واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - افکار و تصمیمات

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به افکار و تصمیم‌گیری‌هایی را که برای آزمون Academic IELTS ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
to reflect [فعل]
اجرا کردن

تأمل کردن

Ex:

اگر بازخورد سازنده داده شود، دانش‌آموزان می‌توانند در مورد عملکرد تحصیلی خود تأمل کنند.

to ponder [فعل]
اجرا کردن

اندیشیدن

Ex: As a new parent , she found herself pondering questions of morality and responsibility more than ever before .

به عنوان یک والد جدید، او خود را بیش از هر زمان دیگری در حال تفکر درباره سوالات اخلاقی و مسئولیت یافت.

اجرا کردن

به عنوان یک احتمال در نظر گرفتن

Ex: Before making a major investment , it 's important to contemplate the potential risks and rewards .

قبل از انجام یک سرمایه‌گذاری بزرگ، مهم است که در نظر بگیرید ریسک‌ها و پاداش‌های بالقوه را.

اجرا کردن

تأمل کردن

Ex: It 's essential to deliberate the consequences of major financial decisions .

ضروری است که پیامدهای تصمیمات مالی بزرگ را مورد بحث قرار دهید.

اجرا کردن

حدس زدن

Ex: After the unexpected announcement , employees started to speculate on the upcoming changes in company policies .

پس از اعلام غیرمنتظره، کارمندان شروع به حدس زدن در مورد تغییرات آینده در سیاست‌های شرکت کردند.

اجرا کردن

به خاطر آوردن

Ex: The retired couple often sits on the porch , reminiscing about their life together .

زوج بازنشسته اغلب روی ایوان می‌نشینند و به یاد زندگی مشترک خود می‌افتند.

to cite [فعل]
اجرا کردن

استناد کردن

Ex: The scientist cited previous experiments to support her hypothesis .

دانشمند به آزمایش‌های قبلی استناد کرد تا فرضیه خود را تأیید کند.

to call up [فعل]
اجرا کردن

به خاطر آوردن

Ex:

بازدید از محله قدیمی ممکن است داستان‌های فراموش شده را فراخوانی کند اگر محیط بدون تغییر باقی بماند.

اجرا کردن

نادیده گرفتن

Ex: Despite the importance of the matter , he chose to disregard the warnings .

علیرغم اهمیت موضوع، او تصمیم گرفت که هشدارها را نادیده بگیرد.

اجرا کردن

تصدیق کردن

Ex: Despite the overwhelming evidence , she would n't acknowledge her mistake .

علیرغم شواهد قاطع، او نمی‌خواست اشتباه خود را بپذیرد.

to opt [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: Considering dietary preferences , she opted for a vegetarian meal at the restaurant .

با در نظر گرفتن ترجیحات غذایی، او انتخاب کرد که در رستوران یک غذای گیاهی بخورد.

to elect [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن (از طریق رأی‌گیری)

Ex: Over the years , voters in the region have elected leaders with diverse backgrounds .
اجرا کردن

تصمیم نهایی گرفتن

Ex: The couple took weeks to settle on a name for their newborn baby .

زوج چندین هفته وقت صرف کرد تا روی نامی برای نوزاد تازه متولد شده خود تصمیم بگیرد.

to go for [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: When shopping for a new phone , she decided to go for the latest model .

هنگام خرید یک تلفن جدید، او تصمیم گرفت انتخاب کند آخرین مدل را.

to nominate [فعل]
اجرا کردن

نامزد کردن

Ex: Members of the organization will have the opportunity to nominate individuals for leadership positions .

اعضای سازمان این فرصت را خواهند داشت که افراد را برای موقعیت‌های رهبری نامزد کنند.

to appoint [فعل]
اجرا کردن

واگذار کردن (مسئولیت یا وظیفه)

Ex: The president has recently appointed a new advisor to the team .

رئیس جمهور اخیراً یک مشاور جدید به تیم منصوب کرده است.

اجرا کردن

گماشتن

Ex: The mayor has designated a special task force to handle the emergency .

شهردار یک نیروی ویژه برای رسیدگی به وضعیت اضطراری منصوب کرده است.

to adopt [فعل]
اجرا کردن

اتخاذ کردن

Ex: It is essential that governments adopt sustainable practices for the well-being of future generations .

ضروری است که دولت‌ها برای رفاه نسل‌های آینده، روش‌های پایدار را بپذیرند.

اجرا کردن

یک چیز واحد را از یک گروه برگزیدن

Ex: The teacher singled out the student for their outstanding essay .

معلم دانش‌آموز را به خاطر مقاله برجسته‌اش برجسته کرد.

to vote [فعل]
اجرا کردن

رأی دادن

Ex:

در حال حاضر، رأی‌دهندگان واجد شرایط در حال رأی دادن در مراکز رأی‌گیری هستند.

to conclude [فعل]
اجرا کردن

نتیجه گرفتن

Ex: By analyzing the results of the experiment , the scientists concluded that their hypothesis was correct .

با تحلیل نتایج آزمایش، دانشمندان نتیجه گرفتند که فرضیه‌شان درست بوده است.

to embrace [فعل]
اجرا کردن

پذیرفتن

Ex: The school decided to embrace innovative teaching methods to better engage its students .

مدرسه تصمیم گرفت روش‌های نوین تدریس را بپذیرد تا دانش‌آموزانش را بهتر درگیر کند.

اجرا کردن

نامطلوب تلقی کردن

Ex: The team members disapprove of the new project manager 's leadership style .

اعضای تیم مخالف سبک رهبری مدیر پروژه جدید هستند.

to evoke [فعل]
اجرا کردن

یادآور شدن

Ex: Walking through the neighborhood could evoke a flood of memories for those who grew up playing on those streets .

قدم زدن در محله می‌تواند سیل خاطراتی را برانگیزد برای کسانی که در آن خیابان‌ها بازی کرده و بزرگ شده‌اند.

to favor [فعل]
اجرا کردن

ترجیح دادن

Ex: The manager may favor candidates with relevant experience during the hiring process .

مدیر ممکن است در فرآیند استخدام از نامزدهایی با تجربه مرتبط حمایت کند.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی