واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - قدرت و نفوذ
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به قدرت و نفوذ را که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
remaining strong and effective even when facing challenges or difficulties

قاطع
پاسخ محکم جامعه به جلوگیری از بسته شدن کتابخانه محلی کمک کرد.
not capable of being effectively hindered or stopped

غیر قابل مهار
جریان متوقفنشدنی گدازههای آتشفشانی همه چیز را در مسیر خود نابود کرد.
having a confident and commanding presence that conveys authority and expertise

تاثیرگذار و مهم
تصمیم مقتدرانه قاضی بلافاصله بحث را به پایان رساند.
showing firmness in one's opinions and refusing to be swayed or influenced

سرسخت, مقاوم
او در مورد موضع خود در مورد مسائل زیستمحیطی محکم بود، از شیوههای پایدار دفاع میکرد.
(of a person) not functioning in the most effective or productive manner

ناکارآمد
عضو ناکارآمد تیم اغلب برای کارهایی که دیگران به سرعت به تنهایی انجام میدادند، نیاز به کمک داشت.
not possessing the power or ability to affect a situation

ناتوان, عاجز
تلاشهای ناتوان شرکت برای بهبود از رسوایی فقط اوضاع را بدتر کرد.
lacking the necessary ability or skill to perform a specific task or achieve a particular outcome

ناتوان
کارمند ناتوان اغلب به دلیل عدم برآورده کردن انتظارات توبیخ میشد.
failing to achieve a desired result

بیاثر, بیهوده
عذرخواهی او بیاثر بود—آسیبی که وارد کرده بود را جبران نکرد.
unable to result in success or anything useful

بیهوده, بیثمر
او متوجه شد که بحث بیشتر بیفایده خواهد بود، بنابراین به آرامی شرایط را پذیرفت.
became physically or mentally weakened, often resulting in a loss of strength or vitality

تضعیفشده
having significant power and influence

تاثیرگذار
فرهنگ مسلط در این منطقه توسط قرنها سنت شکل گرفته است.
having a position of authority or power

مسلط, مستبد
پایبندی دقیق فرمانده به پروتکل، عملیات روان را تضمین کرد.
able to be physically harmed or wounded

آسیبپذیر, ضعیف، حساس
سگ ولگرد، زخمی و تنها، در خیابانها آسیبپذیر به نظر میرسید.
persuasive in a way that captures attention or convinces effectively

متقاعدکننده
استدلال قانعکننده او بسیاری از نظرات را در اتاق تغییر داد.
commanding great respect or fear due to having exceptional strength, excellence, or capabilities

تحسینبرانگیز, قابل ستایش
کوه یک چالش عظیم برای کوهنوردان ارائه داد.
having a strong memory or ability to remember

عالی (در به خاطر سپردن چیزها)
حتی پس از سالها، ماریان در به خاطر آوردن خاطرات کودکی خود با جزئیات زنده سرسخت بود.
not functioning or not in working order, indicating a lack of operation or effectiveness

غیر فعال
(of a feeling) to greatly and suddenly influence someone

بر کسی غلبه کردن
ترس او را فرا گرفت وقتی که شب تنها راه میرفت، و این باعث شد که قدمهایش را تندتر کند.
| واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) | |||
|---|---|---|---|
| اندازه و مقیاس | ابعاد | وزن و ثبات | افزایش در مقدار |
| کاهش مقدار | Intensity | زمان و مدت | فضا و مساحت |
| شکلها | Speed | Significance | Insignificance |
| قدرت و نفوذ | منحصر به فرد بودن | جامعه | Complexity |
| کیفیت بالا | کیفیت پایین | Value | چالشها |
