قیدهای زمان و مکان - قیدهای ترتیب

این قیدها اطلاعاتی درباره رابطه زمانی یا ترتیبی بین اعمال یا رویدادهای مختلف ارائه می‌دهند، مانند "اول"، "بعدی"، "بعد" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای زمان و مکان
first [قید]
اجرا کردن

اولاً

Ex: Before making decisions , it 's essential to gather all the necessary information first .

قبل از تصمیم‌گیری، ضروری است که اول تمام اطلاعات لازم را جمع‌آوری کنید.

next [قید]
اجرا کردن

سپس

Ex: We 're thrilled to discover what innovative project she 'll tackle next .
originally [قید]
اجرا کردن

در اصل

Ex: The park originally covered twice as much land as it does now .

پارک در اصل دو برابر زمینی که اکنون دارد را پوشش می‌داد.

initially [قید]
اجرا کردن

در آغاز

Ex: The app initially had just 100 users ; today it serves millions .

این برنامه در ابتدا فقط 100 کاربر داشت؛ امروز به میلیون‌ها نفر خدمت می‌کند.

اجرا کردن

در وهله اول

Ex: In the first place , we do n't have enough funding for this project , and secondly , we 're short-staffed .

در درجه اول, ما بودجه کافی برای این پروژه نداریم، و ثانیاً، کمبود نیروی انسانی داریم.

previously [قید]
اجرا کردن

قبلاً

Ex: I had previously attended a similar workshop , so I was familiar with the content .

من پیش از این در یک کارگاه مشابه شرکت کرده بودم، بنابراین با محتوا آشنا بودم.

after [قید]
اجرا کردن

بعد از

Ex: The store closes at 9 PM , but customers can still exit after .

فروشگاه ساعت 9 شب بسته می‌شود، اما مشتریان می‌توانند بعد از آن خارج شوند.

second [قید]
اجرا کردن

دوم

Ex:

ما باید هزینه‌ها را کاهش دهیم. دوم، باید درآمد را افزایش دهیم.

afterward [قید]
اجرا کردن

سپس

Ex: The family enjoyed a delicious meal , and everyone shared stories afterward .

خانواده از یک وعده غذایی خوشمزه لذت بردند و همه بعداً داستان ها را به اشتراک گذاشتند.

last [قید]
اجرا کردن

بعد از (همه چیز یا همه کس)

Ex: The author last published a book two years ago .

نویسنده آخرین بار دو سال پیش کتابی منتشر کرد.

اجرا کردن

متعاقباً

Ex: He graduated in 2019 and subsequently moved to New York .

او در سال 2019 فارغ‌التحصیل شد و پس از آن به نیویورک نقل مکان کرد.

third [قید]
اجرا کردن

سوم

Ex: First , he denied the claim ; second , he demanded proof ; and third , he threatened legal action .

اول، او ادعا را رد کرد؛ دوم، شواهد خواست؛ و سوم، تهدید به اقدام قانونی کرد.

formerly [قید]
اجرا کردن

سابقاً

Ex: Formerly , the company operated under a different name .

پیشتر، شرکت تحت نام دیگری فعالیت می‌کرد.

اجرا کردن

متوالی

Ex: The company launched a series of products successively to meet customer demands .

شرکت یک سری محصولات را به ترتیب راه‌اندازی کرد تا خواسته‌های مشتریان را برآورده کند.

اجرا کردن

به‌ترتیب

Ex: The students , Alice and Bob , scored 90 % and 85 % , respectively .

دانش‌آموزان، آلیس و باب، به ترتیب 90% و 85% امتیاز گرفتند.

serially [قید]
اجرا کردن

به صورت سریالی

Ex: The artist created her paintings serially , completing one before starting the next .

هنرمند نقاشی‌هایش را به صورت متوالی خلق کرد، یکی را تمام کرد قبل از شروع بعدی.

اجرا کردن

به‌صورت متوالی

Ex: They worked consecutively for 12 hours to meet the deadline .

آن‌ها به مدت 12 ساعت متوالی کار کردند تا به مهلت مقرر برسند.