اسم‌های پایه - قسمت‌های ساختمان

در اینجا با اسامی انگلیسی مرتبط با قسمت‌های ساختمان آشنا خواهید شد، مانند "سقف"، "راهرو"، و "دروازه."

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
اسم‌های پایه
roof [اسم]
اجرا کردن

سقف

Ex: She sat on the roof of her car to enjoy a picnic under the stars .

او روی سقف ماشینش نشست تا از یک پیک نیک زیر ستاره‌ها لذت ببرد.

wall [اسم]
اجرا کردن

دیوار

Ex: She hangs a painting on the wall to add color to the room .

او یک نقاشی را به دیوار آویزان می‌کند تا رنگ به اتاق اضافه کند.

window [اسم]
اجرا کردن

پنجره

Ex: She waved to her friend from the window as they walked by .

او از پنجره به دوستش دست تکان داد در حالی که آنها رد می‌شدند.

door [اسم]
اجرا کردن

در

Ex: She closed the bedroom door to have some privacy .

او در اتاق خواب را بست تا کمی حریم خصوصی داشته باشد.

floor [اسم]
اجرا کردن

کف

Ex: She covered the floor with a colorful carpet .

او کف را با یک فرش رنگارنگ پوشاند.

bedroom [اسم]
اجرا کردن

اتاق‌خواب

Ex: She decorated the walls of her bedroom with pictures and posters .

او دیوارهای اتاق خواب خود را با تصاویر و پوسترها تزئین کرد.

living room [اسم]
اجرا کردن

اتاق نشیمن

Ex: A vibrant rug added a pop of color to the living room , complementing the tasteful decor .

یک فرش پر جنب و جوش رنگ و رویی به اتاق نشیمن اضافه کرد و دکوراسیون خوش سلیقه را تکمیل کرد.

kitchen [اسم]
اجرا کردن

آشپزخانه

Ex: The kitchen had a double oven , allowing for simultaneous baking of different dishes .

آشپزخانه یک اجاق دوتایی داشت که امکان پخت همزمان غذاهای مختلف را فراهم می‌کرد.

bathroom [اسم]
اجرا کردن

حمام - دستشویی

Ex: They organized shampoo and soap bottles in the shower caddy in the bathroom .

آن‌ها بطری‌های شامپو و صابون را در سبد دوش در حمام مرتب کردند.

dining room [اسم]
اجرا کردن

اتاق غذاخوری

Ex: They enjoyed lively conversations over dinner in the cozy dining room .

آنها از گفتگوهای پر جنب و جوش در طول شام در اتاق غذاخوری دنج لذت بردند.

اجرا کردن

رختشوی‌خانه

Ex: Their laundry room doubles as a mudroom with hooks for coats and bags .

اتاق لباسشویی آنها همچنین به عنوان اتاق ورودی با قلاب‌هایی برای کت و کیف‌ها عمل می‌کند.

ceiling [اسم]
اجرا کردن

سقف (درون ساختمان)

Ex: He used a long brush to paint the high ceiling of the living room .

او از یک قلم موی بلند برای رنگ آمیزی سقف بلند اتاق نشیمن استفاده کرد.

chimney [اسم]
اجرا کردن

دودکش

Ex: The chimney was cleaned before starting the fireplace .

دودکش قبل از روشن کردن شومینه تمیز شد.

balcony [اسم]
اجرا کردن

بالکن

Ex: During the summer , the family often hosted barbecues on their balcony , enjoying the warm weather .

در طول تابستان، خانواده اغلب باربیکیوها را در بالکن خود برگزار می‌کردند و از هوای گرم لذت می‌بردند.

porch [اسم]
اجرا کردن

ایوان

Ex: The porch wraps around the house , providing ample space for outdoor furniture .

ایوان دور تا دور خانه را فرا گرفته و فضای کافی برای مبلمان فضای باز فراهم می‌کند.

terrace [اسم]
اجرا کردن

تراس

Ex: He decorated the terrace with plants and outdoor furniture .

او تراس را با گیاهان و مبلمان فضای باز تزئین کرد.

hall [اسم]
اجرا کردن

راهرو

Ex: The hall was brightly lit and decorated with family photos .

راهرو به خوبی روشن بود و با عکس های خانوادگی تزئین شده بود.

corridor [اسم]
اجرا کردن

راهرو

Ex: The underground corridor connected the train platforms to the main station concourse .

دالان زیرزمینی سکوهای قطار را به سالن اصلی ایستگاه متصل می‌کرد.

attic [اسم]
اجرا کردن

اتاق زیرشیروانی

Ex:

فضای اتاق زیر شیروانی پتانسیل گسترش را ارائه می‌دهد، با برنامه‌هایی برای افزودن پنجره‌های شیروانی برای نور طبیعی بیشتر.

basement [اسم]
اجرا کردن

زیرزمین

Ex: The basement was dark and cool , perfect for storing old furniture and boxes .

زیرزمین تاریک و خنک بود، عالی برای ذخیره کردن مبلمان قدیمی و جعبه‌ها.

garage [اسم]
اجرا کردن

گاراژ

Ex: After cleaning out the garage , they found an old bicycle that had been forgotten for years .

بعد از تمیز کردن گاراژ، آنها یک دوچرخه قدیمی پیدا کردند که سال‌ها فراموش شده بود.

gutter [اسم]
اجرا کردن

ناودان

Ex: The gutter overflowed during heavy rainfall , causing water damage to the foundation .

ناودان در طول بارندگی شدید سرریز شد و باعث آسیب آب به فونداسیون شد.

column [اسم]
اجرا کردن

ستون

Ex: The architect designed the modern office building with sleek , minimalist columns .

معمار ساختمان اداری مدرن را با ستون‌های شیک و مینیمالیستی طراحی کرد.

skylight [اسم]
اجرا کردن

نورگیر سقف

Ex: The skylight provided a beautiful view of the night sky .

پنجره سقفی منظره زیبایی از آسمان شب ارائه می‌داد.

cellar [اسم]
اجرا کردن

زیرزمین

Ex: He installed a temperature control system in the cellar to keep his wine collection at the perfect temperature .

او یک سیستم کنترل دما در انبار زیرزمینی نصب کرد تا مجموعه شراب خود را در دمای مناسب نگه دارد.

utility [اسم]
اجرا کردن

تسهیلات (آب، برق، گاز و ...)

Ex: The storm caused a disruption in utility services throughout the city .

طوفان باعث اختلال در خدمات عمومی در سراسر شهر شد.

lobby [اسم]
اجرا کردن

سالن انتظار

Ex: The lobby of the office building featured modern art installations and comfortable seating areas .

لابی ساختمان اداری شامل نصب‌های هنری مدرن و مناطق نشیمن راحت بود.

trash chute [اسم]
اجرا کردن

شوت زباله

Ex: He accidentally dropped his bag into the trash chute while trying to dispose of the packaging .

او به طور تصادفی کیفش را داخل شوت زباله انداخت در حالی که سعی داشت بسته‌بندی را دور بیندازد.

elevator [اسم]
اجرا کردن

آسانسور

Ex: It 's important to hold the elevator door open if someone is rushing to catch it .

مهم است که در آسانسور را باز نگه دارید اگر کسی عجله دارد تا به آن برسد.

story [اسم]
اجرا کردن

طبقه

Ex: The library occupies three stories , with the children 's section on the ground floor .

کتابخانه سه طبقه را اشغال می‌کند، با بخش کودکان در طبقه همکف.

arch [اسم]
اجرا کردن

طاق

Ex: The castle 's drawbridge was supported by a sturdy stone arch , which added to its defensive strength .

پل متحرک قلعه توسط یک طاق سنگی محکم پشتیبانی می‌شد که به قدرت دفاعی آن می‌افزود.

اجرا کردن

سیستم لوله‌کشی

Ex: A well-maintained plumbing system is essential for clean water and efficient waste removal .

یک سیستم لوله‌کشی به خوبی نگهداری شده برای آب تمیز و دفع کارآمد زباله ضروری است.

fence [اسم]
اجرا کردن

حصار

Ex: The house with the white fence is my uncle 's .

خانه با حصار سفید متعلق به عموی من است.

gate [اسم]
اجرا کردن

دروازه

Ex: There 's a small gate at the back of the house .

یک دروازه کوچک در پشت خانه وجود دارد.

entrance [اسم]
اجرا کردن

ورودی

Ex:

ورودی جانبی برای تحویل کالا استفاده می‌شود.

doorway [اسم]
اجرا کردن

ورودی

Ex: They decorated the doorway with flowers and lights for the holiday season .

آنها ورودی را با گل‌ها و چراغ‌ها برای فصل تعطیلات تزئین کردند.

اجرا کردن

خروجی اضطراری

Ex: The theatre has an emergency exit on the right side .

تئاتر یک خروجی اضطراری در سمت راست دارد.

walkway [اسم]
اجرا کردن

گذر

Ex: Tourists strolled along the wooden walkway , exploring the historic waterfront district lined with shops and cafes .

گردشگران در امتداد پیاده‌رو چوبی قدم می‌زدند و در حال کاوش در منطقه تاریخی ساحلی پر از مغازه‌ها و کافه‌ها بودند.

yard [اسم]
اجرا کردن

حیاط

Ex: The children played games in the yard .

بچه‌ها در حیاط بازی کردند.

facade [اسم]
اجرا کردن

نما (معماری)

Ex: The colonial-style mansion had a white-painted facade with elegant columns and a sweeping front porch , exuding timeless charm and grace .

عمارت به سبک استعماری دارای نمایی سفید رنگ با ستون‌های ظریف و یک ایوان جلویی گسترده بود که جذابیت و لطافتی بی‌زمان را منتشر می‌کرد.

dome [اسم]
اجرا کردن

گنبد

Ex: The library 's reading room featured a stunning glass dome that flooded the space with natural light .

اتاق مطالعه کتابخانه دارای یک گنبد شیشه‌ای خیره‌کننده بود که فضای داخل را با نور طبیعی پر می‌کرد.

doorstep [اسم]
اجرا کردن

پله جلوی در

Ex: The children played hopscotch on the doorstep while waiting for their parents to come home .

بچه‌ها روی پله ورودی لی لی بازی کردند در حالی که منتظر بودند والدینشان به خانه بیایند.

fireplace [اسم]
اجرا کردن

شومینه

Ex: The rustic cabin had a wood-burning fireplace , where residents could cozy up on chilly evenings .

کلبه روستایی یک شومینه چوب‌سوز داشت، جایی که ساکنان می‌توانستند در عصرهای سرد خود را گرم کنند.

اجرا کردن

سیستم گرمایش مرکزی

Ex: She adjusted the central heating thermostat to maintain a comfortable temperature throughout the day .

او ترموستات گرمایش مرکزی را تنظیم کرد تا دمای راحتی را در طول روز حفظ کند.

deck [اسم]
اجرا کردن

ایوان

Ex: They spent the evening stargazing from the deck of their lakeside cabin .

آنها شب را به تماشای ستاره‌ها از عرشه کلبه کنار دریاچه‌شان گذراندند.

patio [اسم]
اجرا کردن

ایوان

Ex: The patio overlooks a garden and provides a peaceful retreat from city life .

پاسیو به باغی مشرف است و پناهگاهی آرام از زندگی شهری فراهم می‌کند.