اسم‌های پایه - سبزیجات

در اینجا شما با اسامی انگلیسی مرتبط با سبزیجات مانند "هویج"، "اسفناج"، و "ربیع" آشنا خواهید شد.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
اسم‌های پایه
carrot [اسم]
اجرا کردن

هویج

Ex: They fed the carrot to their pet rabbit , who happily munched on it .

آنها هویج را به خرگوش خانگی خود دادند، که با خوشحالی آن را جوید.

potato [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی

Ex: The farmer harvested a basket of potatoes from the field , satisfied with a successful yield .

کشاورز یک سبد سیب‌زمینی از مزرعه برداشت کرد، از برداشت موفق راضی بود.

tomato [اسم]
اجرا کردن

گوجه‌فرنگی

Ex:

بچه‌ها از گوجه‌فرنگیهای گیلاسی به عنوان یک میان‌وعده سالم و آبدار لذت بردند.

onion [اسم]
اجرا کردن

پیاز

Ex:

بچه‌ها از حلقه‌های پیاز به عنوان یک غذای جانبی ترد لذت بردند.

broccoli [اسم]
اجرا کردن

کلم بروکلی

Ex:

کلم بروکلی سرشار از ویتامین‌ها است و افزودنی عالی برای یک رژیم غذایی سالم محسوب می‌شود.

spinach [اسم]
اجرا کردن

اسفناج

Ex: The soup contained spinach and other vegetables .

سوپ حاوی اسفناج و سبزیجات دیگر بود.

cucumber [اسم]
اجرا کردن

خیار

Ex: We made a refreshing cucumber salsa with tomatoes , onions , and cilantro .

ما یک سالسای خنک با خیار، گوجه‌فرنگی، پیاز و گشنیز درست کردیم.

eggplant [اسم]
اجرا کردن

بادمجان

Ex: The stir-fry featured chunks of eggplant cooked with tofu , bell peppers , and a savory sauce .

سرخ کرده شامل تکه‌های بادمجان پخته شده با توفو، فلفل دلمه‌ای و یک سس خوشمزه بود.

mushroom [اسم]
اجرا کردن

قارچ

Ex: My uncle made a delicious mushroom and thyme sauce to accompany the roasted meats .

عمویم یک سس خوشمزه از قارچ و آویشن برای همراهی با گوشت‌های کبابی درست کرد.

corn [اسم]
اجرا کردن

بلال

Ex: She planted rows of corn in her garden for the summer harvest .

او ردیف‌هایی از ذرت را در باغش برای برداشت تابستانی کاشت.

pea [اسم]
اجرا کردن

نخودفرنگی

Ex: We bought a bag of frozen peas for quick meals .

ما یک کیسه نخود فرنگی منجمد برای وعده‌های غذایی سریع خریدیم.

lettuce [اسم]
اجرا کردن

کاهو

Ex:

کاهو یک ماده کم کالری است که برای وعده‌های غذایی سالم عالی است.

garlic [اسم]
اجرا کردن

سیر

Ex:

سیر یک ماده کلیدی در بسیاری از غذاهای ایتالیایی است.

parsley [اسم]
اجرا کردن

جعفری (گیاه)

Ex: He mixed parsley into the stuffing for extra flavor .
radish [اسم]
اجرا کردن

تربچه

Ex: She harvested a bunch of radishes from the garden and shared them with her neighbors .

او یک دسته تربچه از باغ چید و با همسایه‌هایش تقسیم کرد.

rutabaga [اسم]
اجرا کردن

شلغم زرد

Ex: She planted rutabaga seeds in her garden .

او بذرهای شلغم سوئدی را در باغش کاشت.

artichoke [اسم]
اجرا کردن

کنگرفرنگی

Ex: Artichokes are packed with nutrients and are known for their unique flavor and texture .

کنگر فرنگی سرشار از مواد مغذی است و به خاطر طعم و بافت منحصر به فردش شناخته شده است.

bok choy [اسم]
اجرا کردن

کلم‌برگ چینی

Ex: It is delicious to steam bok choy and serve it alongside grilled fish or chicken .

بخارپز کردن بوک چوی و سرو آن همراه با ماهی یا مرغ کبابی خوشمزه است.

cabbage [اسم]
اجرا کردن

کلم

Ex: Fermented cabbage , known as sauerkraut , is popular in many cultures for its unique flavor and health benefits .

کلم تخمیر شده، معروف به کلم ترش، به خاطر طعم منحصر به فرد و فواید سلامتی در بسیاری از فرهنگ‌ها محبوب است.

cauliflower [اسم]
اجرا کردن

گل‌کلم

Ex: Cauliflower rice has become a popular low-carb alternative to traditional rice for those watching their carbohydrate intake .

برنج گل‌کلم به یک جایگزین محبوب کم‌کربوهیدرات برای برنج سنتی برای کسانی که مراقب مصرف کربوهیدرات خود هستند تبدیل شده است.

اجرا کردن

کاهوچینی

Ex: I asked him to buy a fresh bunch of iceberg lettuce from the farmer 's market

از او خواستم که یک دسته تازه کاهو آیسبرگ از بازار کشاورزان بخرد.

اجرا کردن

کلم بروکسل

Ex:

او کلم بروکسل را ریز خرد کرد تا به غذای سرخ شده اضافه کند.

arugula [اسم]
اجرا کردن

منداب راکتی

Ex: The chef carefully arranged the arugula leaves on the plate as a beautiful garnish .

آشپز برگ‌های آروگولا را به دقت روی بشقاب چید تا تزئینی زیبا باشد.

bell pepper [اسم]
اجرا کردن

فلفل‌دلمه‌ای

Ex: The dish was seasoned with roasted bell pepper and garlic .

غذا با فلفل دلمه‌ای کبابی و سیر چاشنی داده شده بود.

jalapeno [اسم]
اجرا کردن

هالاپینو

Ex: They decided to grow jalapeno plants in their backyard to have a fresh supply for cooking .

آنها تصمیم گرفتند گیاهان خالاپنو را در حیاط خلوت خود پرورش دهند تا منبع تازه‌ای برای آشپزی داشته باشند.

zucchini [اسم]
اجرا کردن

کدوسبز

Ex: He added grated zucchini to the muffin batter to increase its moisture and nutritional value .

او کدو سبز رنده شده را به خمیر مافین اضافه کرد تا رطوبت و ارزش غذایی آن را افزایش دهد.

asparagus [اسم]
اجرا کردن

مارچوبه

Ex: She served a side dish of roasted asparagus seasoned with garlic and parmesan cheese .

او یک غذای جانبی از مارچوبه کبابی چاشنی‌دار با سیر و پنیر پارمسان سرو کرد.

bean [اسم]
اجرا کردن

لوبیا

Ex: She cooked rice and beans for a simple meal .

او برنج و لوبیا را برای یک وعده غذایی ساده پخت.

celery [اسم]
اجرا کردن

کرفس

Ex: It is important to wash celery thoroughly before consuming it .

مهم است که کرفس را قبل از مصرف به خوبی بشویید.

scallion [اسم]
اجرا کردن

پیازچه

Ex: They enjoy the delicate crunch of fresh scallions in their homemade tacos .

آنها از تردی ظریف پیازچه تازه در تاکوهای خانگی خود لذت می‌برند.

اجرا کردن

سیب‌زمینی شیرین

Ex: He mashed the sweet potatoes and added a touch of butter for a creamy , flavorful side .

او سیب‌زمینی شیرین را له کرد و کمی کره برای یک غذای جانبی خامه‌ای و خوش‌طعم اضافه کرد.

kale [اسم]
اجرا کردن

کلم‌برگ

Ex: He was skeptical about trying kale at first , but after tasting a kale salad at a friend 's party , he became a kale enthusiast .

او در ابتدا نسبت به امتحان کردن کلم پیچ شک داشت، اما پس از چشیدن سالاد کلم پیچ در مهمانی دوستش، به یک علاقه‌مند کلم پیچ تبدیل شد.

Swiss chard [اسم]
اجرا کردن

برگ چغندر

Ex: He added Swiss chard to his smoothie for an extra boost of nutrients .

او چغندر سوئیسی را به اسموتی خود اضافه کرد برای تقویت بیشتر مواد مغذی.

okra [اسم]
اجرا کردن

بامیه

Ex: He simmered the okra with tomatoes and spices .
turnip [اسم]
اجرا کردن

شلغم

Ex: She added diced turnips to the stew , allowing them to cook down and add a subtle sweetness to the dish .

او شلغم خرد شده را به خورش اضافه کرد، اجازه داد تا بپزد و شیرینی ملایمی به غذا اضافه کند.

radicchio [اسم]
اجرا کردن

کاسنی فرنگی

Ex: He thought about using radicchio in a homemade pizza .

او به استفاده از رادیچیو در یک پیتزای خانگی فکر کرد.

chicory [اسم]
اجرا کردن

کاسنی

Ex: It reminded her of her childhood when her grandmother used to cook chicory with bacon .

این او را به یاد دوران کودکی اش انداخت که مادربزرگش کاسنی را با بیکن می‌پخت.

endive [اسم]
اجرا کردن

کاسنی فرنگی

Ex: He wondered if he could grow his own endive in a small pot on his balcony .

او فکر می‌کرد آیا می‌تواند اندیو خود را در گلدانی کوچک در بالکنش پرورش دهد.

green bean [اسم]
اجرا کردن

لوبیاسبز

Ex: The vitamin A present in green beans plays a crucial role in maintaining healthy skin .

ویتامین A موجود در لوبیا سبز نقش حیاتی در حفظ سلامت پوست دارد.

leek [اسم]
اجرا کردن

تره‌فرنگی

Ex: The chef prepared a savory quiche filled with leeks , mushrooms , and Gruyère cheese for brunch .

آشپز یک کیش خوشمزه پر از تره فرنگی، قارچ و پنیر گرویِر برای ناهار آماده کرد.

watercress [اسم]
اجرا کردن

آب‌تره

Ex: He proudly grows watercress in his backyard garden, using it in various home-cooked meals.

او با افتخار شاهی را در باغ حیاط خلوت خود پرورش می‌دهد و از آن در غذاهای خانگی مختلف استفاده می‌کند.

parsnip [اسم]
اجرا کردن

شقاقل

Ex: She used parsnips in her homemade baby food puree .

او از شلغم زرد در پوره غذای کودک خانگی خود استفاده کرد.

shallot [اسم]
اجرا کردن

شالت (نوعی پیاز کوچک)

Ex: He caramelized the shallots and served them as a topping for his juicy steak .

او شالوتها را کاراملیزه کرد و به عنوان تاپینگ برای استیک آبدارش سرو کرد.

chives [اسم]
اجرا کردن

تره

Ex: He chopped some chives and mixed them into his sour cream .

او مقداری تره خرد کرد و آن را با خامه ترش مخلوط کرد.

cilantro [اسم]
اجرا کردن

گشنیز

Ex:

گشنیز اغلب در آشپزی مکزیکی استفاده می‌شود.

daikon [اسم]
اجرا کردن

ترب سفید

Ex: He used daikon as a natural remedy for congestion .

او از دایکون به عنوان یک درمان طبیعی برای احتقان استفاده کرد.

اجرا کردن

گوجه‌فرنگی گیلاسی

Ex: My son never forgets to pack a few cherry tomatoes in his lunchbox .

پسر من هرگز فراموش نمی‌کند که چند گوجه گیلاسی در جعبه ناهار خود بگذارد.

beet [اسم]
اجرا کردن

چغندر

Ex: The salad was topped with sliced , cooked beets and crumbled goat cheese .

سالاد با چغندر ورقه‌ورقه شده و پخته شده و پنیر بز خرد شده تزئین شده بود.

chard [اسم]
اجرا کردن

برگ چغندر

Ex: She carefully washed and dried the chard leaves before using them in her recipe .

او برگ‌های چارد را با دقت شست و خشک کرد قبل از اینکه در دستور غذایش از آنها استفاده کند.