واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - منحصر به فرد بودن
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به منحصر به فرد بودن را که برای آزمون آموزش عمومی آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
showing a unique and exceptional quality that is unparalleled or without equal

بیهمتا
زیبایی و ظرافت بینظیر او همه را در اتاق مسحور کرد.
impossible to compare because of unmatched quality or characteristics

غیر قابل مقایسه
تجربه چتربازی برای اولین بار بینظیر بود، که مرا هم از هیجان و هم از حیرت پر کرد.
possessing a quality that is noticeable and different

متمایز, مشخص
سبک نوشتاری متمایز او مقاله را برجسته کرد.
incapable of being compared to others due to superior quality or excellence

بیهمتا, بیمانند
مهارتهای رهبری بینظیر او در سراسر سازمان شناخته شد.
unmatched in comparison to others

بینظیر
فداکاری و کار سخت تیم منجر به موفقیتی بینظیر در صنعت شد.
limited to a particular person, group, or purpose

انحصاری, اختصاصی
او یک دعوت انحصاری به نمایش مد دریافت کرد، که مخصوص مهمانان ویژه و افراد داخل صنعت بود.
remarkable or very unusual, often in a positive way

فوقالعاده
استعداد فوقالعاده هنرمند به آنها اجازه داد تا آثار هنری خیرهکنندهای خلق کنند.
clearly superior or exceptional compared to others

برجسته
ویژگی برجسته او عزم راسخ اوست.
never having existed or happened before

بیسابقه, بینظیر
دولت برای کنترل بحران اقداماتی بیسابقه انجام داد.
having no equal or comparison

منحصربهفرد
خدمات مشتری شرکت بینظیر است؛ آنها همیشه فراتر از حد انتظار برای کمک به مشتریان خود عمل میکنند.
unique and unlike anything else

منحصربهفرد
صنعتگر یک قطعه جواهر بینظیر برای مشتری ساخت.
different from what is typically expected or common

استثنایی
slightly strange in behavior, appearance, or ideas

غیر عادی, عجیب و غریب
این هنرمند به دلیل رویکرد عجیب و غریب خود در نقاشی شناخته شده بود.
unusual or strange in a way that is unexpected

شگفتانگیز, غیر منتظره
رفتار عجیب گربه همسایه، که از شنا در حوضچه لذت میبرد، همه را متعجب کرد.
not following established customs or norms

غیر متعارف, نامتعارف
انتخابهای سبک زندگی غیر متعارف او اغلب به گفتگوهای جالبی در گردهماییهای اجتماعی منجر میشد.
not considered usual or normal

عجیبوغریب
رفتار عجیب گربه، مانند تعقیب دم خود برای ساعتها، خانواده را سرگرم کرد.
strange or unexpected in appearance, style, or behavior

عجیبغریب, غیر عادی
رفتار عجیب مردی که اصرار داشت برای کار لباس مرغ بپوشد، ابروهای همکارانش را بالا برد.
deviating from what is considered conventional or expected

عجیبوغریب
کل وضعیت عجیب به نظر میرسید، و همه را متحیر گذاشت.
exciting or beautiful because of having qualities that are very unusual or different

منحصربهفرد, خاص
تاتوهای عجیب و غریب او داستانهایی از سرزمینهای دور را روایت میکردند.
differing from what is usual, expected, or standard

غیر معمول, نامتعارف
رفتار غیرمعمول او نگرانیهایی در میان دوستانش ایجاد کرد.
happening at irregular intervals

نادر, کمیاب
سرویس اتوبوس کمتواتر رفت و آمد را دشوار میکرد.
happening or done from time to time, without a consistent pattern

گاهبهگاه
کتابفروشی قدیمی گاه به گاه جلسات امضای کتاب با نویسندگان مشهور برگزار میکند تا مشتریان را جذب کند.
rarely occurring or happening

ندرتاً
تعریفهای رئیس کم اما بسیار ارزشمند است.
happening infrequently or uncommon in occurrence

کمیاب, نادر، نایاب، استثنایی
یافتن دوستی واقعی نادر اما بیقیمت است.
(of actions, ideas, etc.) very new and different from the norm

متمایز
آنها تغییرات اساسی را در ساختار شرکت برای بهبود کارایی اجرا کردند.
characterized by being at the forefront of new developments or leading the way in innovation and exploration

پیشگام
generally accepted and followed by many people

متعارف
در بسیاری از کشورهای غربی مرسوم است که هنگام ملاقات با کسی برای اولین بار دست بدهند.
| واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) | |||
|---|---|---|---|
| اندازه و مقیاس | ابعاد | وزن و ثبات | افزایش در مقدار |
| کاهش مقدار | شدت | زمان و مدت | فضا و مساحت |
| شکلها | سرعت | اهمیت | بیاهمیتی |
| قدرت و نفوذ | منحصر به فرد بودن | جامعه | پیچیدگی |
| کیفیت بالا | کیفیت پایین | ارزش | چالشها |
