واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - کاهش مقدار

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به کاهش مقدار که برای آزمون عمومی آموزش IELTS ضروری است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اجرا کردن

ناکافی

Ex: They faced delays due to insufficient manpower to complete the construction on time .

آنها به دلیل نیروی کار ناکافی برای تکمیل ساخت‌وساز به موقع، با تأخیر مواجه شدند.

sparse [صفت]
اجرا کردن

پراکنده

Ex: The information available on the ancient civilization was sparse and fragmented .

اطلاعات موجود در مورد تمدن باستانی پراکنده و تکه تکه بود.

scant [صفت]
اجرا کردن

اندک

Ex: The report provided scant information about the upcoming changes .

گزارش اطلاعات کمی در مورد تغییرات آینده ارائه داد.

inadequate [صفت]
اجرا کردن

ناکافی (برای یک هدف خاص)

Ex: The medicine dosage was inadequate for treating the infection .
limited [صفت]
اجرا کردن

محدود

Ex: The store had a limited supply of the new video game , so it sold out quickly .
scarce [صفت]
اجرا کردن

کمتر از حد کافی

Ex: Opportunities for advancement were scarce in the company , leading to employee dissatisfaction .

فرصت‌های پیشرفت در شرکت کم بود، که منجر به نارضایتی کارکنان شد.

deficient [صفت]
اجرا کردن

ناکافی (از نظر کمی یا کیفیت)

Ex: The deficient insulation in the walls resulted in high energy bills during the winter .

عایق‌بندی ناقص در دیوارها منجر به قبض‌های انرژی بالا در طول زمستان شد.

reduced [صفت]
اجرا کردن

کاهش یافته (از نظر کمیت)

Ex: The diet plan resulted in a reduced intake of calories , helping individuals lose weight effectively .

برنامه رژیم غذایی منجر به کاهش مصرف کالری شد و به افراد کمک کرد تا به طور موثر وزن کم کنند.

cutback [اسم]
اجرا کردن

کاهش

Ex: The film 's cutbacks in special effects lowered its quality .

کاهش‌ها در جلوه‌های ویژه فیلم کیفیت آن را پایین آورد.

اجرا کردن

کاهش

Ex: Urban sprawl caused the diminishment of farmland around the city .

گسترش شهری باعث کاهش زمین‌های کشاورزی در اطراف شهر شد.

diminution [اسم]
اجرا کردن

کاهش

Ex: The diminution of his influence in the company surprised everyone .

کاهش نفوذ او در شرکت همه را شگفت‌زده کرد.

lowering [اسم]
اجرا کردن

کاهش

Ex: He noticed a gradual lowering in his energy levels after the long flight .

او پس از پرواز طولانی متوجه کاهش تدریجی سطح انرژی خود شد.

contraction [اسم]
اجرا کردن

کاهش

Ex: Economic contraction during the recession affected global markets .

انقباض اقتصادی در دوران رکود بر بازارهای جهانی تأثیر گذاشت.

lessening [اسم]
اجرا کردن

کاهش

Ex: A lessening of strict rules made the school more student-friendly .

کاهش قوانین سخت‌گیرانه مدرسه را دانش‌آموزپسندتر کرد.

shrinkage [اسم]
اجرا کردن

انقباض

Ex: Fabric shrinkage can be prevented by following care labels .

انقباض پارچه را می‌توان با دنبال کردن برچسب‌های مراقبت جلوگیری کرد.

to fall off [فعل]
اجرا کردن

کاهش یافتن

Ex: With the changing seasons , the daylight hours started to fall off , leading to shorter days .

با تغییر فصل‌ها، ساعات روشنایی روز شروع به کاهش کرد، که منجر به روزهای کوتاه‌تر شد.

to diminish [فعل]
اجرا کردن

کم شدن

Ex: Without intervention , the availability of fresh water is likely to diminish .

بدون مداخله، احتمال کاهش دسترسی به آب شیرین وجود دارد.

to deflate [فعل]
اجرا کردن

از ارزش یا مقدار چیزی کاستن

Ex: The housing bubble burst , deflating property values across the region .

حباب مسکن ترکید، کاهش دادن ارزش املاک در سراسر منطقه.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی