اسم‌های پایه - هنر

در اینجا با اسامی انگلیسی مرتبط با هنر آشنا خواهید شد، مانند "مجسمه," "شعر," و "گلدوزی."

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
اسم‌های پایه
painting [اسم]
اجرا کردن

نقاشی (هنر)

Ex:

او فرآیند نقاشی را آرامش‌بخش و درمانی می‌یابد.

drawing [اسم]
اجرا کردن

طراحی

Ex: The child ’s drawing covered the entire paper .

نقاشی کودک تمام کاغذ را پوشاند.

dance [اسم]
اجرا کردن

رقص

Ex: The dance of the swans in the ballet was mesmerizing .

رقص قوها در باله مسحورکننده بود.

music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی

Ex: The soothing music helped everyone relax after a long day .

موسیقی آرامش‌بخش به همه کمک کرد تا پس از یک روز طولانی استراحت کنند.

sculpture [اسم]
اجرا کردن

مجسمه‌سازی

Ex:

مجسمه‌سازی به هنرمندان اجازه می‌دهد تا دیدگاه‌های خود را در سه بعد به زندگی تبدیل کنند.

theater [اسم]
اجرا کردن

هنر تئاتر و سینما

Ex: Many people dream of a successful career in theater , whether on stage or behind the scenes .

بسیاری از مردم رویای یک حرفه موفق در تئاتر را دارند، چه روی صحنه و چه پشت صحنه.

photography [اسم]
اجرا کردن

عکاسی

Ex: She took a course to learn the basics of photography .

او برای یادگیری اصول اولیه عکاسی یک دوره گذراند.

literature [اسم]
اجرا کردن

ادبیات

Ex: His passion for literature inspired him to become a writer .

اشتیاق او به ادبیات الهام بخش او برای تبدیل شدن به یک نویسنده بود.

acting [اسم]
اجرا کردن

بازیگری

Ex: I 've always admired her acting skills .

من همیشه به مهارت‌های بازیگری او تحسین کرده‌ام.

ballet [اسم]
اجرا کردن

نمایش باله

Ex: She enrolled in ballet classes to improve her posture and flexibility .

او در کلاس‌های باله ثبت‌نام کرد تا وضعیت بدن و انعطاف‌پذیری خود را بهبود بخشد.

poetry [اسم]
اجرا کردن

شعر

Ex: She expressed her sorrow through poetry , pouring her heart onto the page .

او غم خود را از طریق شعر بیان کرد، قلب خود را بر روی صفحه ریخت.

fashion [اسم]
اجرا کردن

مد

Ex: The fashion magazine features tips on how to dress for different body types .

مجله مد نکاتی درباره نحوه پوشش برای انواع مختلف اندام ارائه می‌دهد.

design [اسم]
اجرا کردن

طراحی

Ex: They approved the final design for the logo .

آنها طرح نهایی لوگو را تأیید کردند.

اجرا کردن

هنر اجرا

Ex: The artist 's use of performance art allowed for a unique expression of creativity .

استفاده هنرمند از هنر اجرا امکان بیان منحصر به فردی از خلاقیت را فراهم کرد.

craft [اسم]
اجرا کردن

صنایع دستی

Ex: Traditional crafts like basket-making are dying out in modern cities .

صنایع دستی سنتی مانند سبدبافی در شهرهای مدرن در حال ناپدید شدن هستند.

collage [اسم]
اجرا کردن

کلاژ

Ex: The artist 's abstract collage featured torn paper and bold strokes of paint .

کلاژ انتزاعی هنرمند شامل کاغذ پاره و ضربه‌های جسورانه رنگ بود.

اجرا کردن

معماری

Ex: Courses in architecture cover a wide range of topics , from structural engineering to the history of design .

دوره‌های معماری طیف گسترده‌ای از موضوعات را پوشش می‌دهند، از مهندسی سازه تا تاریخ طراحی.

calligraphy [اسم]
اجرا کردن

خوش‌نویسی

Ex: Learning calligraphy requires patience and a steady hand to achieve beautiful script .

یادگیری خوشنویسی به صبر و دستی ثابت برای دستیابی به خط زیبا نیاز دارد.

carving [اسم]
اجرا کردن

کنده‌کاری

Ex: He specialized in soapstone carving , using simple tools to create detailed sculptures .

او در حکاکی سنگ صابون تخصص داشت، با استفاده از ابزارهای ساده مجسمه‌های دقیقی می‌ساخت.

ceramics [اسم]
اجرا کردن

سفالگری

Ex: The ceramics workshop offered classes on glazing techniques to enhance pottery finishes .

کارگاه سرامیک کلاس‌هایی در مورد تکنیک‌های لعاب‌کاری برای بهبود پرداخت‌های سفالگری ارائه می‌داد.

graffiti [اسم]
اجرا کردن

دیوارنگاری

Ex: She admired the graffiti mural that celebrated the history and culture of the local community .

او از نقاشی دیواری گرافیتی که تاریخ و فرهنگ جامعه محلی را جشن می‌گرفت، تحسین کرد.

اجرا کردن

هنر چیدمان

Ex: The installation art at the festival drew crowds with its vibrant and dynamic displays .

هنر نصب در جشنواره با نمایش‌های پرجنب‌وجوش و پویای خود جمعیت را به خود جذب کرد.

animation [اسم]
اجرا کردن

کارتون

Ex: Many classic fairy tales have been adapted into animations , captivating audiences with their magical charm .

بسیاری از داستان‌های پریان کلاسیک به انیمیشنها اقتباس شده‌اند، که با جذابیت جادویی خود مخاطبان را مجذوب می‌کنند.

embroidery [اسم]
اجرا کردن

گلدوزی

Ex: The traditional folk costume featured elaborate embroidery , showcasing the rich cultural heritage of the region .

لباس محلی سنتی دارای سوزن‌دوزی پیچیده‌ای بود که میراث فرهنگی غنی منطقه را به نمایش می‌گذاشت.

etching [اسم]
اجرا کردن

حکاکی روی سطح سخت

Ex:
acrobatics [اسم]
اجرا کردن

بندبازی

Ex: Acrobatics requires strength , flexibility , and coordination to execute complex movements .

آکروباتیک برای اجرای حرکات پیچیده به قدرت، انعطاف‌پذیری و هماهنگی نیاز دارد.

magic [اسم]
اجرا کردن

شعبده‌بازی

Ex:

بچه‌ها نمایش شعبده‌بازی را با چشمانی گرد و دهانی باز تماشا کردند.

typography [اسم]
اجرا کردن

تایپوگرافی

Ex: The magazine layout featured dynamic typography , with headlines and captions arranged in varied sizes and styles to guide readers through the content with ease .

چیدمان مجله شامل تایپوگرافی پویا بود، با تیترها و زیرنویس‌هایی که در اندازه‌ها و سبک‌های مختلف چیده شده بودند تا خوانندگان را به راحتی از طریق محتوا راهنمایی کنند.

exhibit [اسم]
اجرا کردن

نمایشگاه

Ex: The history museum 's exhibit on ancient civilizations provided fascinating insights into life thousands of years ago .

نمایشگاه موزه تاریخ در مورد تمدن‌های باستانی، بینش‌های جذابی درباره زندگی هزاران سال پیش ارائه داد.

genre [اسم]
اجرا کردن

ژانر

Ex: The Renaissance period saw the emergence of the genre of portraiture .

دوره رنسانس شاهد ظهور سبک پرتره بود.

realism [اسم]
اجرا کردن

واقع‌گرایی (هنر)

Ex: The novel 's realism is striking , with its vivid descriptions of urban life and the complexities of human relationships .

رئالیسم رمان چشمگیر است، با توصیف‌های زنده‌ای از زندگی شهری و پیچیدگی‌های روابط انسانی.

surrealism [اسم]
اجرا کردن

فراواقع‌گرایی

Ex: Surrealism emerged in the early 20th century as artists and writers sought to break free from conventional logic and explore the irrational and unconscious mind .

سوررئالیسم در اوایل قرن بیستم ظهور کرد زمانی که هنرمندان و نویسندگان به دنبال رهایی از منطق متعارف و کاوش در ذهن غیرمنطقی و ناخودآگاه بودند.

minimalism [اسم]
اجرا کردن

کمینه‌گرایی

Ex: Her home decor reflects a commitment to minimalism .

دکوراسیون خانه او نشان دهنده تعهد به مینیمالیسم است.

cubism [اسم]
اجرا کردن

کوبیسم (سبک هنری)

still life [اسم]
اجرا کردن

نقاشی طبیعت بی‌جان

Ex: He practiced sketching still life compositions to improve his understanding of form , proportion , and perspective .

او طراحی ترکیب‌بندی‌های طبیعت بی‌جان را تمرین کرد تا درک خود از فرم، تناسب و پرسپکتیو را بهبود بخشد.

portrait [اسم]
اجرا کردن

تک‌چهره

Ex: She decided to commission a portrait of her parents for their anniversary .

او تصمیم گرفت که یک پرتره از والدینش برای سالگردشان سفارش دهد.

opera [اسم]
اجرا کردن

اپرا

Ex: The children 's choir was invited to perform in the opera .

کر کودکان برای اجرا در اپرا دعوت شدند.

drama [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: The drama we saw at the theater was deeply moving .

درامایی که در تئاتر دیدیم بسیار تکان دهنده بود.

tattoo [اسم]
اجرا کردن

خالکوبی

Ex:

او تاتوی جدیدش از یک کشتی را به دوستانش نشان داد.