واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - ارزش
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ارزش را که برای آزمون آموزش عمومی IELTS ضروری است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
possessing qualities that make something rare or highly valuable

گرانبها
ساعت گرانبهای خانوادگی از چندین نسل منتقل شد.
costing much money, often more than one is willing to pay

پرهزینه, گران
خرید خانه در آن محله به دلیل قیمت بالای ملک پرهزینه خواهد بود.
extremely comfortable, elegant, and often made with high-quality materials or features

مجلل, لوکس، پرتجمل
قایق تفریحی مجلل از روی آبهای زلال عبور کرد و تجربهای درجه یک ارائه داد.
costing a lot of money, more than the necessary or affordable amount

بسیار گران
سبک زندگی پرخرج سلبریتی شامل ماشینهای لوکس و لباسهای طراحی شده بود.
expensive in way that is not reasonable

خیلی پرهزینه, بیش از حد گران
او شکایت کرد که بلیطهای کنسرت خیلی گران بودند.
generous in giving or expressing

بخشنده, دستودلیاز
میزبان سخاوتمند مطمئن شد که هر مهمانی احساس خاص و خوبی داشته باشد.
having a price that a person can pay without experiencing financial difficulties

مقرونبهصرفه, اقتصادی
رستوران گزینههای منوی مقرونبهصرفه متنوعی را برای مشتریان حساس به بودجه ارائه میدهد.
priced to be affordable and not too expensive

مقرونبهصرفه
آنها یک هتل مقرونبهصرفه نزدیک ساحل پیدا کردند.
using resources efficiently or sparingly, often emphasizing cost savings or minimal waste

اقتصادی, صرفهجویانه
بسیاری از مردم هتل اقتصادی را برای اقامتهای کوتاه ترجیح میدهند زیرا مقرونبهصرفهتر است.
achieving effectiveness while using the minimum necessary time, effort, or resources

کارآمد
فرآیند برای اقتصادیتر بودن بازطراحی شد.
regarded as less significant or worthy

کمارزششده
تخصص او در این زمینه توسط همکارانش کمتر از حد واقعی ارزیابی شد.
using resources wisely and efficiently and minimizing waste and unnecessary expenses

اقتصادی, مقرونبهصرفه
تغییر شرکت به سمت روشهای اقتصادیتر منجر به افزایش سود شد.
producing good results without costing too much

کارآمد اما مقرونبهصرفه
شرکت یک راهحل مقرونبهصرفه را برای سادهسازی فرآیند تولید و کاهش ضایعات اجرا کرد.
characterized by a limited amount of financial resources or funding

کمهزینه
آنها یک عروسی کم هزینه برنامهریزی کردند تا پول پسانداز کنند.
priced lower than its perceived or actual value, making it a bargain or a good deal

ارزان تر از حد معمول
to underestimate the financial value or worth of as an asset, a company, currency, etc.

ارزش چیزی را دست کم گرفتن
شرکت به طور مداوم مشارکت کارکنان خود را کم ارزش میدانست.
denoting the quality of minimizing expenses or preserving financial resources

مقرونبهصرفه
