قیدهای انگلیسی اشاره کننده به "مناطق محصور"

این قیدها مکان یا موقعیت چیزی را نسبت به یک منطقه محصور مانند یک اتاق یا ساختمان نشان می‌دهند. آنها شامل "داخل"، "خارج"، "بالا" و غیره می‌شوند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای زمان و مکان
in [قید]
اجرا کردن

درون

Ex:

او به داخل رسید تا کتابی را از قفسه بردارد.

out [قید]
اجرا کردن

بیرون

Ex:

او اغلب در طول روز بیرون است.

inside [قید]
اجرا کردن

داخل

Ex: Please come inside ; it 's starting to rain .

لطفاً داخل بیایید؛ باران شروع می‌شود.

outside [قید]
اجرا کردن

بیرون

Ex: The children played outside in the backyard all afternoon .

بچه‌ها تمام بعدازظهر را در حیاط خلوت بیرون بازی کردند.

within [قید]
اجرا کردن

در

Ex:

مدیر مشغول است اما اگر داخل منتظر بمانید به زودی شما را خواهد دید.

outdoors [قید]
اجرا کردن

بیرون

Ex: They set up a projector and watched a movie outdoors .

آن‌ها یک پروژکتور راه اندازی کردند و یک فیلم در فضای باز تماشا کردند.

home [قید]
اجرا کردن

به خانه

Ex: I decided to stay home and rest instead of going out .

من تصمیم گرفتم به جای بیرون رفتن در خانه بمانم و استراحت کنم.

at home [قید]
اجرا کردن

در خانه

Ex: They spent the weekend quietly at home .

آنها آخر هفته را به آرامی در خانه گذراندند.

aboard [قید]
اجرا کردن

سوار (کشتی، هواپیما و...)

Ex:

او تنها چند ثانیه قبل از حرکت کشتی سوار شد.

upstairs [قید]
اجرا کردن

(به) طبقه بالا

Ex: Please keep the noise down , our neighbors upstairs might get disturbed .

لطفاً سر و صدا را کم کنید، همسایه‌های ما در بالا ممکن است آزار ببینند.

downstairs [قید]
اجرا کردن

به طبقه پایین

Ex: We have a cozy sitting area downstairs by the fireplace .

ما یک منطقه نشیمن دنج در پایین کنار شومینه داریم.

next door [قید]
اجرا کردن

در خانه مجاور

Ex: I heard a loud noise and went next door to see if everything was okay .

صدای بلندی شنیدم و رفتم کنار تا ببینم همه چیز مرتب است.

onstage [قید]
اجرا کردن

روی صحنه تئاتر

Ex: He stumbled briefly onstage but quickly recovered .

او به طور خلاصه روی صحنه لغزید اما به سرعت بهبود یافت.

backstage [قید]
اجرا کردن

پشت صحنه

Ex: The crew moved props backstage between scenes .

تیم صحنه، وسایل صحنه را پشت صحنه بین صحنه‌ها جابه‌جا کرد.

on board [قید]
اجرا کردن

سوار (کشتی یا هواپیما)

Ex: