بدن - بینی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به بینی را یاد خواهید گرفت، مانند "پل"، "سوراخ بینی" و "حفره بینی".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بدن
nostril [اسم]
اجرا کردن

سوراخ بینی

Ex: After the cold , her nostrils were stuffed up and she could barely breathe through them .

پس از سرما، سوراخ‌های بینی او گرفته شده بود و به سختی می‌توانست از طریق آنها نفس بکشد.

septum [اسم]
اجرا کردن

سپتوم (کالبدشناسی)

turbinate [اسم]
اجرا کردن

توده استخوانی در حفره بینی

sinus [اسم]
اجرا کردن

سینوس (کالبدشناسی)

Ex: CT scans showed fluid buildup in the sinuses .
nasal [اسم]
اجرا کردن

استخوان بینی