واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - Value

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ارزش را که برای آزمون آموزش عمومی IELTS ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
precious [صفت]
اجرا کردن

گرانبها

Ex:

مجسمه فلزی گرانبها یک شاهکار از صنایع دستی هنری است.

costly [صفت]
اجرا کردن

پرهزینه

Ex: The repair for the car 's transmission was going to be costly , so they decided to trade it in instead .

تعمیر گیربکس ماشین گران تمام می‌شد، بنابراین تصمیم گرفتند آن را معاوضه کنند.

luxurious [صفت]
اجرا کردن

مجلل

Ex: The resort offered luxurious villas with private pools and stunning ocean views .

مجتمع تفریحی، ویلاهای مجلل با استخرهای خصوصی و چشم‌اندازهای خیره‌کننده از اقیانوس ارائه می‌داد.

extravagant [صفت]
اجرا کردن

بسیار گران

Ex: The wedding reception was extravagant , complete with a five-course meal and fireworks .

مهمانی عروسی پرزرق و برق بود، با یک وعده غذایی پنج قسمتی و آتش بازی.

overpriced [صفت]
اجرا کردن

خیلی پرهزینه

Ex: The overpriced coffee shop had few customers during the week .

کافی شاپ گران قیمت در طول هفته مشتریان کمی داشت.

lavish [صفت]
اجرا کردن

بخشنده

Ex: The actor received a lavish welcome at the premiere of his latest film .

بازیگر در اولین نمایش آخرین فیلم خود استقبالی پرطرفدار دریافت کرد.

affordable [صفت]
اجرا کردن

مقرون‌به‌صرفه

Ex: The university offers affordable tuition rates for students from diverse socioeconomic backgrounds .

دانشگاه نرخ‌های شهریه مقرون‌به‌صرفه را برای دانشجویان از زمینه‌های اجتماعی-اقتصادی مختلف ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

مقرون‌به‌صرفه

Ex: The company provides budget-friendly travel packages .

شرکت بسته‌های مسافرتی مقرون‌به‌صرفه ارائه می‌دهد.

economy [صفت]
اجرا کردن

using resources efficiently or sparingly, often emphasizing cost savings or minimal waste

Ex: The economy model of the smartphone offers all the essential features at a lower price .
economic [صفت]
اجرا کردن

کارآمد

Ex: She devised an economic solution to the problem .
undervalued [صفت]
اجرا کردن

کم‌ارزش‌شده

Ex:

استارتاپ کوچک با وجود پتانسیلش توسط سرمایه‌گذاران کم‌ارزش شمرده شد.

economical [صفت]
اجرا کردن

اقتصادی

Ex: They chose an economical solution that reduced production costs significantly .

آنها یک راه‌حل اقتصادی را انتخاب کردند که هزینه‌های تولید را به‌طور قابل‌توجهی کاهش داد.

اجرا کردن

کارآمد اما مقرون‌به‌صرفه

Ex: The software upgrade was cost-effective , as it improved productivity without requiring additional hardware purchases .

ارتقای نرم‌افزار مقرون به صرفه بود، زیرا بدون نیاز به خرید سخت‌افزار اضافی، بهره‌وری را بهبود بخشید.

low-budget [صفت]
اجرا کردن

کم‌هزینه

Ex: A low-budget vacation often involves finding affordable accommodations .

تعطیلات کم هزینه اغلب شامل یافتن اقامتگاه‌های مقرون‌به‌صرفه می‌شود.

اجرا کردن

ارزش چیزی را دست کم گرفتن

Ex: She felt that society undervalued her efforts , despite the long hours she put in .

او احساس می‌کرد که جامعه ارزش کمتری به تلاش‌هایش می‌دهد، علیرغم ساعات طولانی که صرف کرده بود.

اجرا کردن

به ندرت ارزش خود را از دست دادن

prized [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: Her prized accomplishment was winning the prestigious award for her research .

دستاورد ارزشمند او برنده شدن جایزه معتبر برای تحقیقاتش بود.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی