قیدهای زمان و مکان - قیدهای تکرار

قیدهای تکرار دسته‌ای از قیدها هستند که اطلاعاتی درباره اینکه یک عمل یا رویداد چقدر اتفاق می‌افتد ارائه می‌دهند، مانند "روزانه"، "ماهانه"، "اغلب" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای زمان و مکان
commonly [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: The software is commonly installed on office computers .

نرم‌افزار معمولاً روی کامپیوترهای اداری نصب می‌شود.

ordinarily [قید]
اجرا کردن

معمولا

Ex: He ordinarily follows a strict fitness routine .

او معمولاً یک روال تناسب اندام سختگیرانه را دنبال می‌کند.

frequently [قید]
اجرا کردن

اغلب

Ex: Students are reminded to ask questions frequently during class .
routinely [قید]
اجرا کردن

به‌طور معمول

Ex: The security personnel routinely patrol the premises at night .

پرسنل امنیتی به طور معمول در شب از محوطه گشت زنی می‌کنند.

invariably [قید]
اجرا کردن

همیشگی

Ex: The plan has invariably proven to be successful .

این برنامه همیشه موفقیت‌آمیز بوده است.

always [قید]
اجرا کردن

همیشه

Ex: They always celebrate birthdays with a party .

آنها همیشه تولدها را با یک جشن جشن می‌گیرند.

sometimes [قید]
اجرا کردن

گاهی

Ex: We sometimes have a barbecue in the backyard .

ما گاهی در حیاط خلوت باربیکیو داریم.

every so often [عبارت]
اجرا کردن

هر از گاهی

Ex: We go on a family vacation every so often .
hourly [قید]
اجرا کردن

ساعتی

Ex: The data backups are performed hourly for safety .

پشتیبان‌گیری از داده‌ها ساعتی یکبار برای ایمنی انجام می‌شود.

daily [قید]
اجرا کردن

روزانه

Ex: We water the plants daily during summer .

ما در تابستان گیاهان را روزانه آبیاری می‌کنیم.

nightly [قید]
اجرا کردن

هر شب

Ex: The starry sky can be observed nightly in the countryside .

آسمان پرستاره را می‌توان هر شب در روستا مشاهده کرد.

weekly [قید]
اجرا کردن

هفتگی

Ex:

آنها پرتفوی سرمایه‌گذاری خود را هفتگی بررسی می‌کنند.

monthly [قید]
اجرا کردن

ماهانه

Ex: They send a progress report to the manager monthly .

آن‌ها گزارش پیشرفت را ماهانه به مدیر ارسال می‌کنند.

yearly [قید]
اجرا کردن

سالانه

Ex: She plans her financial budget yearly .

او بودجه مالی خود را سالانه برنامه‌ریزی می‌کند.

annually [قید]
اجرا کردن

سالانه

Ex: He reviews his investment portfolio annually .
often [قید]
اجرا کردن

اغلب

Ex: She often volunteers at the community center .

او اغلب در مرکز جامعه داوطلب می‌شود.

اجرا کردن

همیشه

Ex: His leg hurts all the time , with no relief .

پایش همیشه درد می‌کند، بدون هیچ تسکینی.

usually [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: They usually meet at the coffee shop on Fridays .

آنها معمولاً جمعه‌ها در کافی‌شاپ ملاقات می‌کنند.

normally [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: He normally spends weekends with his family .

او معمولاً آخر هفته را با خانواده اش می گذراند.

typically [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: She typically drinks coffee in the morning .

او معمولاً صبح‌ها قهوه می‌نوشد.

regularly [قید]
اجرا کردن

به‌طور منظم

Ex: He checks his email regularly throughout the day .

او به طور منظم در طول روز ایمیل خود را بررسی می‌کند.