فهرست واژگان سطح C2 - مالی
در اینجا تمام واژههای اساسی برای صحبت درباره امور مالی را یاد خواهید گرفت، که به طور ویژه برای زبانآموزان سطح C2 جمعآوری شدهاند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
an agreement between business rivals to not sell products at a lower price

تثبیت قیمت
تحقیق شواهدی از ثابتکردن قیمت بین شرکتهای بزرگ دارویی کشف کرد که قیمت داروها را به صورت مصنوعی افزایش میداد.
the money that is demanded by the court to be paid to an ex-spouse or ex-partner

نفقه, خرجی
دادگاه به او دستور داد که به همسر سابقش نفقه پرداخت کند تا به هزینههای زندگی او کمک کند.
money that is owed and not yet paid

معوقه, بدهی عقبافتاده
بدهیهای اجارهبها مستأجر، صاحبخانه را مجبور به اقدام قانونی کرد.
a loan guarantee that may be taken away if the loan is not repaid

وثیقه, تضمین
صندوق وام، گردنبند الماس را به عنوان وثیقه برای وام کوتاه مدت پذیرفت.
the funds that are set aside for unforeseen expenses that may arise in the future

پولی که برای روز مبادا کنار گذاشته میشود
به عنوان یک عمل مالی محتاطانه، صاحبان خانه باید یک صندوق احتیاطی برای پوشش تعمیرات ناگهانی خانه، مانند سقف نشتی یا کوره معیوب، نگه دارند.
a single, large payment made in full, instead of smaller payments made over time

پرداخت به یکباره
میراث به صورت مبلغ یکجا بین ذینفعان توزیع شد و دسترسی فوری به سهم خود از املاک را برای آنها فراهم کرد.
the regular costs required for maintaining a business or an organization

هزینههای مدیریت کسبوکار
کاهش هزینههای سربار برای افزایش سودآوری در یک کسبوکار کوچک حیاتی است.
an extra amount of money added to an existing sum so that it reaches the required total

هزینه اضافی
بعد از استفاده از کارت حمل و نقل عمومی ام برای هفته، نیاز داشتم آن را با اعتبار بیشتری شارژ کنم تا به سفرهایم ادامه دهم.
a rapid trend of increase in prices that eventually leads to a collapse

افزایش سریع قیمت
سرمایهگذاران نگرانی فزایندهای درباره احتمال حباب در بازار سهام داشتند، چرا که ارزشگذاریها به سطح بیسابقهای رسید.
the price that is imprinted on a product

قیمت کالا
تولیدکننده ارزش اسمی محصول را مستقیماً روی بستهبندی چاپ کرد تا برای مصرفکنندگان روشن باشد.
the sum of money spent

هزینه
هزینه برای خدمات عمومی امسال افزایش یافت.
the amount of unpaid debt that a company expects to receive from its customers or another company

مطالبات
بخش مالی مسئول مدیریت و جمعآوری حسابهای دریافتنی معوق از مشتریان و مشتریان است.
the initial amount of money needed to start a business or project

سرمایه آغازین
سرمایهگذاران خطرپذیر سرمایه اولیه را به استارتاپ فناوری ارائه دادند تا توسعه محصول و تلاشهای اولیه بازاریابی را تأمین مالی کنند.
an additional amount of money given to someone for their services

انعام
کارمند اسپا خوشحال شد وقتی مشتری علاوه بر یک نظر مثبت، انعام نیز گذاشت.
an organization that lends money to people for buying a house or pays interest on the money that they save there

صندوق پس انداز تعاونی و رهنی, سازمانی که به مردم برای خرید خانه وام میدهد
a financial institution that oversees exchanging cheques and other financial transactions

موسسه مالی
پس از معامله سهام، کارگزاران سفارشات خود را به اتاق پایاپای برای تطبیق و تسویه ارسال میکنند.
the maximum amount of loan that a customer is allowed to receive

حداکثر اعتبار
به جای گرفتن وام سنتی، صاحب خانه یک خط اعتبار در برابر ارزش خالص ملک خود برای تأمین مالی بازسازی خانه انتخاب کرد.
the technological innovation in financial services

فناروی مالی
سرمایهگذاران به طور فزایندهای به استارتاپهای فینتک علاقهمند هستند که پلتفرمهای سرمایهگذاری خودکار را ارائه میدهند و وعده بازدهی بالاتر و هزینههای کمتر نسبت به گزینههای سرمایهگذاری سنتی را میدهند.
the total accumulated savings set aside for retirement

صندوق بازنشستگی
مشاور مالی توصیه کرد که سرمایهگذاریها در صندوق بازنشستگی متنوع شود تا ریسک به حداقل برسد و بازدهی به حداکثر برسد.
a regular payment from one parent to financially support the child after a divorce

نفقه فرزند (بعد از طلاق)
سارا حقوق فرزند را از شوهر سابقش دریافت میکند، که به او در مدیریت هزینههای مربوط به آموزش و بهداشت دخترش کمک میکند.
subsidies, incentives, or benefits given by the government to big or growing businesses and corporations

کمکهای دولتی به مشاغل, کمکهای مالی دولت به شرکتها
دولت به دلیل ارائه رفاه شرکتی به شرکتهای چندملیتی بزرگ با واکنش منفی مواجه شد در حالی که کسبوکارهای کوچک برای بقا تلاش میکردند.
a British banking system in which funds are transferred from one account to another upon authorization, often via bank or post office

روشی برای انتقال پول
شرکت فاکتورها را از طریق پرداختهای giro تسویه کرد.
to clear one's debt

بدهی خود را تسویه کردن
پس از دریافت پاداش، او توانست مانده بدهی کارت اعتباری خود را تسویه کند.
the value of a company's assets minus its liabilities, divided by the number of outstanding shares

ارزش خالص دارایی
سرمایهگذاران اغلب از ارزش خالص دارایی به عنوان شاخص کلیدی برای ارزیابی عملکرد و ارزش یک صندوق استفاده میکنند.
