واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - Probability
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به احتمال را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
unable to be prevented

اجتنابناپذیر
با تشدید تنشها بین دو کشور، جنگ اجتنابناپذیر به نظر میرسید.
unable to be prevented or escaped

اجتنابناپذیر
طوفان اجتنابناپذیر خسارات گستردهای به منطقه وارد کرد.
having the possibility of being imagined or believed

قابل تصور
علیرغم شک و تردید اولیه، تیم ثابت کرد که دستیابی به هدف بلندپروازانه پروژه با برنامهریزی و اجرای دقیق قابل تصور بود.
extremely difficult or impossible to conceive or visualize

غیر قابل تصور
تماشای زیبایی نفسگیر طلوع آفتاب بر فراز کوهها تجربهای غیرقابل تصور بود.
seeming believable or reasonable enough to be considered true

محتمل, پذیرفتنی، انگاردنی
شاهد یک گزارش معقول از وقایع منجر به تصادف ارائه داد، که بر اساس مشاهداتش بود.
not seeming believable or reasonable enough to be considered true

غیر منطقی, نامعقول
ایده حمله بیگانگان با توجه به عدم وجود هرگونه شواهد، غیرقابل باور به نظر میرسید.
concerned with or based on something that is practical and achievable in reality

واقعگرایانه
اهداف او واقعگرایانه است، با در نظر گرفتن منابع موجود.
not in any way accurate or true to life

غیر واقعی
انتظار رسیدن به کمال در هر جنبهای از زندگی غیرواقعی است و میتواند منجر به استرس و اضطراب غیرضروری شود.
certainly happening and unlikely to change

قطعی, حتمی
او یک زمان قطعی برای جلسه تعیین کرد.
promised with certainty that something will happen or be done

کاملاًمطمئن
فروشگاه رضایت ضمانتشده یا بازپرداخت کامل را برای تمام خریدها ارائه میداد.
having the potential of being done successfully

شدنی, عملی
ممکن است با کمک اضافی عملی باشد که کار را زودتر به پایان برسانید.
uncertain or reluctant to act or speak, often due to doubt or indecision

مردد
بازیگر در پذیرفتن نقش احساساً طاقتفرسا در نمایش مردد بود.
subject to argument or disagreement

بحثبرانگیز
عادلانه بودن فرآیند انتخابات برای سالها موضوعی قابل بحث بوده است.
not producing a clear result or decision

بینتیجه
نتایج آزمایش قطعی نبود، که نیاز به آزمایش بیشتر برای رسیدن به نتیجهای روشن داشت.
clearly true and therefore impossible to deny or question

غیر قابل انکار
نتایج آزمایش انکارناپذیر بود، که فرضیه را تأیید میکرد.
not firmly established or decided, with the possibility of changes in the future

موقت و نامشخص
شرکت یک پیشنهاد موقت به کاندیدا داد، در انتظار بررسی مراجع.
not expected or anticipated, often leading to surprise or disruption

پیشبینینشده
بیمهنامهها برای پوشش دادن موارد اضطراری و حوادث پیشبینی نشده طراحی شدهاند.
expected based on available information or evidence

قابل پیشبینی
غیاب او محتمل است به دلیل طوفان، که باعث بسته شدن جادهها شد.
(of a person) unsure or hesitant about the credibility or goodness of something

مردد, نامطمئن
آنها پس از غیبتهای مکرر او در مورد تعهدش به تیم مشکوک بودند.
having a low probability or chance of happening

بسیارمحتمل
با منابع محدود، استارتاپ کوچک شانس دوری برای رقابت با شرکتهای تثبیتشده داشت.
without a doubt

قاطع, صریح
او یک رد قطعی به پیشنهاد داد، و هیچ جایی برای مذاکره باقی نگذاشت.
acting or talking with hesitation due to uncertainty or lack of confidence

مردد, نامطمئن
او به روشی لکنتدار صحبت کرد، در حالی که به دنبال افکارش میگشت، مکرراً توقف میکرد.
primarily based on pure guess-work rather than definite knowledge

فرضی, حدسی
گزارش شامل فرضیات حدسی در مورد روندهای آینده بازار بود.
displaying confidence in oneself and one's capabilities

مطمئن, خاطرجمع
مهارتهای تصمیمگیری مطمئن مدیرعامل، شرکت را در دوران پرتلاطم با انعطافپذیری هدایت کرد.
not known, measured, or specified precisely

نامشخص, نامعین
برنامههای او برای تابستان هنوز نامشخص بود، زیرا او در انتظار تأیید چند گزینه بود.
