بزرگتر (نسبتا)
کتاب بزرگتر از حد معمول حملش سخت بود اما به خاطر تصاویر دقیقش ارزش تلاش را داشت.
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اندازه و مقیاس را که برای آزمون عمومی آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بزرگتر (نسبتا)
کتاب بزرگتر از حد معمول حملش سخت بود اما به خاطر تصاویر دقیقش ارزش تلاش را داشت.
بسیار بزرگ
درخت کهنسال تنهای عظیم داشت، به اندازهای پهن که چند نفر میتوانستند آن را در آغوش بگیرند.
غولپیکر
آنها با یک دهانه عظیم در صحرا روبرو شدند، شواهدی از برخورد یک شهاب سنگ از قرنها پیش.
به بزرگی ماموت
پل یک ساختار عظیم بود که تمام رودخانه را در بر میگرفت.
غولپیکر
فیل عظیمالجثه از میان جنگل حمله کرد و ردّی از ویرانی به جای گذاشت.
غول پیکر
ویرانههای فیل مانند باستانی، با بلوکهای سنگی عظیم خود، به تمدنی با قدرت زیاد اشاره داشتند.
بسیار بزرگ
SUV عظیمالجثه دو جای پارک را اشغال کرد، که باعث ناراحتی دیگر رانندگان شد.
بزرگتر و مهمتر
شخصیت بزرگنماییشده او او را به روح هر مهمانی تبدیل میکرد.
عظیم
موج کوهمانند با نیرویی باورنکردنی به ساحل برخورد کرد.
عظیم
پل یک ساختار عظیم بود که تمام رودخانه را در بر میگرفت.
غولپیکر
کوه یخ عظیم به طور شومی در اقیانوس شناور بود و تهدیدی برای کشتیهای عبوری محسوب میشد.
غولپیکر
صحنههای نبرد عظیم رمان، فصلهای کامل را پر میکرد.
بسیار عظیم
تعداد ستارههای جهان به سادگی ستارهشناسی است، فراتر از درک انسان.
بزرگتر از حد معمول
صندلی بزرگ برای جمع شدن با یک کتاب در یکشنبههای تنبل عالی بود.
حجیم
آنها تلویزیون قدیمی حجیم خود را به نفع مدلی شیکتر و مدرنتر اهدا کردند.
بسیار کوچک و کوتاه
او از درخت بونسای لیلیپوتیانی شگفتزده شد، که با دقت هرس شده بود تا اندازه کوچک آن حفظ شود.
بسیار کوچک
خانه عروسکی مبلمان خیلی کوچک داشت، از جمله یک پیانوی بزرگ مینیاتوری.
ضعیف و ریزهاندام
بچه گربه ضعیف و کوچک به زحمت صدایی از خود درآورد در حالی که برای جلب توجه میومیو میکرد.
فوقالعاده کوچک
دوربین جاسوسی به اندازه اتمی بود، در داخل یک دکمه پنهان شده بود.
مینیاتوری
او یک مجسمه مینیاتوری از یک چهره تاریخی معروف تراشید، که استعدادش را در جزئیات نشان میداد.
کوچک
او در طول پیادهرویی طبیعتگردی خود یک قورباغه کوچک را دید که در مسیر در حال پریدن بود.
کوچکتر از حد متوسط
کوله پشتی کوچک او برای یک کودک مهدکودک عالی بود.
فوقالعاده کوچک
سوء تغذیه سگ ولگرد را با بدنی کوتوله و پاهای ضعیف رها کرد.
بسیار کوچک
او مجسمههای شبیه اسباببازی هواپیماهای قدیمی را جمعآوری کرد.
بسیار کوچک
آلودگی شامل پلاستیکهای زیر میکروسکوپی میشود که منابع آب را آلوده میکنند.
کوچکتر شدن
امیدهایش پژمرده شد وقتی نامه رد شدن را دید.
اندازه چیزی را کوچک کردن
ارتش عملیات خود را در منطقه کاهش داد.
بزرگتر از حد معمول
شکلات سایز بزرگ میان بچهها یک خوراکی محبوب بود.