some unspecified place

جایی, در مکانی نامشخص
کلیدها باید جایی در خانه باشند؛ بیایید به جستجو ادامه دهیم.
to or in all places

همهجا
در طول جشنواره، تزئینات همه جا در شهر وجود داشت.
