واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - تلاش و پیشگیری
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تلاش و پیشگیری را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to make an effort to achieve a goal or complete a task

تلاش کردن, همت کردن
هنرمندان میکوشند تا دیدگاهها و احساسات منحصر به فرد خود را از طریق آثار خلاقانهشان بیان کنند.
to try as hard as possible to achieve a goal

سخت تلاش کردن (برای رسیدن به چیزی)
سازمانها تلاش میکنند تا خدمات استثنایی ارائه دهند تا انتظارات مشتریان را برآورده کنند.
to stop or prevent something from happening

از وقوع چیزی جلوگیری کردن
تغییرات پیشنهادی برای جلوگیری از بحرانهای مالی آینده طراحی شدهاند.
to put in a lot of effort to achieve a particular outcome or goal

تلاش کردن
او ساعتها روی پروژه کار کرد، مطمئن شد که هر جزئیات درست باشد.
to try to do or accomplish something, particularly something difficult

تلاش کردن, سعی کردن، همت به خرج دادن
to cleverly avoid or escape from someone or something

اجتناب کردن
فراری با تغییر هویت و مکان به مهارت از دست اجرای قانون گریخت.
to deliberately avoid facing or fulfilling something difficult, unpleasant, or obligatory

طفره رفتن
او از وظیفه خود در مراقبت از والدین سالخوردهاش اجتناب کرد، و بار را بر دوش خواهران و برادرانش گذاشت.
to leave a place quietly or without being noticed

مخفیانه گریختن
همانطور که جلسه به طول میانجامد، برخی از شرکتکنندگان به آرامی دور میشوند تا استراحت کوتاهی داشته باشند.
to free oneself from a place that one is being held against their will, such as a prison

فرار کردن (از زندان)
مجرم بدنام سالها برای فرار برنامه ریزی کرد.
to resist or hold back from doing or saying something

خودداری کردن
حتی در مواجهه با ناامیدی، او توانست از بیان نارضایتی خود در جلسه خودداری کند.
to intentionally avoid an issue or responsibility

از چیزی فرار کردن
مدیر هفته گذشته به مهارت از پاسخ به سوالات درباره برنامه بازسازی اجتناب کرد.
to depart quietly and without being noticed

مخفیانه جایی را ترک کردن
در تلاش برای اجتناب از رویارویی، او تصمیم گرفت به آرامی از بحث داغ فرار کند.
to take action to counter the effects of something

مقابله کردن
تیم توسعه واکسن سال گذشته با موفقیت گسترش بیماری عفونی را خنثی کرد.
to not allow someone to do something or go somewhere

منع کردن, ممنوع کردن
اداره مدرسه منع کرد دانش آموزان را از آوردن دستگاه های الکترونیکی به اتاق امتحان برای جلوگیری از تقلب.
to prevent something dangerous or unpleasant from happening

جلوگیری کردن, دفع کردن
پروتکلهای ایمنی سختگیرانه در کارخانه برای جلوگیری از حوادث و اطمینان از رفاه کارگران در نظر گرفته شدهاند.
to intentionally prevent someone or something from accomplishing a purpose or plan

جلوگیری کردن
تفکر سریع و مداخله مانع از یک فاجعه بالقوه در طول آتشسوزی سال گذشته شد.
to deliberately create challenges or difficulties that slow down or prevent the smooth advancement or development of something

جلوگیری کردن, مانع شدن
اگر به زودی حل نشود، مسائل پرسنلی ممکن است مانع بهرهوری تیم شوند.
to prevent or limit an action or process

منع کردن
یک محیط حمایتی میتواند به مهار استرس و ارتقای رفاه کمک کند.
to oppose or resist someone or something

مخالفت کردن
او حاضر بود برخلاف احتمالات پیش برود و برای اصولش بجنگد.
to counteract or neutralize the intended or anticipated effect of something

بیاعتبار کردن
تغییرات در رفتار مصرفکننده، افزایش پیشبینیشده تقاضا برای برخی محصولات را بیاثر کرد.
![to [make] an effort to [make] an effort](/assets/img/no-pic-260w.png)