کلمات عمومی آیلتس برای "شدت"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شدت را که برای آزمون آموزش عمومی آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
profound [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: His speech had a profound effect on the audience , leaving them inspired .

سخنرانی او تأثیری عمیق بر مخاطبان داشت و آن‌ها را الهام‌بخش کرد.

fierce [صفت]
اجرا کردن

بسیار شدید

Ex: She showed a fierce determination to succeed in her career .

او عزمی سرسختانه برای موفقیت در حرفه‌اش نشان داد.

immoderate [صفت]
اجرا کردن

نامتعادل

Ex: The immoderate heat made it difficult to stay outdoors for long periods .

گرمای بی‌اندازه باعث شد که ماندن در فضای باز برای مدت‌های طولانی دشوار باشد.

tolerable [صفت]
اجرا کردن

قابل قبول

Ex: The hotel room was tolerable , offering the basics but nothing special .

اتاق هتل قابل تحمل بود، امکانات اولیه را فراهم می‌کرد اما چیز خاصی نداشت.

rich [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: She wore a dress in a rich emerald green that caught everyone 's attention .

او لباسی به رنگ سبز زمردی پررنگ پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.

to escalate [فعل]
اجرا کردن

تشدید کردن

Ex: Failure to address the issue promptly may escalate tensions within the community .

عدم رسیدگی به موقع به مشکل ممکن است تنش‌ها را در جامعه افزایش دهد.

to mitigate [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: Ongoing efforts are currently mitigating the environmental damage caused by industrial activities .

تلاش‌های جاری در حال کاهش خسارات زیست‌محیطی ناشی از فعالیت‌های صنعتی هستند.

to abate [فعل]
اجرا کردن

کاهش یافتن

Ex: As the firefighters worked tirelessly , the flames gradually began to abate , and the smoke cleared .

در حالی که آتش‌نشانان بی‌وقفه کار می‌کردند، شعله‌ها به تدریج شروع به کاهش کردند و دود پاک شد.

to tame [فعل]
اجرا کردن

از شدت چیزی کاستن

Ex: She worked hard to tame her fear of public speaking .

او سخت کار کرد تا ترس خود از سخنرانی در جمع را رام کند.

to dampen [فعل]
اجرا کردن

از قدرت یا شدت چیزی کاستن

Ex: The rain did n’t dampen their excitement for the outdoor concert .

باران کاهش نداد هیجان آنها را برای کنسرت فضای باز.

to subside [فعل]
اجرا کردن

فروکش کردن

Ex: The ongoing medication is currently helping the pain to subside.

داروی در حال مصرف در حال حاضر به کاهش درد کمک می‌کند.

اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: Please tone your criticism down; it's discouraging for the team.

لطفاً انتقادات خود را کمتر کنید؛ این برای تیم دلسرد کننده است.

to weaken [فعل]
اجرا کردن

تضعیف کردن

Ex: The medication weakened the severity of her symptoms , providing relief from the discomfort of the illness .

دارو شدت علائم او را کاهش داد، که باعث تسکین ناراحتی ناشی از بیماری شد.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ منحصر به فرد بودن جامعه Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسانی صفات اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات شخصیتی تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالات عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تأیید پشیمانی و غم اقدامات رابطه‌ای اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها جنبش‌ها فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن آماده‌سازی غذا تغییر و شکل‌دهی
خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری سرگرمی‌ها و روال‌ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری حرفه‌های تخصصی
شغل‌های کار دستی شغل‌های خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش‌های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و جنسیت
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای اظهار نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تناوب قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی