ورزش - ورزش‌های اسبی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
polo [اسم]
اجرا کردن

ورزش چوگان

eventing [اسم]
اجرا کردن

مسابقات سه گانه اسبدوانی

Ex:

او رویای نمایندگی کشورش در مسابقات سهگانه سوارکاری در المپیک را داشت.

dressage [اسم]
اجرا کردن

درساژ (از شاخه‌های ورزش سوارکاری)

Ex: Dressage judges evaluate both the technical execution and artistic expression of each performance .

داوران درساژ هم اجرای فنی و هم بیان هنری هر اجرا را ارزیابی می‌کنند.

flat racing [اسم]
اجرا کردن

مسابقه اسبدوانی مسطح

Ex: She trained her horse rigorously for the upcoming flat racing season .

او اسبش را به سختی برای فصل آینده‌ی مسابقات مسطح تمرین داد.

showjumping [اسم]
اجرا کردن

پرش با اسب

Ex: Spectators gathered to watch the thrilling showjumping competition .

تماشاگران برای تماشای مسابقه هیجان‌انگیز پرش با اسب جمع شدند.

اجرا کردن

سواری استقامت

Ex: She enjoys the challenge of endurance riding , testing her and her horse 's stamina .

او از چالش سواری استقامت لذت می‌برد، که استقامت او و اسبش را می‌آزماید.

to rein [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن افسار

Ex: The experienced rider smoothly reined the horse into a canter with minimal effort .

سوارکار باتجربه به آرامی اسب را هدایت کرد تا با کمترین تلاش به حالت کانتر برود.

اجرا کردن

مسابقه بشکه

Ex: The barrel racing arena was filled with tension as the final riders prepared to compete .

میدان مسابقه بشکه‌ای پر از تنش بود در حالی که سوارکاران نهایی برای رقابت آماده می‌شدند.

rodeo [اسم]
اجرا کردن

رودئو

Ex: Competitors in the rodeo demonstrate bravery and athleticism .

رقبای در رودئو شجاعت و ورزشکاری را نشان می‌دهند.

اجرا کردن

مسابقه از نقطه به نقطه

Ex:

تمرین برای پوینت تو پوینت شامل تمرینات سخت و تمرین پرش می‌شود.

gymkhana [اسم]
اجرا کردن

جیمخانا

Ex: The gymkhana arena was set up with colorful obstacles and markers .

محل برگزاری جیمخانا با موانع و نشانگرهای رنگارنگ آماده شده بود.

vaulting [اسم]
اجرا کردن

پرش روی اسب

Ex:

تماشاگران از زیبایی و دقت اجراهای ولتژ تحسین می‌کنند.

اجرا کردن

اسب پرش

Ex: She trusts her vaulting horse to provide a stable platform during performances .

او به اسب پرش خود اعتماد دارد تا در طول اجراها یک سکوی پایدار فراهم کند.

اجرا کردن

پارا اسب سواری

Ex: The para equestrian team is preparing for the upcoming championship .

تیم پارا اسبسواری برای قهرمانی آینده آماده می‌شود.

puissance [اسم]
اجرا کردن

قدرت

Ex: Winning the puissance competition required precision and trust between the pair .

برنده شدن در مسابقه پوئیسانس به دقت و اعتماد بین زوج نیاز داشت.

colt [اسم]
اجرا کردن

اسب نر جوان

derby [اسم]
اجرا کردن

دربی

Ex: The derby was postponed due to inclement weather .

دربی به دلیل آب و هوای نامساعد به تعویق افتاد.

filly [اسم]
اجرا کردن

مادیان جوان

Ex:

کره اسب ماده اولین مسابقه خود را برد و وعده بزرگی برای آینده نشان داد.

اجرا کردن

اسب‌سواری

Ex: The group enjoyed horseback riding through forest trails .

گروه از سوارکاری در مسیرهای جنگلی لذت بردند.

اجرا کردن

مسابقه اسب‌دوانی

Ex: She ’s been training her horse for the upcoming horse racing competition .

او اسبش را برای مسابقه‌ی اسب‌دوانی آینده تمرین می‌دهد.

yearling [اسم]
اجرا کردن

یرلینگ

Ex: Trainers focus on teaching basic commands and leading skills to yearlings .

مربیان بر آموزش دستورات پایه و مهارت‌های رهبری به yearlings تمرکز می‌کنند.

اجرا کردن

استیپلچیزر

Ex: The jockey guided the steeplechaser through the turns and obstacles of the racecourse .

جاکی اسب مسابقه‌ای مانع‌گذر را از پیچ‌ها و موانع مسیر مسابقه هدایت کرد.

stablemate [اسم]
اجرا کردن

هم‌طویله (اسب)

Ex:

اسب مسابقه قهرمان و همآخوریش همان پرستار را به اشتراک می‌گذارند.

اجرا کردن

دروازه شروع

Ex: Each horse was positioned carefully in the starting gate to avoid collisions .

هر اسب به دقت در starting gate قرار داده شد تا از برخوردها جلوگیری شود.

اجرا کردن

قیمت شروع

Ex: They announced the starting price of each horse after all the bets were in .

آنها قیمت شروع هر اسب را پس از اینکه همه شرط‌ها بسته شدند اعلام کردند.

stayer [اسم]
اجرا کردن

اسب مسافت طولانی

Ex: The jockey praised the stayer for its strong finish in the last furlong .

جاکی از استایر به خاطر پایان قوی در فرلانگ آخر تقدیر کرد.

novice [اسم]
اجرا کردن

تازه کار

Ex: Novices must demonstrate control and confidence during the evaluation .

تازه‌کارها باید در طول ارزیابی کنترل و اعتماد به نفس نشان دهند.

trifecta [اسم]
اجرا کردن

یک تریفکتا

Ex: Experienced gamblers often use combinations to increase their chances of hitting a trifecta .

قماربازان با تجربه اغلب از ترکیبات برای افزایش شانس خود برای زدن تریفکتا استفاده می‌کنند.

trotter [اسم]
اجرا کردن

اسب مسابقه‌ای

Ex: Trotters demonstrate precision and coordination in harness racing events .

اسب‌های تروتر دقت و هماهنگی را در مسابقات اسب‌دوانی با افسار نشان می‌دهند.

to handicap [فعل]
اجرا کردن

دادن هندیکاپ

Ex: He 's known for his ability to accurately handicap complicated races .

او به دلیل توانایی خود در هندیکپ دقیق مسابقات پیچیده شناخته شده است.

to gamble [فعل]
اجرا کردن

قمار کردن

Ex: Lottery participants have recently gambled on winning numbers .

شرکت‌کنندگان در قرعه‌کشی اخیراً بر روی اعداد برنده قمار کرده‌اند.

to tip [فعل]
اجرا کردن

احتمال موفقیت را پیش‌بینی کردن

Ex: Experts tipped the movie for an Oscar .
اجرا کردن

مسابقه اسبدوانی با ارابه

Ex: Spectators enjoy the spectacle of horses and drivers competing in harness racing .

تماشاگران از تماشای اسب‌ها و رانندگانی که در مسابقات اسب‌کشی رقابت می‌کنند لذت می‌برند.

اجرا کردن

مسابقه با مانع

Ex: Steeplechase runners must combine speed , stamina , and jumping skill .
ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها