قیدهای زمان و مکان - قیدهای مکان نسبی

این قیدها مکان یا موقعیت چیزی را نسبت به چیز دیگری نشان می‌دهند، مانند "پشت"، "زیر"، "مقابل"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای زمان و مکان
behind [قید]
اجرا کردن

پشت

Ex:

در حالی که آنها راه می‌رفتند، سگ پشت سر ماند و زمین را بو می‌کرد.

below [قید]
اجرا کردن

زیر

Ex:

ابرها زیر قله کوه‌ها شناور بودند.

under [قید]
اجرا کردن

زیر

Ex: Water was dripping down and pooling under .

آب می‌چکید و زیر جمع می‌شد.

underneath [قید]
اجرا کردن

در زیر

Ex: A shadow moved underneath and then vanished .

سایه‌ای زیر حرکت کرد و سپس ناپدید شد.

beneath [قید]
اجرا کردن

(در) زیر

Ex:

آنها پناهگاهی زیر پیدا کردند وقتی باران شروع شد.

above [قید]
اجرا کردن

در بالای

Ex: Water dripped from the ceiling tiles above .

آب از کاشی‌های سقف بالا چکه می‌کرد.

beyond [قید]
اجرا کردن

فراتر

Ex:

رودخانه از دید خارج می‌شود و فراتر می‌رود.

back [قید]
اجرا کردن

به‌سوی عقب

Ex: He stepped back to give her some space .

او به عقب برگشت تا به او کمی فضا بدهد.

on [قید]
اجرا کردن

روی

Ex:

او لیوان را با دقت روی گذاشت.

across [قید]
اجرا کردن

از این سو به آن سو

Ex:

او توپ را از میان پرتاب کرد و در بوته‌ها فرود آمد.

past [قید]
اجرا کردن

از مقابل

Ex:

دونده‌ها صبح زود از کنار دریاچه دویدند.

in front [قید]
اجرا کردن

جلو

Ex: There was a long line of cars in front at the gas station .

صف طولانی از ماشین‌ها جلوی پمپ بنزین بود.

abroad [قید]
اجرا کردن

به خارج

Ex: We usually go abroad for a week in May to escape the routine .

ما معمولاً در ماه می برای فرار از روزمرگی به خارج از کشور می‌رویم.

overseas [قید]
اجرا کردن

در خارج

Ex: The company expanded its business operations overseas to reach a global audience .

شرکت عملیات تجاری خود را به خارج از کشور گسترش داد تا به مخاطبان جهانی دست یابد.

downhill [قید]
اجرا کردن

به سمت پایین

Ex: The car started to roll downhill after the driver released the brake .

ماشین پس از رها کردن ترمز توسط راننده شروع به غلتیدن به سمت پایین کرد.

overhead [قید]
اجرا کردن

بر فراز آسمان

Ex: During the hike , we admired the eagles soaring overhead .

در طول پیاده‌روی، ما به عقاب‌هایی که بالای سرمان در حال پرواز بودند، تحسین کردیم.

clear [قید]
اجرا کردن

به طور واضحی

Ex:

او به وضوح بیان کرد، مطمئن شد که همه می‌توانند او را بشنوند.

opposite [قید]
اجرا کردن

روبه‌رو

Ex: He turned to face her , sitting opposite with a smile .

او به سمت او چرخید، با لبخندی روبه‌رو نشسته بود.

astray [قید]
اجرا کردن

گمراه

Ex: The car broke down , and we went astray from the highway , delaying our arrival .

ماشین خراب شد، و ما از بزرگراه منحرف شدیم، که باعث تأخیر در رسیدن ما شد.

out front [قید]
اجرا کردن

جلوی در

Ex:

سگ جلوی در پارس می‌کرد، احتمالاً به پستچی.