اسم‌های پایه - لوازم خانگی

در اینجا شما با اسامی انگلیسی مرتبط با لوازم خانگی مانند "اجاق گاز"، "توستر" و "مایکروویو" آشنا خواهید شد.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
اسم‌های پایه
اجرا کردن

یخچال

Ex:

درب یخچال یک نوار مغناطیسی برای نگه داشتن یادداشت ها و تصاویر دارد.

اجرا کردن

ماشین لباس‌شویی

Ex: The washing machine has different settings for different types of fabrics .

ماشین لباسشویی تنظیمات مختلفی برای انواع مختلف پارچه دارد.

dishwasher [اسم]
اجرا کردن

ماشین ظرف‌شویی

Ex: The dishwasher 's control panel has intuitive buttons for easy operation .

پنل کنترل ماشین ظرفشویی دارای دکمه‌های شهودی برای کاربرد آسان است.

air cooler [اسم]
اجرا کردن

کولر

Ex: My office just got an air cooler , and it has made a noticeable difference in the temperature .

دفتر من به تازگی یک کولر آبی گرفته است و این تغییر محسوسی در دما ایجاد کرده است.

اجرا کردن

شویندهٔ پرفشار

Ex: The workers used a pressure washer to remove years of grime from the building ’s walls .

کارگران از یک ماشین فشارشوی برای پاک کردن سال‌ها کثیفی از دیوارهای ساختمان استفاده کردند.

steam mop [اسم]
اجرا کردن

*بخارشوی

Ex: He prefers using a steam mop over a regular mop because it ’s more hygienic .

او ترجیح می‌دهد از تیرکش بخار به جای تیرکش معمولی استفاده کند چون بهداشتی‌تر است.

iron [اسم]
اجرا کردن

اتو

Ex: The iron is hot , so be careful when touching it .

اتو داغ است، بنابراین در هنگام لمس آن مراقب باشید.

اجرا کردن

جاروبرقی

Ex: The old vacuum cleaner stopped working , so we bought a new one .

جاروبرقی قدیمی از کار افتاد، بنابراین یک جدید خریدیم.

hair dryer [اسم]
اجرا کردن

سشوار

Ex: The hair dryer has different heat settings for styling .

سشوار دارای تنظیمات حرارتی مختلف برای حالت دادن است.

television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.

اجرا کردن

دستگاه تهویه هوا

Ex: The air conditioner 's remote control allows you to adjust the temperature from a distance .

کنترل از راه دور کولر گازی به شما امکان می‌دهد دما را از راه دور تنظیم کنید.

heater [اسم]
اجرا کردن

بخاری

Ex: The heater 's thermostat controls the temperature .

ترموستات بخاری دما را کنترل می‌کند.

fan [اسم]
اجرا کردن

پنکه

Ex:

پنکه برقی یک وسیله ضروری در آب و هوای گرم و مرطوب است.

tower fan [اسم]
اجرا کردن

فن فلر

Ex: She set up the tower fan near the window to help circulate the air in the room .

او پنکه برجی را نزدیک پنجره قرار داد تا به گردش هوا در اتاق کمک کند.

snow blower [اسم]
اجرا کردن

دستگاه برف‌روب

Ex: I prefer using a snow blower over a shovel because it ’s much less tiring .

من ترجیح می‌دهم از ماشین برف‌روب به جای بیل استفاده کنم چون خیلی کمتر خسته‌کننده است.

dryer [اسم]
اجرا کردن

دستگاهِ خشک‌کن

Ex: She put the wet clothes in the dryer .

او لباس‌های خیس را در خشک‌کن گذاشت.

اجرا کردن

چرخ خیاطی

Ex: I need a new needle for my sewing machine .

من به یک سوزن جدید برای چرخ خیاطی خود نیاز دارم.

اجرا کردن

بخارشوی لباس

Ex: She prefers using a garment steamer because it ’s gentler on her clothes .

او ترجیح می‌دهد از اتو بخار لباس استفاده کند زیرا برای لباس‌هایش ملایم‌تر است.

اجرا کردن

دستگاه بخارشوی

Ex: She brought out the steam cleaner to sanitize the upholstery after the party .

او تمیزکننده بخار را بیرون آورد تا پس از مهمانی روکش‌ها را ضدعفونی کند.

اجرا کردن

دستگاه تصفیه هوا

Ex: We decided to buy an air purifier for the office to help with dust and pollen .

ما تصمیم گرفتیم یک تصفیه کننده هوا برای دفتر بخریم تا با گرد و غبار و گرده کمک کند.

bread maker [اسم]
اجرا کردن

دستگاه پخت نان

Ex: The bread maker is perfect for making homemade pizza dough .

نان ساز برای درست کردن خمیر پیتزای خانگی عالی است.

اجرا کردن

غذاساز

Ex: The recipe suggests using a food processor to shred the carrots .

دستور پخت استفاده از خوراک‌پز برای رنده کردن هویج‌ها را پیشنهاد می‌کند.

اجرا کردن

دستگاه بستنی‌ساز

Ex: After assembling the ice cream maker , he poured in the ingredients and set the timer .

پس از سرهم کردن دستگاه بستنی ساز، مواد را ریخت و تایمر را تنظیم کرد.

juicer [اسم]
اجرا کردن

آبمیوه‌گیری (دستگاه)

Ex: The juicer quickly turned the carrots into a smooth drink .

آبمیوه‌گیری به سرعت هویج را به یک نوشیدنی نرم تبدیل کرد.

اجرا کردن

زودپز

Ex: He prepared tender meat using the pressure cooker .

او با استفاده از زودپز گوشت نرمی آماده کرد.

اجرا کردن

دستگاه پاپ‌کورن ساز

Ex: For the party , we set up a popcorn maker on the counter for guests to enjoy .

برای مهمانی، یک دستگاه پاپ کورن روی پیشخوان قرار دادیم تا مهمانان از آن لذت ببرند.

اجرا کردن

ساندویچ‌ساز

Ex: For a simple snack , I just put some bread and ham in the sandwich maker .

برای یک میان‌وعده ساده، من فقط کمی نان و ژامبون در ساندویچ ساز می‌گذارم.

stand mixer [اسم]
اجرا کردن

همزن ایستاده

Ex: After the batter was mixed , I attached the whisk to the stand mixer to beat the eggs .

بعد از مخلوط کردن خمیر، همزن را به میکسر ایستاده متصل کردم تا تخم‌مرغ‌ها را بزنم.

toaster [اسم]
اجرا کردن

توستر

Ex: She spread butter on the hot toast straight from the toaster .

او کره را روی نان تست داغ که مستقیماً از توستر بیرون آمده بود پخش کرد.

blender [اسم]
اجرا کردن

مخلوط‌کن

Ex: The blender is essential for creating frozen cocktails and beverages at parties .

مخلوط کن برای تهیه کوکتل‌ها و نوشیدنی‌های منجمد در مهمانی‌ها ضروری است.

oven [اسم]
اجرا کردن

فر

Ex: The oven 's temperature knob can be adjusted for precise cooking .

دکمه دمای فر را می‌توان برای پخت دقیق تنظیم کرد.

stove [اسم]
اجرا کردن

اجاق‌گاز

Ex:

اجاق گاز دارای چهار شعله برای پخت چندین غذا به طور همزمان است.

اجرا کردن

قهوه‌ساز

Ex: The coffee maker makes a sound when the brewing process is complete .

قهوه ساز وقتی فرآیند دم کردن کامل می‌شود صدا می‌دهد.

microwave [اسم]
اجرا کردن

ماکروفر

Ex: Always be careful when removing items from the microwave , as they can be very hot .

همیشه هنگام خارج کردن وسایل از مایکروویو مراقب باشید، زیرا می‌توانند بسیار داغ باشند.

اجرا کردن

کتری برقی

Ex: We used the electric kettle to prepare hot water for making instant noodles .

ما از کتری برقی برای تهیه آب گرم برای درست کردن نودل فوری استفاده کردیم.

freezer [اسم]
اجرا کردن

فریزر

Ex: The freezer door was left open , causing the food to thaw .

درب فریزر باز گذاشته شد، که باعث ذوب شدن غذا شد.

اجرا کردن

زباله‌خردکن

Ex: She turned on the garbage disposal to grind up the vegetable peels and coffee grounds .

او خردکن زباله را روشن کرد تا پوست سبزیجات و تفاله قهوه را خرد کند.

egg cooker [اسم]
اجرا کردن

تخم‌مرغ‌پز

Ex: She loves her egg cooker because it cooks eggs just the way she likes them .

او عاشق تخم مرغ پز خود است چون تخم مرغ ها را دقیقاً به همان روشی که دوست دارد می پزد.