واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - Speed
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سرعت را که برای آزمون آموزش عمومی آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
done with excessive speed or urgency

عجولانه
ما عجولانه نگاهی به اسناد قبل از جلسه انداختیم.
able to move quickly and easily

چابک, چالاک
ربات چالاک به راحتی در مسیر مانور مانور داد.
occurring or moving with great speed

سریع
او یک ضربه سریع به توپ زد و آن را به سمت دروازه فرستاد.
moving or progressing at a faster rate than usual

سریعتر از حد معمول
سرعت شتابدار ماشین باعث شد او در حالی که در بزرگراه رانندگی میکرد احساس نشاط کند.
moving in a high speed

چابک
رودخانه سریع از میان دره گذشت.
moving, reacting, or functioning more slowly than usual

کند
گردش خون میتواند کند شود وقتی که برای مدت طولانی نشستهاید.
happening in a relaxed and unrushed manner

بدون عجله
سرعت آرام پیادهروی به همه اجازه داد تا از مناظر لذت ببرند.
to slow down or reduce the speed of something

کند کردن, از سرعت (چیزی) کاستن
برای محافظت از بار شکننده، اپراتور جرثقیل باید هنگام پایین آوردن بار روی اسکله به آرامی آن را کند کند.
to cease to make progress or move forward

متوقف شدن
پیشرفت تیم به دلیل کمبود ارتباط متوقف شد.
to move rapidly

سریع حرکت کردن
ماشین با سرعت از کنار ما گذشت در بزرگراه، و ردی از گرد و غبار به جا گذاشت.
to become faster

سرعت گرفتن, شتاب گرفتن
مانیتور ضربان قلب نشان داد که ضربان قلب بیمار شروع به تسریع کرد، که نیاز به توجه پزشکی داشت.
to make a vehicle, machine or object move more quickly

سرعت دادن, شتاب کردن
خلبان با مهارت جت را شتاب داد تا به سرعت به ارتفاع بالاتری صعود کند.
