اسامی انگلیسی مرتبط با "طبیعت"

در اینجا با اسامی انگلیسی مرتبط با طبیعت آشنا خواهید شد، مانند "کوه"، "رعد"، و "جنگل."

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
اسم‌های پایه
tree [اسم]
اجرا کردن

درخت

Ex: The leaves on the tree turned vibrant shades of red , orange , and yellow in the autumn .

برگ‌های روی درخت در پاییز به رنگ‌های زنده قرمز، نارنجی و زرد تبدیل شدند.

flower [اسم]
اجرا کردن

گل

Ex: I picked a bouquet of fresh flowers from the field .

من یک دسته گل تازه از مزرعه چیدم.

sun [اسم]
اجرا کردن

خورشید

Ex: I love watching the sunset as the sun paints the sky with vibrant colors .

من عاشق تماشای غروب خورشید هستم در حالی که خورشید آسمان را با رنگ‌های زنده رنگ می‌کند.

moon [اسم]
اجرا کردن

ماه

Ex: I enjoy watching the moon rise above the horizon .

من از تماشای ماه که بالای افق طلوع می‌کند لذت می‌برم.

star [اسم]
اجرا کردن

ستاره

Ex: The brightest star in the night sky is Sirius , also known as the Dog Star .

درخشان‌ترین ستاره در آسمان شب، شعرای یمانی است که به ستاره سگ نیز معروف است.

sky [اسم]
اجرا کردن

آسمان

Ex: I love lying on the grass and watching the clouds float across the sky .

من دوست دارم روی چمن دراز بکشم و ابرها را تماشا کنم که در آسمان شناور می‌شوند.

mountain [اسم]
اجرا کردن

کوه

Ex: The mountain is a popular destination for climbers and hikers .

کوه مقصدی محبوب برای کوهنوردان و پیاده‌روها است.

sea [اسم]
اجرا کردن

دریا

Ex: The sea is home to a variety of marine life , such as fish , dolphins , and coral reefs .

دریا خانه‌ای برای انواع حیات دریایی، مانند ماهی‌ها، دلفین‌ها و صخره‌های مرجانی است.

river [اسم]
اجرا کردن

رودخانه

Ex: The children skipped stones across the calm river surface.

بچه‌ها سنگ‌ها را روی سطح آرام رودخانه به پرواز درآوردند.

lake [اسم]
اجرا کردن

دریاچه

Ex: She enjoyed a peaceful boat ride on the lake .

او از یک قایق سواری آرام روی دریاچه لذت برد.

the ocean [اسم]
اجرا کردن

اقیانوس

Ex: She found a beautiful seashell on the ocean shore.

او یک صدف زیبا در ساحل اقیانوس پیدا کرد.

rainbow [اسم]
اجرا کردن

رنگین‌کمان

Ex: The children were excited to see a rainbow after the storm .

بچه‌ها از دیدن رنگین‌کمان بعد از طوفان هیجان‌زده بودند.

thunder [اسم]
اجرا کردن

تندر

Ex: We heard the distant thunder and knew a storm was approaching .

ما رعد دور را شنیدیم و فهمیدیم که طوفان در حال نزدیک شدن است.

volcano [اسم]
اجرا کردن

آتش‌فشان

Ex: The island is home to an active volcano .

جزیره محل زندگی یک آتشفشان فعال است.

sunrise [اسم]
اجرا کردن

طلوع آفتاب

Ex: The colors of the sky during sunrise were breathtaking .

رنگ‌های آسمان در هنگام طلوع خورشید نفس‌گیر بود.

sunset [اسم]
اجرا کردن

غروب آفتاب

Ex: She loves painting landscapes , especially scenes of the sunset .

او عاشق نقاشی مناظر است، به ویژه صحنه‌های غروب آفتاب.

avalanche [اسم]
اجرا کردن

بهمن (برف)

Ex: The avalanche buried the mountain village in snow .

بهمن روستای کوهستانی را در برف دفن کرد.

fog [اسم]
اجرا کردن

مه

Ex: The city was covered in a thick fog after the rain .

شهر پس از باران در مه غلیظی پوشیده شده بود.

meadow [اسم]
اجرا کردن

چمنزار

Ex: Cows were eating grass in the meadow.

گاوها در چمنزار علف می‌خوردند.

soil [اسم]
اجرا کردن

خاک

Ex: She planted the flowers in the rich , dark soil of the garden .

او گل‌ها را در خاک غنی و تیره باغ کاشت.

canyon [اسم]
اجرا کردن

ژرف‌دره

Ex: We hiked down into the canyon to explore .

ما به پایین دره رفتیم تا کاوش کنیم.

iceberg [اسم]
اجرا کردن

کوه یخ (شناور در آب)

Ex: Polar bears often hunt seals near the edge of an iceberg .

خرس‌های قطبی اغلب در نزدیکی لبه یک کوه یخ فک شکار می‌کنند.

cliff [اسم]
اجرا کردن

صخره

Ex: The lighthouse was perched precariously on the top of the cliff .

فانوس دریایی به طور ناپایدار بر روی قله صخره قرار داشت.

cave [اسم]
اجرا کردن

غار

Ex: The cave 's entrance was concealed by dense foliage , leading to a mysterious world beneath the surface .

ورودی غار توسط شاخ و برگ انبوه پنهان شده بود، که به دنیایی مرموز در زیر سطح منتهی می‌شد.

tornado [اسم]
اجرا کردن

گردباد

Ex: The region is known for frequent tornado occurrences .

این منطقه به دلیل وقوع مکرر توفان شناخته شده است.

gulf [اسم]
اجرا کردن

خلیج

Ex: The Gulf of Mexico is a vital part of the global climate system.

خلیج مکزیک بخش حیاتی از سیستم آب و هوایی جهانی است.

shore [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: They walked hand in hand along the shore , collecting seashells .

آن‌ها دست در دست در امتداد ساحل راه می‌رفتند و صدف جمع می‌کردند.

island [اسم]
اجرا کردن

جزیره

Ex: The island had a famous lighthouse that guided ships safely to shore .

جزیره یک فانوس دریایی معروف داشت که کشتی‌ها را به سلامت به ساحل هدایت می‌کرد.

coast [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The north coast is less developed and perfect for nature lovers .

ساحل شمالی کمتر توسعه یافته است و برای عاشقان طبیعت عالی است.

grassland [اسم]
اجرا کردن

علفزار

Ex: The grassland stretches for miles without trees .

مرتع برای مایل‌ها بدون درخت کشیده شده است.

rose [اسم]
اجرا کردن

گل رز

Ex: Each morning, she waters the rose plants in her front yard.

هر صبح، او به گیاهان گل سرخ در حیاط جلویی خانه اش آب می‌دهد.

tulip [اسم]
اجرا کردن

گل لاله

Ex: She received a bouquet of tulips for her birthday , their elegant shapes and colors brightening up the room .

او برای تولدش یک دسته گل لاله دریافت کرد، شکل‌ها و رنگ‌های زیبایشان اتاق را روشن کرد.

sunflower [اسم]
اجرا کردن

گل آفتاب‌گردان

Ex: I added sunflower seeds to my salad for an extra crunch.

من دانه‌های آفتابگردان را به سالادم اضافه کردم تا تردتر شود.

daffodil [اسم]
اجرا کردن

گل نرگس

Ex: She arranged a bouquet of daffodils for the table , their vibrant color adding a cheerful touch to the room .

او یک دسته گل نرگس برای میز چید، رنگ پرجنب و جوش آنها حال و هوای شادی به اتاق اضافه کرد.

orchid [اسم]
اجرا کردن

گل ارکیده

Ex: Many types of orchids require a humid environment to thrive .

انواع زیادی از ارکیده‌ها برای رشد به محیطی مرطوب نیاز دارند.

lily [اسم]
اجرا کردن

گل سوسن

Ex: Lilies need to be planted in a location that gets plenty of sunlight .

سوسنها باید در مکانی کاشته شوند که نور خورشید زیادی دریافت می‌کند.

iris [اسم]
اجرا کردن

گیاه زنبق

Ex: She planted a row of yellow iris along the edge of the pond, creating a vibrant border that reflected beautifully in the water.

او یک ردیف زنبق زرد در امتداد لبه برکه کاشت و یک مرز پر جنب و جوش ایجاد کرد که به زیبایی در آب منعکس می‌شد.

lavender [اسم]
اجرا کردن

اسطوخودوس (گیاه)

Ex: The herbalist recommended lavender for its calming properties and soothing fragrance .

گیاه‌شناس اسطوخودوس را به خاطر خواص آرام‌بخش و عطر تسکین‌دهنده‌اش توصیه کرد.

violet [اسم]
اجرا کردن

گل بنفشه

Ex: The garden was filled with vibrant violets , their delicate purple flowers adding a splash of color .

باغ پر از بنفشه‌های پر جنب و جوش بود، گل‌های بنفش ظریفشان رنگ‌آمیزی می‌کرد.

jasmine [اسم]
اجرا کردن

یاسمن

Ex: She picked fresh jasmine to make tea .

او یاس تازه چید تا چای درست کند.

daisy [اسم]
اجرا کردن

گل مینا (گیاه‌شناسی)

Ex: She picked a bouquet of daisies from the garden , their fresh and simple beauty perfect for a casual arrangement .

او یک دسته گل مروارید را از باغ چید، زیبایی تازه و ساده آنها برای یک چیدمان معمولی عالی بود.

bamboo [اسم]
اجرا کردن

خیزران (گیاه شناسی)

Ex: The bamboo grove in the park created a serene , tropical atmosphere with its tall , swaying stalks .

جنگل بامبو در پارک با ساقه‌های بلند و تاب‌خورنده‌اش یک فضای آرام و گرمسیری ایجاد کرد.

cactus [اسم]
اجرا کردن

کاکتوس

Ex: Be careful when touching a cactus , as its spines can prick your skin .

در هنگام لمس کاکتوس مراقب باشید، زیرا خارهای آن می‌تواند پوست شما را بخراشد.

ivy [اسم]
اجرا کردن

پیچک

Ex: She planted ivy along the trellis to create a natural green wall in her garden .

او پیچک را در امتداد داربست کاشت تا یک دیوار سبز طبیعی در باغش ایجاد کند.

lilac [اسم]
اجرا کردن

یاس بنفش

Ex: She trimmed the lilac to keep it healthy.

او یاس بنفش را برای سالم نگه‌داشتن آن هرس کرد.

dandelion [اسم]
اجرا کردن

قاصدک

Ex: The garden was dotted with dandelions in spring .

باغ در بهار با قاصدکها پوشیده شده بود.

beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: I love strolling along the beach , feeling the soft sand between my toes .

من دوست دارم در امتداد ساحل قدم بزنم، شن نرم را بین انگشتان پاهایم احساس کنم.

forest [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: The forest floor was covered in a thick carpet of fallen leaves .

کف جنگل با فرشی ضخیم از برگ‌های ریخته پوشیده شده بود.

cloud [اسم]
اجرا کردن

ابر

Ex: The airplane flew through the clouds on its way to the destination .

هواپیما از میان ابرها به سمت مقصد پرواز کرد.

rain [اسم]
اجرا کردن

باران

Ex: I forgot my umbrella , and now I 'm getting wet in the rain .

چترم را فراموش کردم، و حالا زیر باران خیس می‌شوم.

snow [اسم]
اجرا کردن

برف

Ex: Children eagerly awaited the first snow of the season to build snowmen .

بچه‌ها مشتاقانه منتظر اولین برف فصل بودند تا آدم برفی بسازند.

wind [اسم]
اجرا کردن

باد

Ex: She enjoyed the gentle wind on her face during the boat ride.

او از باد ملایم روی صورتش در طول قایق‌سواری لذت برد.

rock [اسم]
اجرا کردن

سنگ

Ex: The climber carefully ascended the large rock .

کوهنورد با دقت از صخره بزرگ بالا رفت.

desert [اسم]
اجرا کردن

بیابان

Ex: Camels are well-adapted to survive in the desert .

شترها به خوبی برای زنده ماندن در بیابان سازگار شده‌اند.

valley [اسم]
اجرا کردن

دره

Ex: The train passed through a beautiful valley on its route .

قطار از یک دره زیبا در مسیر خود عبور کرد.

hill [اسم]
اجرا کردن

تپه

Ex: She jogged up the hill every morning as part of her workout .

او هر صبح به عنوان بخشی از تمرینش تا تپه می‌دوید.

waterfall [اسم]
اجرا کردن

آبشار

Ex: The sound of the waterfall was soothing as it cascaded down the rocks .

صدای آبشار آرامش‌بخش بود در حالی که از روی صخره‌ها فرو می‌ریخت.

sand [اسم]
اجرا کردن

ماسه

Ex: The wind carried grains of sand across the desert .

باد دانه‌های شن را در سراسر بیابان حمل کرد.