کلمات عمومی آیلتس برای "شدت"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شدت را که برای آزمون آموزش عمومی آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
profound [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The earthquake caused profound damage to the city , leaving many buildings in ruins .

زلزله خسارات عمیقی به شهر وارد کرد و بسیاری از ساختمان‌ها را به ویرانه تبدیل کرد.

fierce [صفت]
اجرا کردن

بسیار شدید

Ex: The political debate was marked by fierce arguments and heated exchanges .

مناظره سیاسی با استدلال‌های سخت و تبادلات داغ مشخص شد.

immoderate [صفت]
اجرا کردن

نامتعادل

Ex: The company 's immoderate expansion plans caused financial strain .

طرح‌های توسعه بی‌رویه شرکت باعث فشار مالی شد.

tolerable [صفت]
اجرا کردن

قابل قبول

Ex: The hotel room was tolerable , offering the basics but nothing special .

اتاق هتل قابل تحمل بود، امکانات اولیه را فراهم می‌کرد اما چیز خاصی نداشت.

rich [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The fabric had a rich , golden hue that shimmered in the light .

پارچه دارای رنگی غنی و طلایی بود که در نور می‌درخشید.

to escalate [فعل]
اجرا کردن

تشدید کردن

Ex: The company 's decision to cut benefits was continuously escalating employee dissatisfaction .

تصمیم شرکت برای کاهش مزایا به طور مداوم نارضایتی کارکنان را افزایش می‌داد.

to mitigate [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: The emergency response teams were continuously mitigating the effects of the natural disaster .

تیم‌های پاسخگویی اضطراری به طور مداوم اثرات فاجعه طبیعی را کاهش می‌دادند.

to abate [فعل]
اجرا کردن

کاهش یافتن

Ex: The fever began to abate after several days of rest and hydration .

تب پس از چند روز استراحت و آبرسانی شروع به کاهش کرد.

to tame [فعل]
اجرا کردن

از شدت چیزی کاستن

Ex: The teacher managed to tame the noisy classroom with a single stern look .

معلم با یک نگاه سخت‌گیرانه موفق به رام کردن کلاس پرسر و صدا شد.

to dampen [فعل]
اجرا کردن

از قدرت یا شدت چیزی کاستن

Ex: The sudden delay dampened their hopes of finishing the race on time .

تأخیر ناگهانی امید آنها برای پایان دادن به مسابقه در زمان مقرر را کاهش داد.

to subside [فعل]
اجرا کردن

فروکش کردن

Ex: The doctor expects the swelling to subside with the prescribed treatment .

پزشک انتظار دارد که تورم با درمان تجویز شده کاهش یابد.

اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: The speaker had to tone down the language to make the speech suitable for all audiences .

گوینده مجبور شد زبان را ملایم‌تر کند تا سخنرانی برای همه مخاطبان مناسب باشد.

to weaken [فعل]
اجرا کردن

تضعیف کردن

Ex: The negotiations weakened the terms of the contract , with both parties compromising on certain clauses .

مذاکرات شرایط قرارداد را تضعیف کرد، با هر دو طرف در برخی از بندها مصالحه کردند.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ منحصر به فرد بودن جامعه Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسانی صفات اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات شخصیتی تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالات عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تأیید پشیمانی و غم اقدامات رابطه‌ای اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها جنبش‌ها فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن آماده‌سازی غذا تغییر و شکل‌دهی
خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری سرگرمی‌ها و روال‌ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری حرفه‌های تخصصی
شغل‌های کار دستی شغل‌های خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش‌های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و جنسیت
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای اظهار نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تناوب قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی