واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - درک و یادگیری
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به درک و یادگیری را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to mentally understand information or concepts

متوجه شدن, فهمیدن
خواندن مقاله چندین بار به من کمک کرد تا درک کنم استدلال اصلی نویسنده و نکات حمایتی را.
to learn to perform or use a skill or ability thoroughly and completely

ماهر شدن
ورزشکار مسلط شد به روال خود، آن را در مسابقه بی نقص کرد.
to gain skills or knowledge in something

آموختن, فرا گرفتن
کودکان به طور طبیعی از طریق تعامل با همسالان و بزرگسالان مهارتهای اجتماعی را کسب میکنند.
to become aware or conscious of something

آگاه شدن
از طریق کار هنرمند، بسیاری درک کردند پیامی عمیقتر درباره ارزشهای جامعه وجود دارد.
to produce a plan, idea, etc. in one's mind

ارائه دادن (یک طرح یا ایده)
نویسنده سالها وقت صرف کرد تا یک طرح جذاب برای رمان تصور کند.
to know who a person or what an object is, because we have heard, seen, etc. them before

شناختن, متوجه شدن
من آهنگ را به محض شروع پخش شناختم.
to handle and work with data by operating on them in a computer

پردازش کردن
نرمافزار تشخیص گفتار، ورودی صوتی را پردازش کرد و کلمات گفتاری را به متن تبدیل کرد.
to mentally grasp or understand

فهمیدن
کارگاه به منظور کمک به شرکتکنندگان برای درک اصول اساسی رهبری مؤثر طراحی شده بود.
to come to a personal determination or belief after considering information or experiences

به یک تصمیم رسیدن (از طریق تفکر عمیق)
پس از تأمل در تجربیاتش، نتیجه گرفت که دنبال کردن علاقهاش کلید خوشبختی است.
to determine by a process of logical reasoning

استنباط کردن, استنتاج کردن
ریاضیدانان از قوانین منطقی برای استنتاج قضیهها از اصول موضوعه استفاده میکنند.
to grasp or comprehend something instinctively and without conscious reasoning

بدون استدلال درک کردن
او میتوانست از بیان معلم حدس بزند که امتحان چالشبرانگیز خواهد بود.
to incorporate or integrate information, beliefs, or values into one's own understanding or mindset

درونی کردن
یادگیری یک زبان جدید نه تنها شامل حفظ واژگان میشود، بلکه درونی کردن ظرافتهای تلفظ و زمینه فرهنگی را نیز در بر میگیرد.
to try to find the truth about a crime, accident, etc. by carefully examining its facts

بررسی کردن, تحقیق کردن
مقامات در حال کار برای تحقیق در مورد منبع آلودگی هستند.
to acquire a new skill or language through practice and application rather than formal instruction

فراگرفتن (با تمرین), یاد گرفتن (با تمرین)
بسیاری از مهاجران با صحبت کردن با همسایهها، لهجه محلی را میآموزند.
to notice or discover something that is difficult to find

کشف کردن
ناجی غریق نشانههای پریشانی را در شناگر تشخیص داد و به سرعت اقدام کرد.
to be able to say who or what someone or something is

تشخیص دادن, شناسایی کردن
او نمیتوانست فرد پشت در را شناسایی کند تا زمانی که آنها صحبت کردند.
to recognize and mentally separate two things, people, etc.

متمایز کردن, تمایز قائل شدن
او به راحتی بین انواع مختلف گلها در باغ تمایز قائل میشود.
to learn of and confirm the facts about something through calculation or research

تعیین کردن, مشخص کردن، معین کردن
در حال حاضر، محققان به طور فعال در حال تعیین تأثیر سیاست جدید هستند.
to comprehend or interpret the meaning of something

درک کردن
سعی کردم معنی پیام مرموز را بفهمم، اما تفسیر آن دشوار بود.
to understand a concept

چیزی را متوجه شدن
بچهها از قواعد بازی سردرگم شده بودند، اما پس از چند دور، شروع به فهمیدن کردند و با اشتیاق بازی کردند.
to notice and show recognition to someone

تشخیص دادن
پذیرشگر با یک سلام گرم از مهمانان منتظر استقبال کرد وقتی که آنها به لابی هتل وارد شدند.
to comprehend something

درک کردن, فهمیدن،متوجه شدن
دانشآموزان برای درک مطالب گسترده دوره تلاش کردند.
to figure out or understand something that is confusing or difficult to understand

چیزی سخت را درک کردن
با صبر و پشتکار، او موفق شد پازل پیچیده را رمزگشایی کند و پیام پنهان آن را کشف کند.
to understand and incorporate information, ideas, or experiences

فهمیدن, درک کردن
منتور به کارآموز توصیه کرد که تا حد امکان تجربه عملی را در طول دوره کارآموزی جذب کند تا مهارتهای خود را بهبود بخشد.
to examine something or someone very carefully and thoroughly

بررسی کردن
معلم برای اطمینان از توجه همه دانشآموزان، کلاس را بررسی میکند.
to understand information based on what is available

نتیجه گرفتن
بر اساس لحن ایمیل، او میتوانست بفهمد که مشتری از خدمات اخیر ناراضی بوده است.
to fully comprehend and integrate information or ideas

کامل درک کردن
برنامه آموزشی به کارکنان کمک کرد تا سیاستهای جدید شرکت را جذب کنند و انتقالی روان را تضمین کنند.
to take in and absorb information or ideas

جذب اطلاعات کردن
دانشآموزان اطلاعات را از کتابهای درسی مختلف جذب میکنند تا برای امتحانات آماده شوند.
to search something to find or discover something

دنبال چیزی گشتن
اخیراً باستانشناسان به کاوش در محل حفاری پرداختند تا اشیاء باستانی را کشف کنند.
to understand something through thought or reasoning

فهمیدن
او تنها پس از صحبت مستقیم با او، تشخیص داد که قصد واقعی پشت اقداماتش چیست.
to precisely locate or identify something or someone

مشخص کردن
آنها نتوانستند زمان دقیق وقوع رویداد را مشخص کنند.
to interpret or understand something that is difficult or unclear

تفسیر کردن
مترجم متن را رمزگشایی کرد و معنای واقعی آن را آشکار ساخت.
