اسم‌های پایه - صورت و بدن

در اینجا شما با اسامی انگلیسی مرتبط با بدن و صورت مانند "چانه"، "مو" و "آرنج" آشنا خواهید شد.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
اسم‌های پایه
head [اسم]
اجرا کردن

سر

Ex: She held her head high as she walked confidently into the room .

او سرش را بالا نگه داشت در حالی که با اطمینان به اتاق وارد می‌شد.

hair [اسم]
اجرا کردن

مو

Ex: I need a haircut because my hair is getting too long .

من نیاز به کوتاهی مو دارم چون موهایم خیلی بلند شده‌اند.

eye [اسم]
اجرا کردن

چشم

Ex: She winked at him , playfully closing one eye .

او به او چشمک زد، با شیطنت یک چشم را بست.

ear [اسم]
اجرا کردن

گوش

Ex: The soothing melody played softly , creating a pleasant sensation in her ears .

ملودی آرامش‌بخش به نرمی نواخته می‌شد، حس خوشایندی در گوش‌هایش ایجاد می‌کرد.

nose [اسم]
اجرا کردن

بینی

Ex: She wrinkled her nose at the strong smell .

او به خاطر بوی تند بینی خود را چروک داد.

mouth [اسم]
اجرا کردن

دهان

Ex: She brushed her teeth to keep her mouth fresh and clean .

او دندان‌هایش را مسواک زد تا دهانش تازه و تمیز بماند.

tongue [اسم]
اجرا کردن

زبان

Ex: The singer stuck out her tongue playfully during the concert .

خواننده در طول کنسرت به شوخی زبانش را بیرون آورد.

lip [اسم]
اجرا کردن

لب

Ex: She pursed her lips , showing disapproval .

او لب‌هایش را جمع کرد، نشان دادن عدم تأیید.

neck [اسم]
اجرا کردن

گردن

Ex: She wore a necklace around her neck .

او یک گردنبند دور گردن خود انداخت.

shoulder [اسم]
اجرا کردن

شانه

Ex: The massage therapist kneaded the tense muscles in her shoulders , providing relief from stress and tension .

ماساژور عضلات منقبض در شانه‌های او را مالش داد، که باعث تسکین استرس و تنش شد.

arm [اسم]
اجرا کردن

دست (از مچ به بالا)

Ex: She felt a sense of protection as her father placed his arm around her .

وقتی پدرش بازوی خود را دور او انداخت، او احساس محافظت کرد.

elbow [اسم]
اجرا کردن

آرنج

Ex: The tennis player 's powerful serve put a lot of strain on her elbow .

سرویس قدرتمند تنیس‌باز فشار زیادی به آرنج او وارد کرد.

hand [اسم]
اجرا کردن

دست

Ex: She raised her hand to ask a question in class .

او دستش را بلند کرد تا در کلاس سوالی بپرسد.

finger [اسم]
اجرا کردن

انگشت

Ex: She accidentally cut her finger while preparing dinner .

او به طور تصادفی انگشت خود را در حال تهیه شام برید.

thumb [اسم]
اجرا کردن

شست

Ex: She twirled the pen around her thumb absentmindedly .

او به طور ناخودآگاه خودکار را دور شست خود چرخاند.

chest [اسم]
اجرا کردن

سینه

Ex: She placed her hand over her chest and felt her heartbeat .

او دستش را روی سینه‌اش گذاشت و ضربان قلبش را احساس کرد.

back [اسم]
اجرا کردن

کمر

Ex:

او تمریناتی انجام داد تا عضلات پشت خود را تقویت کند.

leg [اسم]
اجرا کردن

پا

Ex: She felt a cramp in her leg after running for a long time .

او پس از دویدن طولانی مدت در پایش گرفتگی احساس کرد.

knee [اسم]
اجرا کردن

زانو

Ex: He performed knee exercises to strengthen the muscles around the joint .

او تمرینات زانو را برای تقویت عضلات اطراف مفصل انجام داد.

foot [اسم]
اجرا کردن

پا (از انگشت‌ها تا مچ)

Ex: He rested his foot on the ottoman to relax .

او پای خود را روی عثمانی گذاشت تا استراحت کند.

toe [اسم]
اجرا کردن

انگشت پا

Ex:

ورزشکار در طول بازی فوتبال انگشت پایش را آسیب زد و مجبور شد بقیه بازی را ننشیند.

ankle [اسم]
اجرا کردن

مچ پا

Ex:

دستبند مچ پایی که او به پا داشت در نور خورشید می‌درخشید.

earlobe [اسم]
اجرا کردن

لاله گوش

Ex: The child accidentally hurt his earlobe while putting on his headphones .

کودک به طور تصادفی نرمه گوش خود را هنگام گذاشتن هدفون زخمی کرد.

cheek [اسم]
اجرا کردن

گونه

Ex: She smiled , her cheeks dimpling with joy .

او لبخند زد، گونه‌هایش از خوشحالی گود افتاد.

eyebrow [اسم]
اجرا کردن

ابرو

Ex: He raised his eyebrows in surprise when he heard the unexpected news .

وقتی خبر غیرمنتظره را شنید از تعجب ابروهایش را بالا برد.

eyelash [اسم]
اجرا کردن

مژه

Ex: The actress had thick , luxurious eyelashes that accentuated her gaze .

بازیگر مژه‌های ضخیم و مجللی داشت که نگاهش را برجسته می‌کرد.

chin [اسم]
اجرا کردن

چانه

Ex: She rested her chin on her hand , listening attentively to the conversation .

او چانه‌اش را روی دستش گذاشت و با دقت به گفتگو گوش داد.

forehead [اسم]
اجرا کردن

پیشانی

Ex: A cold compress on his forehead helped soothe the headache that had been bothering him all day .

کمپرس سرد روی پیشانی او به تسکین سردردی که تمام روز او را آزار می‌داد کمک کرد.

wrist [اسم]
اجرا کردن

مچ دست

Ex: The gymnast landed gracefully on her hands , supporting her weight on her wrists .

ژیمناست با ظرافت روی دستانش فرود آمد، وزن خود را روی مچ‌هایش نگه داشت.

palm [اسم]
اجرا کردن

کف دست

Ex: The baby grasped her mother 's finger with her tiny palm .

نوزاد با کف دست کوچک خود انگشت مادرش را گرفت.

nail [اسم]
اجرا کردن

ناخن

Ex: He had a habit of biting his nails , especially when he was feeling nervous or anxious .

او عادت داشت که ناخنهایش را بجود، مخصوصاً وقتی احساس عصبی یا مضطرب می‌کرد.

heel [اسم]
اجرا کردن

پاشنه

Ex:

ورزشکار عضلات ساق پا را کشید تا تنش در پاشنه‌ها را کاهش دهد.

armpit [اسم]
اجرا کردن

زیربغل

Ex: He applied deodorant to his armpit before heading out .

او قبل از بیرون رفتن دئودورانت را به زیر بغل خود زد.

rib [اسم]
اجرا کردن

دنده (کالبدشناسی)

Ex: He broke a rib while skiing down the slope and had to be airlifted to the hospital .

او در حال اسکی از شیب یک دنده شکست و مجبور شد با هلیکوپتر به بیمارستان منتقل شود.

jaw [اسم]
اجرا کردن

فک

Ex: She had to undergo surgery to correct a misaligned jaw .

او مجبور شد برای اصلاح یک فک ناهمتراز تحت عمل جراحی قرار بگیرد.

abdomen [اسم]
اجرا کردن

شکم

Ex: He noticed a faint bruise forming on his abdomen , a reminder of the impact from his fall earlier that day .

او متوجه کبودی خفیفی شد که روی شکمش در حال شکل گیری بود، یادآوری از ضربه ناشی از افتادنش در آن روز.

اجرا کردن

ناف

Ex: During the yoga session , they were instructed to focus on their belly button while breathing deeply .

در طول جلسه یوگا، به آنها دستور داده شد که در حالی که نفس عمیق می‌کشند روی ناف خود تمرکز کنند.

thigh [اسم]
اجرا کردن

ران

Ex: The doctor advised doing exercises to strengthen the thigh muscles .

پزشک توصیه کرد که برای تقویت عضلات ران ورزش کنید.

calf [اسم]
اجرا کردن

پویز

Ex: The athlete did calf raises as part of their strength training routine to build stronger leg muscles .

ورزشکار به عنوان بخشی از برنامه تمرین قدرتی خود برای ساختن عضلات قوی‌تر پا، حرکات بلند کردن ساق پا را انجام داد.

shin [اسم]
اجرا کردن

ساق پا

Ex: Athletes often protect their shins with shin guards during contact sports .
sole [اسم]
اجرا کردن

کف پا

Ex:

کف پاهای نرم و چاق نوزاد ردپایی در گل خیس باقی گذاشت.

temple [اسم]
اجرا کردن

شقیقه

Ex: The helmet fit snugly around his temples for better protection .

کلاه خود به خوبی دور شقیقه‌های او برای محافظت بهتر قرار گرفت.

forearm [اسم]
اجرا کردن

ساعد

Ex: The doctor examined the patient 's forearm for any signs of injury .

پزشک ساعد بیمار را برای یافتن هرگونه نشانه‌ای از آسیب معاینه کرد.

brain [اسم]
اجرا کردن

مغز

Ex: The brain is responsible for controlling our thoughts and actions .

مغز مسئول کنترل افکار و اعمال ما است.

heart [اسم]
اجرا کردن

قلب

Ex: The heart is a vital organ that pumps blood throughout the body .

قلب یک اندام حیاتی است که خون را در سراسر بدن پمپاژ می‌کند.

lung [اسم]
اجرا کردن

ریه

Ex: Smoking and exposure to air pollutants can increase the risk of lung diseases such as lung cancer .

سیگار کشیدن و قرار گرفتن در معرض آلاینده‌های هوا می‌تواند خطر ابتلا به بیماری‌های ریه مانند سرطان ریه را افزایش دهد.

stomach [اسم]
اجرا کردن

معده

Ex: She felt a rumble in her stomach , indicating that she was hungry .

او در شکم خود احساس غرغر کرد، که نشان می‌داد گرسنه است.

kidney [اسم]
اجرا کردن

کلیه

Ex:

بیماری کلیوی در صورت عدم درمان می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود و بر توانایی بدن در تنظیم فشار خون و دفع سموم تأثیر بگذارد.

liver [اسم]
اجرا کردن

کبد

Ex: Hepatitis , a viral infection that affects the liver , can lead to inflammation and damage to this vital organ if left untreated .

هپاتیت، یک عفونت ویروسی که کبد را تحت تأثیر قرار می‌دهد، در صورت عدم درمان می‌تواند منجر به التهاب و آسیب به این عضو حیاتی شود.

skin [اسم]
اجرا کردن

پوست

Ex: The doctor advised wearing sunscreen to protect the skin from harmful UV rays .

پزشک توصیه کرد از کرم ضدآفتاب استفاده کنید تا پوست را از پرتوهای مضر UV محافظت کنید.

vein [اسم]
اجرا کردن

رگ

Ex: Blood clots can form in veins , which can be dangerous if they travel to other parts of the body .

لخته‌های خون می‌توانند در رگ‌ها تشکیل شوند، که اگر به قسمت‌های دیگر بدن سفر کنند می‌تواند خطرناک باشد.

throat [اسم]
اجرا کردن

گلو

Ex: The cold weather made her throat feel dry and scratchy .

هوای سرد گلو او را خشک و خراشیده کرد.

intestine [اسم]
اجرا کردن

روده

Ex: He studied the anatomy of the intestine in his biology class .

او آناتومی روده را در کلاس زیست‌شناسی خود مطالعه کرد.

pancreas [اسم]
اجرا کردن

پانکراس

Ex: Pancreatitis is a condition characterized by inflammation of the pancreas , often caused by gallstones , alcohol consumption , or certain medications .

پانکراتیت وضعیتی است که با التهاب لوزالمعده مشخص می‌شود، که اغلب ناشی از سنگ‌های صفراوی، مصرف الکل یا برخی داروها است.

appendix [اسم]
اجرا کردن

آپاندیس

Ex: The function of the appendix in the human body is still debated by scientists .

عملکرد آپاندیس در بدن انسان هنوز توسط دانشمندان مورد بحث است.

bladder [اسم]
اجرا کردن

مثانه

Ex: He drank a lot of water , ensuring his bladder stayed healthy and functioning well .

او مقدار زیادی آب نوشید، اطمینان حاصل کرد که مثانه او سالم و به خوبی عمل می‌کند.

tooth [اسم]
اجرا کردن

دندان

Ex: He winced as the dentist extracted the decayed tooth , providing relief from the persistent ache .

وقتی دندانپزشک دندان پوسیده را کشید، او چهره‌اش را در هم کشید و از درد مداوم رهایی یافت.