کلمات انگلیسی برای "قسمت های خارجی بدن"

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به قسمت های خارجی بدن، مانند "گردن"، "سینه" و "پایین" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بدن
nipple [اسم]
اجرا کردن

نوک پستان

Ex: The athlete wore padded protection to prevent chafing of the nipples during long-distance running .

ورزشکار از محافظ پددار استفاده کرد تا از ساییدگی نوک پستان در دوهای طولانی مدت جلوگیری کند.

neck [اسم]
اجرا کردن

گردن

Ex: She wore a necklace around her neck .

او یک گردنبند دور گردن خود انداخت.

back [اسم]
اجرا کردن

کمر

Ex:

او تمریناتی انجام داد تا عضلات پشت خود را تقویت کند.

chest [اسم]
اجرا کردن

سینه

Ex: She placed her hand over her chest and felt her heartbeat .

او دستش را روی سینه‌اش گذاشت و ضربان قلبش را احساس کرد.

belly [اسم]
اجرا کردن

شکم

Ex: She did belly exercises every morning to strengthen her core muscles .
اجرا کردن

ناف

Ex: During the yoga session , they were instructed to focus on their belly button while breathing deeply .

در طول جلسه یوگا، به آنها دستور داده شد که در حالی که نفس عمیق می‌کشند روی ناف خود تمرکز کنند.

breast [اسم]
اجرا کردن

سینه

Ex: His chest tightened as he struggled to breathe , feeling a weight on his breast .

سینه‌اش تنگ شد در حالی که برای نفس کشیدن تقلا می‌کرد، احساس سنگینی روی سینه‌اش می‌کرد.

bust [اسم]
اجرا کردن

سینه (زنان)

Ex: The tailor adjusted the bust for a better fit .
navel [اسم]
اجرا کردن

ناف

Ex: She wore a crop top that revealed a small , delicate navel piercing .

او یک تاپ کوتاه پوشیده بود که یک پیرسینگ کوچک و ظریف در ناف را نشان می‌داد.

waist [اسم]
اجرا کردن

کمر

Ex: His pants were a bit loose around the waist , so he needed to tighten his belt .

شلوارش کمی در ناحیه کمر گشاد بود، بنابراین لازم بود کمربندش را محکم کند.

اجرا کردن

سیب آدم

Ex:

او شوخی کرد که سیب آدم او به نظر می‌رسد ذهن خودش را دارد، مخصوصاً وقتی که عصبی یا هیجان‌زده است.

small [اسم]
اجرا کردن

قوس کمر

Ex:

یک بالش در ماشین حمایت اضافی برای کوچک او در طول رانندگی‌های طولانی فراهم کرد.

abdomen [اسم]
اجرا کردن

شکم

Ex: He noticed a faint bruise forming on his abdomen , a reminder of the impact from his fall earlier that day .

او متوجه کبودی خفیفی شد که روی شکمش در حال شکل گیری بود، یادآوری از ضربه ناشی از افتادنش در آن روز.

stomach [اسم]
اجرا کردن

ناحیه شکم

Ex: The dancer 's movements emphasized the graceful curves of her stomach .

حرکات رقاص بر منحنی‌های دلنشین شکم او تأکید داشت.

buttock [اسم]
اجرا کردن

باسن

Ex: He noticed bruises on his buttocks after the intense workout session .

او پس از جلسه تمرین شدید متوجه کبودی روی باسن خود شد.

hip [اسم]
اجرا کردن

مفصل ران

Ex: The jeans fit perfectly around his hips , providing both comfort and style .

شلوار جین به طور کامل دور کمر او می‌نشیند، که هم راحتی و هم استایل را فراهم می‌کند.

head [اسم]
اجرا کردن

سر

Ex: She held her head high as she walked confidently into the room .

او سرش را بالا نگه داشت در حالی که با اطمینان به اتاق وارد می‌شد.

midriff [اسم]
اجرا کردن

ناحیه شکم

Ex: The jacket was snug around the midriff , giving him a sleek and fitted appearance .

ژاکت دور شکم تنگ بود و به او ظاهری شیک و فیت می‌داد.

limb [اسم]
اجرا کردن

دست یا پا

Ex: The veterinarian examined the dog 's injured limb and recommended a course of treatment .

دامپزشک عضو آسیب دیده سگ را معاینه کرد و یک دوره درمان را توصیه کرد.