بدن - دهان و دندان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به دهان و دندان را یاد خواهید گرفت، مانند "کام"، "تاج" و "لثه".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بدن
tongue [اسم]
اجرا کردن

زبان

Ex: The singer stuck out her tongue playfully during the concert .

خواننده در طول کنسرت به شوخی زبانش را بیرون آورد.

baby tooth [اسم]
اجرا کردن

دندان شیری

Ex: The parent noticed a cavity in their child 's baby tooth and scheduled an appointment with the dentist for a filling .

والد متوجه حفره‌ای در دندان شیری فرزندش شد و برای پر کردن آن با دندانپزشک قرار ملاقات گذاشت.

crown [اسم]
اجرا کردن

تاج دندان

Ex: The crown of a tooth can be susceptible to cavities and decay .

تاج دندان ممکن است در برابر پوسیدگی و فساد آسیب‌پذیر باشد.

enamel [اسم]
اجرا کردن

مینای دندان

Ex:

مینای دندان سخت‌ترین ماده در بدن انسان است، حتی از استخوان هم قوی‌تر است.

gum [اسم]
اجرا کردن

لثه

Ex: The dentist advised massaging the gums with a soft toothbrush for improved circulation .

دندانپزشک ماساژ لثه‌ها با مسواک نرم را برای بهبود گردش خون توصیه کرد.

incisor [اسم]
اجرا کردن

دندان پیشین

Ex: She felt sensitivity in her incisors when consuming hot or cold food and drinks .

او هنگام مصرف غذا و نوشیدنی‌های گرم یا سرد، حساسیت در دندان‌های پیشین خود احساس کرد.

molar [اسم]
اجرا کردن

دندان آسیای بزرگ

tooth [اسم]
اجرا کردن

دندان

Ex: He winced as the dentist extracted the decayed tooth , providing relief from the persistent ache .

وقتی دندانپزشک دندان پوسیده را کشید، او چهره‌اش را در هم کشید و از درد مداوم رهایی یافت.

canine [اسم]
اجرا کردن

دندان نیش

Ex:

دندان نیش در فرآیند هضم کمک می‌کند.