اسمهای پایه - مشاغل
در اینجا شما با اسامی انگلیسی مرتبط با مشاغل مانند "آشپز"، "خلبان"، و "کتابدار" آشنا خواهید شد.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
someone who has studied medicine and treats sick or injured people

پزشک, دکتر
مادرم یک پزشک است، و وقتی مردم بیمار میشوند به آنها کمک میکند.
someone who teaches things to people, particularly in a school

معلم, آموزگار
معلم مورد علاقه من بسیار صبور است و همیشه مرا تشویق میکند که بهترین عملکرد را داشته باشم.
a person who designs, fixes, or builds roads, machines, bridges, etc.

مهندس
مهندسان با معماران همکاری میکنند تا مفاهیم طراحی را به واقعیت تبدیل کنند.
someone who has been trained to care for injured or sick people, particularly in a hospital

پرستار
من از پرستار برای مراقبت دلسوزانهاش در طول اقامتم در بیمارستان تشکر کردم.
a highly trained cook who often cooks for hotels or restaurants

سرآشپز, آشپز
او سالها در مدرسه آشپزی آموزش دید تا یک سرآشپز حرفهای شود و به دنبال علاقهاش به آشپزی برود.
someone who creates drawings, sculptures, paintings, etc. either as their job or hobby

هنرمند
خواهر من یک هنرمند است که مناظر زیبا نقاشی میکند.
a person who practices or studies law, advises people about the law or represents them in court

وکیل
پس از سالها کار سخت در دانشکده حقوق، او بالاخره به یک وکیل مجاز تبدیل شد و دفتر خود را افتتاح کرد.
someone who is licensed to fix and care for our teeth

دندانپزشک
دوستم میخواهد دندانپزشک شود و به مردم کمک کند تا لبخندهای سالمی داشته باشند.
someone whose job is to put out fires and save people or animals from dangerous situations

آتشنشان
او به بخش آتشنشانی پیوست تا رویای خود را برای تبدیل شدن به یک آتشنشان محقق کند.
someone whose job is to operate an aircraft

خلبان
یک خلبان باید بینایی خوب و واکنشهای سریعی داشته باشد.
a healthcare professional whose job is to prepare and sell medications, and works in various places

داروساز, داروفروش
من همیشه قبل از مصرف داروی جدید با داروساز مشورت میکنم.
a person whose job is repairing and maintaining motor vehicles and machinery

مکانیک, تعمیرکار
مکانیک به سرعت مشکل را تشخیص داد و به کار پرداخت.
someone who installs and repairs pipes, toilets, etc.

لولهکش
او یک لولهکش را صدا کرد تا گرفتگی زهکشی که باعث پس زدن آب میشد را باز کند.
someone who works with wooden objects as a job

نجار
درودگر یک گنجه چوبی زیبا برای اتاق نشیمن ساخت.
a person whose job is designing buildings and typically supervising their construction

معمار
پس از سالها تحصیل، او بالاخره به عنوان یک معمار فارغالتحصیل شد و در یک شرکت معتبر شغل پیدا کرد.
someone whose job or education is about science

دانشمند
هر دانشمند خوب یادداشتهای مفصلی نگه میدارد.
a professional who studies behavior and mental processes to understand and treat psychological disorders and improve overall mental health

روانشناس
او به عنوان یک روانشناس تحقیقاتی انجام داد تا تأثیر ضربههای دوران کودکی بر رفتار بزرگسالان را بررسی کند.
someone who prepares news to be broadcast or writes for newspapers, magazines, or news websites

روزنامهنگار, خبرنگار
به عنوان یک روزنامهنگار، او به بسیاری از کشورها سفر کرده است.
someone who plays a musical instrument or writes music, especially as a profession

نوازنده, موسیقیدان
او فقط یک موسیقیدان نیست، بلکه یک ترانهسرای بااستعداد نیز هست.
someone whose job involves performing in movies, plays, or series

بازیگر
بسیاری از بازیگران رویای بردن جوایز معتبر برای اجراهای خود را دارند.
someone who has a farm or manages a farm

کشاورز
او فقط یک کشاورز نیست؛ او همچنین یک متخصص در کشاورزی پایدار است.
someone whose job is to plan and draw how something will look or work before it is made, such as furniture, tools, etc.

طراح
او یک طراح داخلی است که در فضاهای مدرن تخصص دارد.
someone whose hobby or job is taking photographs

عکاس
عکاس تصاویر خیرهکنندهای از غروب خورشید بر فراز کوهها گرفت.
a person whose job is selling goods

فروشنده
او به عنوان فروشنده ماشین در یک نمایندگی محلی کار میکند.
someone whose job is to cut, wash and style hair

آرایشگر
مری یک آرایشگر مو با تجربه در شهر ما است.
a doctor who is trained to treat animals

دامپزشک
دامپزشک سگ زخمی را معاینه کرد و درمان مناسب را انجام داد.
a person whose job is to take care of plants in a garden

باغبان
او یک باغبان استخدام کرد تا از حیاط خلوتش مراقبت کند و آن را مرتب نگه دارد.
a person who possesses or has a high rank in a bank or any other financial institution

بانکدار
بانکدار به مشتریان در مورد فرصتهای سرمایهگذاری و استراتژیهای مدیریت ثروت مشاوره داد.
someone whose job is to change written or spoken words from one language to another

مترجم
مترجم در طول کنفرانس تفسیر همزمان ارائه داد.
someone who is in charge of a library or works in it

کتابدار
او از کتابخانه بازدید کرد و از کتابدار در مورد رمانهای تاریخی پیشنهاد خواست.
a person who greets and deals with people arriving at or calling a hotel, office building, doctor's office, etc.

متصدی پذیرش, منشی
منشی مهربان در نمایشگاه خودرو به من خوش آمد گفت و به من قهوه تعارف کرد.
a person who studies the science that deals with living organisms

زیستشناس
a professional whose job is examining people's eyes and telling them what type of glasses they should wear

اپتومتریست, عینکسازی
او پس از تجربه دید تار هنگام خواندن، تصمیم گرفت به بیناییسنج مراجعه کند.
a professional who studies and analyzes economic theories, trends, and data to provide insights into economic issues

اقتصاددان
او مقالهای انقلابی منتشر کرد که نظریههای سنتی اقتصادی را به چالش کشید.
someone who deals with electrical equipment, such as repairing or installing them

برقکار, تکنیسین برق
او یک برقکار را برای نصب لوسترهای جدید در آشپزخانه فراخواند.
someone who specializes in making and serving coffee-based beverages in cafes, coffee shops, and restaurants

قهوهچی, باریستا
او به عنوان باریستا شغلی را پذیرفت تا بیشتر درباره قهوه بیاموزد و مهارتهای هنر لاته خود را تکمیل کند.
a person who works in a mine, extracting minerals, coal, or other valuable materials from the earth

کارگر معدن, معدنچی
یک تیم از معدنچیان یک رگه جدید از نقره کشف کردند.
someone who is employed at a beach or swimming pool to keep watch and save swimmers from drowning

نجاتغریق
او در تعطیلات تابستانی از دانشگاه به عنوان ناجی غریق در استخر محلی کار میکرد.
someone whose job is to serve meals to customers in a restaurant

پیشخدمت, گارسون
من از پیشخدمت یک لیوان آب خواستم.
someone whose job is to keep or check financial accounts

حسابدار
حسابدار صورتهای مالی سالانه را تهیه کرد و مطمئن شد که تمام سوابق دقیق هستند.
someone whose job is to protect people, catch criminals, and make sure that laws are obeyed

افسر پلیس, مأمور پلیس
کودک گمشده توسط یک مامور پلیس مهربان برای یافتن راه خانه کمک شد.
someone who trains a person or team in sport

مربی
مربی بسکتبال سارا تیمش را به قهرمانی شهر هدایت کرد.
a scientist who studies chemistry

شیمیدان, دانشمند شیمی
برادرم به عنوان شیمیدان در یک شرکت بزرگ کار میکند.
a person who serves drinks behind a bar, typically in a bar, restaurant, or other establishment

متصدی بار
او به عنوان بارمن کار میکرد تا هزینههای دانشگاهش را بپردازد.
someone who is trained to travel and work in space

فضانورد
فضانورد در طول مأموریت فضایی آزمایشهایی درباره اثرات ریزگرانش انجام داد.
someone who studies a subject carefully and carries out academic or scientific research

محقق
هر جزئیات برای یک محقق که در حال مطالعه میکروارگانیسمها است مهم است.
someone whose job involves writing articles, books, stories, etc.

نویسنده
او یک نویسنده موفق کتابهای کودکان است.
someone whose job is to use their voice for creating music

خواننده
او یک خواننده بااستعداد و پیانیست است.
a person who writes pieces of poetry

شاعر
او یک شاعر است که به خاطر شعرهای بینظیر و فکربرانگیزش شناخته شده است.
a person in charge of a movie or play who gives instructions to the actors and staff

کارگردان
او سالهاست که در تئاتر کارگردان بوده است.