بدن - سیستم عصبی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سیستم عصبی را یاد خواهید گرفت، مانند "گانگلیون"، "طناب نخاعی" و "شبکه خورشیدی".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بدن
brain [اسم]
اجرا کردن

مغز

Ex: The brain is responsible for controlling our thoughts and actions .

مغز مسئول کنترل افکار و اعمال ما است.

neuron [اسم]
اجرا کردن

یاخته عصبی

Ex:

قوس رفلکس شامل یک سیگنال مستقیم از نورون‌های حسی به نورون‌های حرکتی است.

fiber [اسم]
اجرا کردن

رشته (عصبی)

Ex:

تمرینات فیزیوتراپی برای تقویت الیاف عضلانی اطراف مفصل آسیب‌دیده طراحی شده‌اند.

spinal cord [اسم]
اجرا کردن

نخاع

Ex: Spinal cord injuries require immediate medical attention to prevent further damage .

آسیب‌های نخاع نیاز به توجه فوری پزشکی دارند تا از آسیب بیشتر جلوگیری شود.

interneuron [اسم]
اجرا کردن

نورون رابط

Ex: The interneurons in the spinal cord help to relay signals from sensory neurons to motor neurons , allowing for coordinated movements .

اینترنورون‌ها در نخاع به انتقال سیگنال‌ها از نورون‌های حسی به نورون‌های حرکتی کمک می‌کنند و امکان حرکات هماهنگ را فراهم می‌سازند.