اسم‌های پایه - غذا

در اینجا شما با اسامی انگلیسی مرتبط با غذا مانند "پاستا"، "سوپ"، و "کباب" آشنا خواهید شد.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
اسم‌های پایه
hamburger [اسم]
اجرا کردن

همبرگر

Ex: The hamburger at this restaurant is famous in the city .

همبرگر این رستوران در شهر معروف است.

pasta [اسم]
اجرا کردن

پاستا

Ex: I cooked pasta and tossed it with olive oil and fresh herbs .

من پاستا پختم و آن را با روغن زیتون و گیاهان تازه مخلوط کردم.

salad [اسم]
اجرا کردن

سالاد

Ex:

سس سالاد ترکیبی خوشمزه از روغن زیتون و سرکه بالزامیک است.

sandwich [اسم]
اجرا کردن

ساندویچ

Ex: She wrapped the sandwich in foil to keep it fresh for later .

او ساندویچ را در فویل پیچید تا برای بعد تازه بماند.

soup [اسم]
اجرا کردن

سوپ

Ex: The chef prepared a creamy tomato soup for lunch .

سرآشپز یک سوپ گوجه‌فرنگی خامه‌ای برای ناهار آماده کرد.

steak [اسم]
اجرا کردن

استیک

Ex: She served the grilled steak with a side of mashed potatoes and sautéed vegetables for a hearty meal .

او استیک کبابی را با سیب‌زمینی له شده و سبزیجات تفت داده شده برای یک وعده غذایی مقوی سرو کرد.

sushi [اسم]
اجرا کردن

سوشی

Ex: The sushi restaurant imports fresh fish from Japan to ensure the highest quality .

رستوران سوشی ماهی تازه را از ژاپن وارد می‌کند تا بالاترین کیفیت را تضمین کند.

spaghetti [اسم]
اجرا کردن

اسپاگتی

Ex: I love a classic spaghetti bolognese with its rich and satisfying flavors.

من عاشق یک اسپاگتی بولونیز کلاسیک با طعم های غنی و رضایت بخش آن هستم.

hot dog [اسم]
اجرا کردن

هات‌داگ

Ex: We cooked hot dogs over the fire during our camping trip .

ما در طول سفر کمپینگمان هات داگها را روی آتش پختیم.

pizza [اسم]
اجرا کردن

پیتزا

Ex: The pizza crust was thin and crispy , just the way I like it .

پوسته پیتزا نازک و ترد بود، دقیقاً همانطور که دوست دارم.

اجرا کردن

سیب‌زمینی سرخ‌کرده

Ex:

او یک چیزبرگر با طرف سیب زمینی سرخ کرده سفارش داد.

taco [اسم]
اجرا کردن

تاکو

Ex: The taco festival featured a variety of tacos , from traditional to gourmet creations .

جشنواره تاکو شامل انواع مختلف تاکو، از سنتی تا خلق‌های گورمه بود.

lasagna [اسم]
اجرا کردن

لازانیا

Ex: The aroma of bubbling lasagna filled the kitchen , enticing everyone to the dinner table .

عطر لازانیا در حال جوشیدن آشپزخانه را پر کرد و همه را به سمت میز شام کشاند.

meatloaf [اسم]
اجرا کردن

میتلف

Ex: The leftovers from the meatloaf were used in sandwiches for lunch the next day .

باقیمانده‌های کیک گوشت برای ناهار روز بعد در ساندویچ‌ها استفاده شد.

cereal [اسم]
اجرا کردن

غلات صبحانه

Ex: Many children love eating colorful , sweetened cereal , but their parents often look for healthier alternatives .

بسیاری از کودکان عاشق خوردن غلات رنگی و شیرین هستند، اما والدین آنها اغلب به دنبال جایگزین‌های سالم‌تر هستند.

chocolate [اسم]
اجرا کردن

شکلات

Ex: The artisanal chocolate shop offers a variety of unique chocolate flavors .
candy [اسم]
اجرا کردن

آب‌نبات

Ex: The store had a colorful display of candy for the holiday season .

فروشگاه نمایشی رنگارنگ از آبنبات برای فصل تعطیلات داشت.

popcorn [اسم]
اجرا کردن

ذرت بوداده

Ex: He popped a bag of microwave popcorn and settled onto the couch , ready to binge-watch his favorite TV series .

او یک بسته پاپ کورن را در مایکروویو ترکاند و روی مبل نشست، آماده برای تماشای پشت سر هم سریال مورد علاقه اش.

burrito [اسم]
اجرا کردن

بوریتو (نوعی غذای مکزیکی)

Ex:

کامیون غذا بوریتوهای خوشمزه با انواع پرکننده‌ها مانند کارنه آسادا و کارنیتاس سرو می‌کند.

fish and chips [عبارت]
اجرا کردن

ماهی و سیب‌زمینی‌سرخ‌کرده

Ex: Fish and chips are a classic British meal that 's popular worldwide .
kebab [اسم]
اجرا کردن

کباب

Ex: The restaurant offers a variety of kebabs , including beef , shrimp , and mixed vegetable options .

رستوران انواع مختلفی از کباب را ارائه می‌دهد، از جمله گزینه‌های گوشت گاو، میگو و سبزیجات مخلوط.

ice cream [اسم]
اجرا کردن

بستنی

Ex: The ice cream truck played a catchy tune to attract customers .

کامیون بستنی یک ملودی جذاب پخش کرد تا مشتریان را جذب کند.

gelato [اسم]
اجرا کردن

بستنی ایتالیایی

donut [اسم]
اجرا کردن

دونات

Ex: The children eagerly licked the sugary glaze off their fingers after devouring their favorite jelly-filled donuts .

بچه‌ها پس از خوردن دونات‌های مورد علاقه‌شان که پر از ژله بود، با اشتیاق لعاب شیرین را از انگشتانشان لیسیدند.

cookie [اسم]
اجرا کردن

کوکی (نوعی کلوچه)

Ex: The bakery offered a variety of cookies , including snickerdoodles and macadamia nut .

نانوایی انواع مختلفی از کلوچه‌ها را ارائه می‌داد، از جمله اسنیکردودل و کلوچه با مغز ماکادمیا.

biscuit [اسم]
اجرا کردن

اسکون (نوعی نان یا کیک)

Ex: At the family gathering , the children devoured the freshly baked biscuits before dinner even started .

در جمع خانوادگی، بچه‌ها بیسکویت‌های تازه پخته شده را قبل از حتی شروع شام خوردند.

cake [اسم]
اجرا کردن

کیک

Ex: She enjoyed a slice of strawberry cake with whipped cream frosting .

او از یک برش کیک توت فرنگی با رویه خامه زده شده لذت برد.

cheesecake [اسم]
اجرا کردن

کیک پنیر

Ex: The chef decorated the cheesecake with edible flowers for a fancy touch .

سرآشپز کیک پنیر را با گل‌های خوراکی برای جلوه‌ای شیک تزئین کرد.

pancake [اسم]
اجرا کردن

پنکیک

Ex: He prefers his pancakes with a dollop of whipped cream and a sprinkle of powdered sugar for an extra touch of sweetness .

او پنکیکهایش را با کمی خامه زده شده و مقداری پودر قند برای اضافه کردن شیرینی بیشتر ترجیح می‌دهد.

cupcake [اسم]
اجرا کردن

کاپ‌کیک

Ex: The children giggled with excitement as they frosted their own cupcakes at the birthday party .

بچه‌ها با هیجان می‌خندیدند در حالی که کاپ‌کیکهای خود را در جشن تولد تزئین می‌کردند.

croissant [اسم]
اجرا کردن

کروسان

Ex: The aroma of baking croissants wafted through the kitchen , signaling that breakfast was almost ready .

عطر کروسان‌های در حال پخت در آشپزخانه پیچید، نشان می‌داد که صبحانه تقریباً آماده است.

baguette [اسم]
اجرا کردن

نان باگت

Ex:

آنها از باگت باقیمانده برای درست کردن خرده‌نان برای یک کاسرول خوشمزه استفاده کردند.

bread [اسم]
اجرا کردن

نان

Ex: The children made mini pizzas using slices of bread as the crust .

بچه‌ها با استفاده از برش‌های نان به عنوان خمیر، پیتزاهای کوچک درست کردند.

pudding [اسم]
اجرا کردن

پودینگ

Ex: She refrigerated the pudding overnight to let it set before serving .

او پودینگ را یک شب در یخچال گذاشت تا قبل از سرو شدن ببندد.

pie [اسم]
اجرا کردن

پای (نوعی کیک)

Ex: We cooked a spinach and feta pie for our vegetarian guest .

ما یک پای اسفناج و پنیر فتا برای مهمان گیاهخوارمان پختیم.

tart [اسم]
اجرا کردن

تارت

Ex: The dessert menu featured a decadent chocolate tart , its rich ganache filling encased in a crisp pastry shell .

منوی دسر شامل یک تارت شکلاتی مجلل بود، با پرکردن گاناش غنی آن که در یک پوسته خمیر ترد محصور شده بود.

omelet [اسم]
اجرا کردن

املت

Ex: She cooked an omelet using leftover vegetables and shredded cheddar cheese for a quick and easy dinner .

او با استفاده از سبزیجات باقی‌مانده و پنیر چدار رنده‌شده یک املت برای شامی سریع و آسان پخت.

stew [اسم]
اجرا کردن

خورش

Ex: The slow cooker churned out a delicious vegetable stew , bubbling away all day to meld the flavors together .

آشپز آهسته یک خورش سبزیجات خوشمزه درست کرد، که تمام روز در حال جوشیدن بود تا طعم‌ها را با هم ترکیب کند.

اجرا کردن

پوره سیب‌زمینی

Ex: The recipe recommends pairing the dish with mashed potato .

دستور پخت توصیه می‌کند که غذا را با پوره سیب زمینی سرو کنید.