واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - عمومیت

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به عمومیت را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آموزش عمومی IELTS ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
habitual [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: Researching and outlining are part of my habitual process for writing an essay or article .

تحقیق و طرح‌ریزی بخشی از فرآیند معمول من برای نوشتن یک مقاله یا مطلب است.

customary [صفت]
اجرا کردن

مرسوم

Ex: It is customary to shake hands as a greeting in many Western cultures .

در بسیاری از فرهنگ‌های غربی، مرسوم است که به عنوان سلام دست می‌دهند.

commonplace [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: The street vendor sold commonplace items such as bottled water and snacks.

فروشنده خیابانی اقلام معمولی مانند آب بطری و تنقلات می فروخت.

widespread [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: The misinformation about the new policy became widespread on social media .

اطلاعات نادرست درباره سیاست جدید در رسانه‌های اجتماعی گسترده شد.

routine [صفت]
اجرا کردن

وظایف عادی

Ex: Checking emails is a routine task for most office workers .

بررسی ایمیل‌ها یک کار روتین برای بیشتر کارمندان اداری است.

typical [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: It 's typical for toddlers to start walking between the ages of 9 and 15 months .

معمول است که کودکان نوپا بین سنین 9 تا 15 ماهگی شروع به راه رفتن کنند.

universal [صفت]
اجرا کردن

جهانی

Ex: The universal need for education underscores its importance as a fundamental human right .

نیاز جهانی به آموزش، اهمیت آن را به عنوان یک حق اساسی بشر برجسته می‌کند.

prevalent [صفت]
اجرا کردن

متداول ترین

Ex: In this region , malaria is prevalent during the rainy season .

در این منطقه، مالاریا در فصل بارانی شایع است.

frequent [صفت]
اجرا کردن

مکرر

Ex: The frequent visits from their relatives kept them busy .

بازدیدهای مکرر اقوامشان آنها را مشغول نگه می‌داشت.

traditional [صفت]
اجرا کردن

رایج

Ex: She followed the traditional morning routine of coffee and newspaper before starting her day .

او قبل از شروع روز خود، روال صبحگاهی سنتی قهوه و روزنامه را دنبال کرد.

plain [صفت]
اجرا کردن

عاری از پیچیدگی

Ex: The solution to the problem became plain after discussing it with the team .

راه حل مشکل پس از بحث با تیم آشکار شد.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی