بدن - دست یا پا

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اندام ها را یاد خواهید گرفت، مانند "ساق پا"، "مچ دست" و "پاشنه".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بدن
groin [اسم]
اجرا کردن

کشاله ران

Ex: She applied a cold compress to her groin to alleviate the discomfort caused by a strained muscle .

او یک کمپرس سرد روی کشاله ران خود گذاشت تا ناراحتی ناشی از عضله کشیده شده را کاهش دهد.

leg [اسم]
اجرا کردن

پا

Ex: She felt a cramp in her leg after running for a long time .

او پس از دویدن طولانی مدت در پایش گرفتگی احساس کرد.

shin [اسم]
اجرا کردن

ساق پا

Ex: Athletes often protect their shins with shin guards during contact sports .
thigh [اسم]
اجرا کردن

ران

Ex: The doctor advised doing exercises to strengthen the thigh muscles .

پزشک توصیه کرد که برای تقویت عضلات ران ورزش کنید.

wrist [اسم]
اجرا کردن

مچ دست

Ex: The gymnast landed gracefully on her hands , supporting her weight on her wrists .

ژیمناست با ظرافت روی دستانش فرود آمد، وزن خود را روی مچ‌هایش نگه داشت.

arch [اسم]
اجرا کردن

قوس کف پا

Ex: The orthopedic surgeon recommended exercises to strengthen the weakened arches of the patient 's feet .

جراح ارتوپد تمریناتی را برای تقویت قوس‌های ضعیف شده پای بیمار توصیه کرد.

ball [اسم]
اجرا کردن

برآمدگی زیر شست پا

big toe [اسم]
اجرا کردن

شست پا

Ex: Conditions like bunions , where the big toe deviates towards the other toes , can result in pain , swelling , and difficulty wearing shoes comfortably .

شرایطی مانند بونیون، جایی که انگشت شست پا به سمت دیگر انگشتان منحرف می‌شود، می‌تواند منجر به درد، تورم و مشکل در پوشیدن راحت کفش شود.

toenail [اسم]
اجرا کردن

ناخن پا

Ex: Long toenails can make walking uncomfortable .

ناخن‌های پا بلند می‌توانند راه رفتن را ناراحت‌کننده کنند.

finger [اسم]
اجرا کردن

انگشت

Ex: She accidentally cut her finger while preparing dinner .

او به طور تصادفی انگشت خود را در حال تهیه شام برید.

fingernail [اسم]
اجرا کردن

ناخن

Ex: Dirt was trapped under his fingernail after gardening .

خاک زیر ناخن او پس از باغبانی گیر کرده بود.

fingertip [اسم]
اجرا کردن

سرانگشت

Ex: The pianist 's fingertips glided gracefully over the keys , producing beautiful melodies .

نوک انگشتان پیانیست با ظرافت روی کلیدها می‌لغزید و ملودی‌های زیبایی می‌ساخت.

fist [اسم]
اجرا کردن

مشت

Ex: The child raised his tiny fist in the air , pretending to be a superhero ready to save the day .

کودک مشت کوچک خود را در هوا بلند کرد، وانمود کرد که یک ابرقهرمان آماده نجات روز است.

heel [اسم]
اجرا کردن

پاشنه

Ex:

ورزشکار عضلات ساق پا را کشید تا تنش در پاشنه‌ها را کاهش دهد.

اجرا کردن

انگشت اشاره

Ex: Pain in her index finger made it hard to grip objects .

درد در انگشت اشاره او گرفتن اشیا را دشوار کرده بود.

nail [اسم]
اجرا کردن

ناخن

Ex: He had a habit of biting his nails , especially when he was feeling nervous or anxious .

او عادت داشت که ناخنهایش را بجود، مخصوصاً وقتی احساس عصبی یا مضطرب می‌کرد.

palm [اسم]
اجرا کردن

کف دست

Ex: The baby grasped her mother 's finger with her tiny palm .

نوزاد با کف دست کوچک خود انگشت مادرش را گرفت.

pinky [اسم]
اجرا کردن

انگشت کوچک

Ex:

قول های انگشت کوچک, حرکتی که در آن دو نفر انگشتان کوچک خود را برای مهر و موم کردن یک قول به هم قفل می‌کنند، در بسیاری از فرهنگ‌ها نماد اعتماد و دوستی هستند.

ring finger [اسم]
اجرا کردن

انگشت حلقه

Ex: She slipped the engagement ring onto her ring finger .

او حلقه نامزدی را روی انگشت حلقه خود لغزاند.

shank [اسم]
اجرا کردن

ساق پا

Ex: The hunter examined the shank of the wild boar , assessing its condition .

شکارچی ساق گراز وحشی را بررسی کرد، وضعیت آن را ارزیابی کرد.

sole [اسم]
اجرا کردن

کف پا

Ex:

کف پاهای نرم و چاق نوزاد ردپایی در گل خیس باقی گذاشت.

thumb [اسم]
اجرا کردن

شست

Ex: She twirled the pen around her thumb absentmindedly .

او به طور ناخودآگاه خودکار را دور شست خود چرخاند.

toe [اسم]
اجرا کردن

انگشت پا

Ex:

ورزشکار در طول بازی فوتبال انگشت پایش را آسیب زد و مجبور شد بقیه بازی را ننشیند.

calf [اسم]
اجرا کردن

پویز

Ex: The athlete did calf raises as part of their strength training routine to build stronger leg muscles .

ورزشکار به عنوان بخشی از برنامه تمرین قدرتی خود برای ساختن عضلات قوی‌تر پا، حرکات بلند کردن ساق پا را انجام داد.

foot [اسم]
اجرا کردن

پا (از انگشت‌ها تا مچ)

Ex: He rested his foot on the ottoman to relax .

او پای خود را روی عثمانی گذاشت تا استراحت کند.

knee [اسم]
اجرا کردن

زانو

Ex: He performed knee exercises to strengthen the muscles around the joint .

او تمرینات زانو را برای تقویت عضلات اطراف مفصل انجام داد.

arm [اسم]
اجرا کردن

دست (از مچ به بالا)

Ex: She felt a sense of protection as her father placed his arm around her .

وقتی پدرش بازوی خود را دور او انداخت، او احساس محافظت کرد.

armpit [اسم]
اجرا کردن

زیربغل

Ex: He applied deodorant to his armpit before heading out .

او قبل از بیرون رفتن دئودورانت را به زیر بغل خود زد.

hand [اسم]
اجرا کردن

دست

Ex: She raised her hand to ask a question in class .

او دستش را بلند کرد تا در کلاس سوالی بپرسد.

elbow [اسم]
اجرا کردن

آرنج

Ex: The tennis player 's powerful serve put a lot of strain on her elbow .

سرویس قدرتمند تنیس‌باز فشار زیادی به آرنج او وارد کرد.

forearm [اسم]
اجرا کردن

ساعد

Ex: The doctor examined the patient 's forearm for any signs of injury .

پزشک ساعد بیمار را برای یافتن هرگونه نشانه‌ای از آسیب معاینه کرد.

lap [اسم]
اجرا کردن

روی ران پا

Ex: The cat curled up in her owner 's lap , purring contentedly as she stroked its fur .

گربه در دامن صاحبش حلقه زد، در حالی که او پشمش را نوازش می‌کرد، راضی‌خاطر خرخر می‌کرد.