بدن - کلمات عمومی مرتبط با بدن

در اینجا شما برخی از کلمات عمومی انگلیسی مربوط به بدن را یاد خواهید گرفت، مانند "تنه"، "اندام" و "مجرا".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بدن
anatomy [اسم]
اجرا کردن

آناتومی بدنی

Ex: Understanding human anatomy is essential for doctors and surgeons .

درک آناتومی انسان برای پزشکان و جراحان ضروری است.

organ [اسم]
اجرا کردن

عضو

Ex: Doctors were concerned about the damage to his lungs , an essential organ for breathing .

پزشکان نگران آسیب به ریه‌های او، یک اندام حیاتی برای تنفس بودند.

flesh [اسم]
اجرا کردن

گوشت بدن

Ex: The artist meticulously rendered the texture of the flesh in their portrait , capturing every detail of the subject 's skin .

هنرمند بافت گوشت را در پرتره خود به دقت به تصویر کشید، هر جزئیات از پوست سوژه را ثبت کرد.

fat [اسم]
اجرا کردن

چربی

Ex:

بدن چربی را در مناطق مختلفی مانند ران ها، شکم و بازوها ذخیره می کند.

torso [اسم]
اجرا کردن

بالاتنه

Ex: He flexed his abdominal muscles , revealing a defined torso sculpted from years of dedicated training .

او عضلات شکم خود را منقبض کرد، تنه‌ای مشخص را آشکار کرد که از سال‌ها تمرین وقف‌شده تراشیده شده بود.

trunk [اسم]
اجرا کردن

بالاتنه

Ex:

مارها اندام ندارند، اما بدن آنها تنه‌های درازی است که به آنها امکان می‌دهد به راحتی روی سطوح مختلف بخزند و حرکت کنند.

bone marrow [اسم]
اجرا کردن

مغز استخوان

Ex: Bone marrow transplants are used to treat various blood disorders , cancers , and immune system disorders by replacing damaged or diseased bone marrow with healthy marrow from a donor .

پیوند مغز استخوان برای درمان اختلالات مختلف خونی، سرطان‌ها و اختلالات سیستم ایمنی با جایگزینی مغز استخوان آسیب دیده یا بیمار با مغز استخوان سالم از یک اهداکننده استفاده می‌شود.

mucus [اسم]
اجرا کردن

خلط

Ex: The swimmer coughed up mucus after spending hours in the chlorinated pool , irritating her respiratory system .

شناگر پس از گذراندن ساعتها در استخر کلردار موکوس را سرفه کرد که باعث تحریک سیستم تنفسی او شد.

phlegm [اسم]
اجرا کردن

بلغم

Ex: The color and consistency of phlegm can provide clues about the underlying cause of respiratory symptoms .

رنگ و قوام خلط می‌تواند سرنخ‌هایی درباره علت اصلی علائم تنفسی ارائه دهد.

bloodstream [اسم]
اجرا کردن

جریان خون

Ex: Red bone marrow constantly produces new blood cells that enter the bloodstream to replace old ones .

مغز استخوان قرمز به طور مداوم سلول‌های خونی جدیدی تولید می‌کند که وارد جریان خون می‌شوند تا جایگزین سلول‌های قدیمی شوند.

circulation [اسم]
اجرا کردن

گردش خون

Ex: Good circulation is essential for maintaining overall cardiovascular health .

گردش خون خوب برای حفظ سلامت کلی قلب و عروق ضروری است.

metabolism [اسم]
اجرا کردن

متابولیسم

Ex: Some people have a fast metabolism , allowing them to burn calories quickly even at rest .

برخی افراد متابولیسم سریعی دارند که به آنها اجازه می‌دهد حتی در حالت استراحت نیز کالری‌ها را سریع بسوزانند.

breath [اسم]
اجرا کردن

نفس

Ex: The baby 's breath was warm against her cheek .

نفس نوزاد گرم روی گونه‌اش بود.

breathing [اسم]
اجرا کردن

تنفس

Ex: The doctor observed the patient 's breathing to monitor their health .

پزشک تنفس بیمار را برای نظارت بر سلامتی او مشاهده کرد.

membrane [اسم]
اجرا کردن

غشا

Ex: The membranes between muscles and bones are crucial for movement .

غشاها بین عضلات و استخوان ها برای حرکت حیاتی هستند.

tissue [اسم]
اجرا کردن

بافت

Ex:

بافت عصبی تکانه‌های الکتریکی را در سراسر بدن حمل می‌کند و ارتباط بین سلول‌ها را تسهیل می‌نماید.

cell [اسم]
اجرا کردن

سلول

Ex: Cells can be classified into two main categories : prokaryotic cells , lacking a nucleus , and eukaryotic cells , which have a nucleus enclosed within a membrane .

سلول‌ها را می‌توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد: سلول‌های پروکاریوتی، که فاقد هسته هستند، و سلول‌های یوکاریوتی، که هسته‌ای محصور در غشاء دارند.

vestibule [اسم]
اجرا کردن

an anatomical cavity or space that serves as an entrance to another cavity within the body

Ex: Infection in the vestibule can affect the connected cavity .
dorsum [اسم]
اجرا کردن

قسمت بالای پشت بدن

Ex: She complained of soreness across the dorsum after a long day at work .

او از درد در سراسر dorsum پس از یک روز طولانی کار شکایت کرد.

lobe [اسم]
اجرا کردن

لوب (کالبدشناسی)

Ex: The right lung consists of three lobes : the upper , middle , and lower lobes .

ریه راست از سه لوب تشکیل شده است: لوب بالایی، میانی و پایینی.

intestinal [صفت]
اجرا کردن

روده‌ای

Ex: Intestinal inflammation , such as in Crohn 's disease or ulcerative colitis , can cause abdominal pain , diarrhea , and other gastrointestinal symptoms .

التهاب روده‌ای، مانند بیماری کرون یا کولیت اولسراتیو، می‌تواند باعث درد شکم، اسهال و سایر علائم گوارشی شود.

jugular [صفت]
اجرا کردن

مربوط به گردن یا گلو

motor [صفت]
اجرا کردن

مربوط به عضلات حرکتی

Ex:
nasal [صفت]
اجرا کردن

مربوط به بینی

Ex:

پزشک حفره بینی را برای یافتن علائم عفونت یا انسداد بررسی کرد.

oral [صفت]
اجرا کردن

دهانی

Ex: Patients were advised to take oral antibiotics .
pancreatic [صفت]
اجرا کردن

وابسته به لوزالمعده

Ex: Pancreatic inflammation , known as pancreatitis , can cause severe abdominal pain .

التهاب پانکراس، که به عنوان پانکراتیت شناخته می‌شود، می‌تواند باعث درد شدید شکم شود.

pelvic [صفت]
اجرا کردن

وابسته به لگن خاصره

physically [قید]
اجرا کردن

از لحاظ جسمی

Ex: The athlete was physically strong and agile .

ورزشکار از نظر جسمی قوی و چابک بود.

renal [صفت]
اجرا کردن

کلیوی

Ex:

نارسایی کلیوی می‌تواند منجر به تجمع سموم در بدن شود.

retinal [صفت]
اجرا کردن

مربوط به شبکیه چشم

spinal [صفت]
اجرا کردن

مربوط به ستون فقرات

Ex:

بی‌حسی نخاعی قسمت پایین بدن را برای عمل‌های جراحی زیر کمر بی‌حس می‌کند.

uterine [صفت]
اجرا کردن

رحمی

Ex: The ultrasound revealed a healthy uterine environment for implantation .

سونوگرافی یک محیط رحمی سالم برای کاشت نشان داد.

to jaw [فعل]
اجرا کردن

جویدن

Ex: He preferred to jaw each mouthful thoroughly before swallowing .
cranial [صفت]
اجرا کردن

جمجمه‌ای

Ex: Cranial sutures are the joints between the bones of the skull .

درزهای جمجمه‌ای مفاصل بین استخوان‌های جمجمه هستند.

اجرا کردن

متابولیسم کردن

Ex: Proper hydration is essential for the body to effectively metabolize and eliminate waste products .

آبرسانی مناسب برای اینکه بدن بتواند به طور مؤثر ضایعات را متابولیزه و دفع کند، ضروری است.