واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - اقدامات رابطهای
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اقدامات رابطهای را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک IELTS ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to rely on someone or something for assistance, guidance, etc.

بر چیزی تکیه کردن
جامعه در طول بحران برای کمک به خیریه محلی تکیه کرده بود.
to share or express one's personal thoughts, emotions, or experiences with someone else

درددل کردن, افکار یا احساسات خود را بیان کردن
او در ابتدا تردید داشت، اما در نهایت، شروع به باز کردن درباره چالشهایی که در محل کار با آنها مواجه بود کرد.
to come to an agreement after a dispute by reducing demands

مصالحه کردن, سازش کردن
خواهر و برادرها با انتخاب فیلمی که به علایق هر دو آنها پاسخ میداد، در انتخاب فیلم توافق کردند.
to develop a relationship with a person

ارتباط برقرار کردن
انتقال به یک شهر جدید او را مجبور کرد تا با همسایگانش پیوند برقرار کند تا حس جامعه را بسازد.
to develop romantic feelings for someone

عاشق کسی شدن
او به تدریج عاشق همکارش شد در حالی که زمان بیشتری را با هم در پروژههای کاری میگذراندند.
to invite someone on a date, particularly a romantic one

کسی را به قرار عاشقانه دعوت کردن
او او را برای قرار گذاشتن به سینما در روز جمعه دعوت کرد.
to begin to live in a new house or work in a new office

به جایی نقلمکان کردن
پس از اتمام ساخت، تیم میتواند به استودیوی جدید منتقل شود.
to put trust in something or someone

روی کسی یا چیزی حساب کردن
در زمانهای مشکل، میتوانید روی دوستانتان حساب کنید تا دست کمک به سوی شما دراز کنند.
to take care and be watchful of someone or something and make sure no harm comes to them

هوای کسی را داشتن, مراقب کسی یا چیزی بودن
معلم مراقب دانشآموزان خود است و مطمئن میشود که آنها در امان و تحت مراقبت خوب هستند.
to tolerate something or someone unpleasant, often without complaining

تحمل کردن
او به خاطر رشد شغلی، چالشهای شغل پرزحمت خود را تحمل میکند.
to do or say something to make someone stop worrying or less afraid

اطمینان دادن, خاطرجمع کردن
برای آرام کردن دوست عصبی خود قبل از مصاحبه، او کلمات تشویقآمیز و یک آغوش گرم ارائه داد.
to give one's time or commit oneself entirely to a certain matter, cause, or activity

وقف کردن
در طول سالها، آنها ساعتهای بیشماری را به خدمات جامعه اختصاص دادهاند.
to make a person become friendly again with another after ending a disagreement or dispute

آشتی دادن
تلاشهای دیپلمات به آشتی دادن طرفهای متعارض کمک کرد.
to come together and support a person, cause, or idea, especially during challenging times

دور هم جمع شدن (به نشانه حمایت)
دوستان واقعی همیشه در لحظات سخت دور هم جمع میشوند.
to behave in a way that shows a person is only sexually drawn to someone, with no serious intention of starting a relationship

لاس زدن
برخی افراد در رویدادهای اجتماعی به صورت معمولی فلرت میکنند بدون اینکه انتظار یک ارتباط عمیقتر را داشته باشند.
to approach someone, often with a romantic or sexual intent

نزدیک شدن به کسی (به منظور لاس زدن)
او با اعتماد به نفس است و اغلب وقتی بیرون میرود مردها را گیر میآورد.
to make a person believe something untrue

فریب دادن
حقههای شعبدهباز آنقدر متقاعدکننده بود که اغلب تماشاگران را فریب میداد.
to abruptly cut off communication with someone, especially online, without explanation

نادیده گرفتن
او بعد از مهمانی او را نادیده میگیرد.
to end a relationship that one was romantically involved in, often in a way that is unexpected or unfair

با کسی بهم زدن, کسی را دور انداختن
to no longer be friends with someone as a result of an argument

قطع ارتباط کردن, مشاجره کردن
سوءتفاهمها درباره یک پروژه باعث شد همکاران با هم اختلاف پیدا کنند و جداگانه کار کنند.
to decline an invitation, request, or offer

رد کردن, نپذیرفتن
آیا میتوانید با ظرافت دعوت را رد کنید و تعهد قبلی خود را توضیح دهید؟
to make someone disappointed by not meeting their expectations

سرخورده کردن, ناامید کردن
عملکرد کمرنگ تیم در نیمه دوم بازی، مربی آنها را ناامید کرد، کسی که به تواناییهای آنها ایمان داشت.
to make it so that the partnership, relationship, or others' perception toward a person or group is damaged or terminated

به روابط بین افراد یا گروهها آسیب رساندن
رهبر تأثیرگذار با استدلالهای متقاعدکننده، پیروانش را علیه قانون پیشنهادی برانگیخت.
to make one feel isolated or hostile toward a person or group

خصومت برانگیختن
او نگران بود که تصمیمش ممکن است خانوادهاش را بیگانه کند.
to separate or end a relationship with someone

پایان دادن (به یک رابطه)
مردم اغلب از هم جدا میشوند وقتی متوجه میشوند که ارزشها و اولویتهایشان دیگر همخوانی ندارد.
to fail to appear for a scheduled romantic meeting

به موقع به قرار نرسیدن
رابطه زوجین زمانی پایان یافت که یکی از آنها بارها دیگری را سرپا نگه داشت.
