کلمات انگلیسی برای "سیستم عضلانی اسکلتی"

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سیستم اسکلتی عضلانی را یاد خواهید گرفت، مانند "رباط"، "همسترینگ" و "دنبالچه".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بدن
bone [اسم]
اجرا کردن

استخوان

Ex:

زن مسن از پوکی استخوان رنج می‌برد، که باعث استخوان‌های ضعیف می‌شد.

joint [اسم]
اجرا کردن

مفصل

Ex:

او در مفصل ران خود احساس سفتی و ناراحتی کرد، که او را به دنبال مراقبت پزشکی سوق داد.

cartilage [اسم]
اجرا کردن

غضروف

Ex: Osteoarthritis is a condition where cartilage in joints deteriorates over time .

استئوآرتریت وضعیتی است که در آن غضروف در مفاصل با گذشت زمان تخریب می‌شود.

اجرا کردن

زردپی آشیل

Ex: A rupture of the Achilles tendon is a serious injury that often requires surgical intervention and extensive rehabilitation to regain full function .

پارگی تاندون آشیل یک آسیب جدی است که اغلب نیاز به مداخله جراحی و توانبخشی گسترده برای بازگشت به عملکرد کامل دارد.

tendon [اسم]
اجرا کردن

زردپی

Ex: Physical therapy can help strengthen tendons and improve flexibility .

فیزیوتراپی می‌تواند به تقویت تاندون‌ها و بهبود انعطاف‌پذیری کمک کند.

skull [اسم]
اجرا کردن

جمجمه

Ex: The museum displayed a collection of animal skulls from various species .

موزه مجموعه‌ای از جمجمه حیوانات از گونه‌های مختلف را نمایش داد.

muscle [اسم]
اجرا کردن

ماهیچه

Ex: The physical therapist recommended exercises to strengthen weak muscles .

فیزیوتراپیست تمریناتی را برای تقویت عضلات ضعیف توصیه کرد.

backbone [اسم]
اجرا کردن

ستون فقرات

Ex: The gymnast demonstrated incredible flexibility in her backbone during her routine .

ژیمناست در طول اجرای خود انعطاف‌پذیری باورنکردنی در ستون فقرات خود نشان داد.

biceps [اسم]
اجرا کردن

ماهیچه دوسر بازو

Ex: Bicep curls target the biceps and help improve arm strength .

کرل دوسر بازو بر روی عضله دوسر بازو تمرکز دارد و به بهبود قدرت بازو کمک می‌کند.

cheekbone [اسم]
اجرا کردن

استخوان گونه

Ex:

جراح پلاستیک افزایش استخوان گونه را برای بهبود ویژگی‌های چهره بیمار توصیه کرد.

clavicle [اسم]
اجرا کردن

ترقوه

Ex: The surgeon set the displaced clavicle with a plate .

جراح ترقوه جابجا شده را با یک صفحه ثابت کرد.

collarbone [اسم]
اجرا کردن

ترقوه

Ex: The doctor palpated the area around his collarbone to check for any signs of injury .

پزشک ناحیه اطراف ترقوه او را لمس کرد تا علائم آسیب را بررسی کند.

cranium [اسم]
اجرا کردن

جمجمه

Ex: Helmets are designed to protect the cranium during sports and activities .

کلاه‌های ایمنی برای محافظت از جمجمه در حین ورزش و فعالیت‌ها طراحی شده‌اند.

extensor [اسم]
اجرا کردن

ماهیچه بازکننده

Ex: The extensor reflex is an involuntary response that causes the leg to kick out when the knee is tapped .

رفلکس اکستانسور یک پاسخ غیرارادی است که باعث می‌شود پا هنگام ضربه زدن به زانو لگد بزند.

femur [اسم]
اجرا کردن

استخوان ران

Ex: Osteoporosis can weaken the femur , making it more susceptible to fractures , especially in older adults .

پوکی استخوان می‌تواند استخوان ران را ضعیف کند، و آن را مستعد شکستگی‌ها کند، به ویژه در بزرگسالان مسن.

jawbone [اسم]
اجرا کردن

استخوان فک

Ex: The forensic anthropologist studied the shape and size of the jawbone to determine the individual 's age and gender .

انسان‌شناس پزشکی قانونی شکل و اندازه استخوان فک را برای تعیین سن و جنسیت فرد مطالعه کرد.

pelvis [اسم]
اجرا کردن

لگن خاصره

Ex:

پزشک لگن بیمار را برای ارزیابی میزان آسیب معاینه کرد.

quad [اسم]
اجرا کردن

ماهیچه چهارسر ران

radius [اسم]
اجرا کردن

زند زبرین

Ex: Doctors set the radius before casting .
rib [اسم]
اجرا کردن

دنده (کالبدشناسی)

Ex: He broke a rib while skiing down the slope and had to be airlifted to the hospital .

او در حال اسکی از شیب یک دنده شکست و مجبور شد با هلیکوپتر به بیمارستان منتقل شود.

scapula [اسم]
اجرا کردن

کتف

Ex: Physical therapy exercises aimed at strengthening the muscles around the scapula can help improve posture and prevent shoulder injuries .

تمرینات فیزیوتراپی با هدف تقویت عضلات اطراف کتف می‌توانند به بهبود وضعیت بدن و پیشگیری از آسیب‌های شانه کمک کنند.

sinew [اسم]
اجرا کردن

زردپی

Ex:

شکارچیان باستان اغلب از تاندون حیوانات برای زه کمان استفاده می‌کردند به دلیل استحکام و کشسانی آن.

skeleton [اسم]
اجرا کردن

استخوان‌بندی

Ex: The doctor showed an image of the skeleton during the lecture .

پزشک در طول سخنرانی تصویری از اسکلت نشان داد.

spine [اسم]
اجرا کردن

ستون فقرات

Ex: Strengthening the muscles around the spine can provide better support and reduce strain .

تقویت عضلات اطراف ستون فقرات می‌تواند حمایت بهتری فراهم کند و فشار را کاهش دهد.

tarsal [اسم]
اجرا کردن

استخوان‌های مچ پا

triceps [اسم]
اجرا کردن

ماهیچه سه‌سر بازو

vertebra [اسم]
اجرا کردن

مهره (کالبدشناسی)

Ex:

پوکی استخوان می‌تواند مهره‌ها را ضعیف کند، که منجر به شکستگی‌های فشاری می‌شود.

jaw [اسم]
اجرا کردن

فک

Ex: She had to undergo surgery to correct a misaligned jaw .

او مجبور شد برای اصلاح یک فک ناهمتراز تحت عمل جراحی قرار بگیرد.