در نزدیکی
طوفان نزدیک شد، و ما میتوانستیم ابرهای تاریک را در حال نزدیک شدن ببینیم.
این قیدها اطلاعاتی درباره وسعت یا اندازهگیری فاصله بین اشیاء، مکانها یا موقعیتهایی مانند "نزدیک"، "دور"، "دورتر" و غیره ارائه میدهند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
در نزدیکی
طوفان نزدیک شد، و ما میتوانستیم ابرهای تاریک را در حال نزدیک شدن ببینیم.
در نزدیکی
بچهها نزدیک بازی میکردند، در محدوده شنوایی والدینشان.
در نزدیکیِ
صندلیها نزدیک به هم چیده شدهاند، که فضایی صمیمی برای گفتوگو ایجاد میکند.
از نزدیک
او اجرا را از ردیف جلو از نزدیک تماشا کرد.
بهطور نزدیک
قطارها در ساعتهای شلوغ به طور فشرده حرکت میکنند تا تقاضای مسافران را برآورده کنند.
کنار هم
کشتیها کنار هم در تشکیل حرکت میکردند، نمایشی خیرهکننده ایجاد میکردند.
اینجا در اطراف
رستورانهای کمی در این حوالی وجود دارد، که باعث محدود شدن گزینههای غذاخوری میشود.
دور
صدای طوفان از دور آرامتر شد وقتی که آنها به داخل رفتند.
دور از هم
دو رویداد با فاصله چند سال رخ دادند، اما به وضوح مرتبط بودند.
از دور
همانطور که خورشید غروب میکرد، سراب یک واحه در بیابان در دوردست میدرخشید.
دور
او قبل از پیدا کردن دریاچه پنهان، دور به داخل جنگل راه رفت.
در خارج از کشور
دور از خانه، او هم هیجانزده بود و هم دلتنگ خانه.
در مجاورت
یک کافی شاپ در نزدیکی وجود دارد که میتوانیم برای گپ زدن ملاقات کنیم.