ظاهر - زیبایی زنانه
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی را که ظاهر زنانه مانند "جادوگر"، "پری دریایی" و "خیره کننده" را توصیف می کنند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
an attractive person, especially a woman

زن زیبا
او نمیتوانست چشم از زیبایی که وارد اتاق میشد بردارد.
a beautiful and admired woman, especially one who stands out at a social event

زن یا دختر زیبا, زیباترین زن یا دختر (در مکانی بخصوص)
در هر مهمانی، جولیا همیشه زیبا است، همه اطرافیان خود را مسحور میکند.
a beautiful or attractive woman

زن یا دختر بسیار زیبا و جذاب
او به زیبا در آن سوی اتاق لبخند زد، به امید اینکه متوجه شود.
an attractive and tempting woman who usually causes trouble for a man who is in relationship with her

زن جذاب و دردسرساز
او نقش یک femme fatale حیلهگر را بازی کرد که همه اطرافیانش را فریب میدهد.
a woman who is very good-looking

زن جذاب
او در مجله به عنوان یک بمب بلوند توصیف شد.
a woman who is adored, especially for her beauty or charm

دلربا
او در لباس عروسیاش شبیه یک الهه به نظر میرسید.
(especially of a woman) beautiful, with a tall elegant figure

قدبلند و جذاب, خوشهیکل
زیبایی مجسمهوار او همه را در اتاق مسحور کرد وقتی که وارد شد.
sexually alluring in appearance, voice, or atmosphere

هیجانانگیز (از نظر جنسی)
کمپین تبلیغاتی از تصاویر وسوسهانگیز برای فروش عطر استفاده کرد.
(especially of a woman) having a pleasant and attractive appearance

بسیار زیبا, خوشمنظر
روستا با خانههای زیبا پر شده بود، هر کدام با جذابیت منحصر به فرد خود.
strongly charming

مسحورکننده, جذاب
کتابفروشی قدیمی جذابیت مسحورکنندهای داشت، با قفسههای خاک گرفته و گنجینههای پنهانش.
(of a woman) having attractive or pleasing features

زیبا, جذاب، خوشقیافه
او به عنوان زیباترین زن سرزمین شناخته میشد.
very attractive or pretty

جذاب, زیبا
آنها در یک کلبه کوچک زیبا در کنار دریا زندگی میکنند.
an attractive English girl who has fair skin and rosy cheeks, without wearing much makeup

دختر زیبای انگلیسی
زیبایی رز انگلیسی بازیگر او را برای درام تاریخی عالی کرده بود.
a young woman who is sexually appealing

جیگر, دختر جذاب (از نظر جنسی)
در فیلم، معشوقه بازیگر اصلی به عنوان یک دلبر کلاسیک هالیوودی به تصویر کشیده شد.
a charming or seductive woman

زن مسحورکننده, زن فوقالعاده جذاب
او در برابر لبخند جادوگر جوان ناتوان بود.
a good-looking young person, especially a woman

زن دلربا
همه روباه را که وارد کافه شد، متوجه شدند.
seductive or alluring woman who uses her charm or attractiveness to entice or lure others, often in a mysterious or dangerous way

زن فریبنده, زن اغواگر
او نتوانست در برابر جاذبههای فریفتهگر چشمسیاه مقاومت کند.
(of a woman) sexually appealing

جذاب (از نظر جنسی)
بازیگر زن به خاطر جذابیت وسوسهانگیز و حضور جذابش روی صفحه معروف بود.
an attractive thin girl who looks boyish in a pleasant way

دختر جذاب لاغر با ظاهر پسرانه
او لبخند گامین داشت که اتاق را روشن میکرد.
a woman regarded as dangerously seductive or alluring

زن جذاب و فریبنده
جذابیت پری دریایی حیلهگری او را پنهان میکرد.
a person, especially a woman, who is sexually attractive and pleasant to the sight

آدم جذاب (بهخصوص زن)
بازیگر زن در لباس قرمزش یک زیبارو واقعی بود.
someone, especially a woman, who is considered to be vey attractive

آدم جذاب (بهخصوص زن), آدم خوشقیافه
همه موافق بودند که بازیگر جدید زیبا بود.
a female model on a magazine cover or other promotional material

مدل جلد مجله
بازیگر به عنوان cover girl برای شماره تابستان انتخاب شد.
a young attractive woman who marries an older man with a high status and as a symbol of his success

زن جوان و جذاب
او به دلیل سنش و ثروت شوهرش به عنوان همسر تروفه برچسب خورد.
an elegant woman with a slender figure

زن باریکاندام و جذاب
او او را به عنوان یک سیلف با چشمان درخشان توصیف کرد.
a woman or thing that is very attractive or pleasing to look at

فرد یا چیز جذاب
بازیگر زن در فرش قرمز لذت بصری بود.
an attractive woman who seduces men by her looks

زن جذاب و فریبنده
او یک وَمپ بود که میدانست چگونه آنچه را میخواهد به دست آورد.
(of a young woman) sexually engaging

جذاب (از نظر جنسی)
او نمیتوانست چشمانش را از شکل جوان و جذاب که میگذشت بردارد.
a young woman who is seductive and sexually attractive, often portrayed in a playful or provocative manner

زن جوان اغواگر
a young girl who is sexually precocious or alluring, often portrayed in literature or media

دختر جوان با رفتارهای اغواکننده
a woman who is superficially attractive but lacks intelligence or depth of character

زن جذاب اما سطحینگر
برنامههای واقعنما اغلب شرکتکنندگانی را نشان میدهند که با کلیشه عروسک باربی مطابقت دارند.
