آزمون ACT - ظرفیتهای ذهنی و شکستها
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تواناییهای ذهنی و شکستها، مانند "دیوانه"، "غفلت"، "هوس" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما کمک میکند تا در آزمونهای ACT خود موفق شوید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
sharp judgment and quick decision-making, especially in practical or professional matters

تیزهوشی, تیزفهمی، فراست
او در طول کمپین بینش سیاسی قوی نشان داد.
the quality of being alert and paying close attention to things

توجه, هوشیاری
توجه نجاتغریق از حوادث در استخر جلوگیری کرد.
the state or quality of being watchful and attentive, especially to detect potential danger or problems

هوشیاری, توجه
هشیاری در میدان نبرد تضمین میکند که سربازان از محیط اطراف خود آگاه باقی بمانند.
a conclusion one reaches from the existing evidence or known facts

استنباط, استنتاج
معلم دانشآموزان را تشویق کرد تا در حین خواندن، استنباط را تمرین کنند تا مهارتهای درک مطلب خود را تقویت کنند.
the process of using general rules or ideas to make a specific conclusion

استنتاج, استدلال
با استفاده از استنتاج، او جواب معما را فهمید.
the quality of performing tasks or activities with ease and without difficulty

آسانی, مهارت
سهولت او در زبانها به او اجازه داد تا به سرعت زبانهای جدید را یاد بگیرد.
a natural reaction or behavior that occurs automatically, without conscious thought or reasoning

غریزه
وقتی تهدید شد، خرگوش به غریزه خود تکیه کرد تا فرار کند و در بوتهها پنهان شود.
the ability to understand or know something immediately, without conscious reasoning or evidence

حس درونی, شهود
پزشکان باتجربه اغلب در موقعیتهای اضطراری به شهود تکیه میکنند.
an exceptional mental ability or talent that is unique and outstanding

توانایی ذهنی
نبوغ موسیقایی موتسارت موسیقی بیزمان خلق کرد.
the part of the mind that is not currently in focused awareness, but still influences thoughts, feelings, and behavior, often through automatic or involuntary processes

ناخودآگاه
ترسهای دفن شده در ناخودآگاه میتوانند بر رفتار روزمره تأثیر بگذارند.
a strong drive or determination to succeed or achieve excellence

آرزو, جاه طلبی
آرزوی کارآفرین جوان منجر به یک کسبوکار پررونق شد.
the will to obtain wealth, power, success, etc.

بلندپروازی, جاهطلبی
جاهطلبی استوار ورزشکار باتجربه او را برای کسب یک مدال المپیک دیگر به پیش راند.
a sudden and impulsive decision or desire that someone has without much thought or reason behind it

هوس
وقتی برنامههایش برای شب از دست رفت، بر اساس هوس عمل کرد و به جای آن تنها به تماشای فیلم رفت.
the ability to perform tasks effectively and efficiently, demonstrating both physical and intellectual readiness

شایستگی, لیاقت، صلاحیت، سررشته، کفایت، خبرگی
شایستگی جراح در جراحیهای ظریف در طول دوران حرفهایاش جان بسیاری را نجات داد.
a sharp intelligence, able to understand things deeply and quickly

تیزی, هوشیاری
تیزبینی کارآگاه در مشاهده جزئیات پرونده را حل کرد.
the willingness to take action and start new things without being prompted or directed

ذوق و طبع (برای شروع چیزی)
شرکت به کارمندانی که ابتکار و رهبری نشان میدهند ارزش میدهد.
the tendency or habit of exercising caution and foresight to prevent problems

احتیاط, دوراندیشی
او با احتیاط فراوان به مذاکرات نزدیک شد.
the immaterial or nonphysical aspect of a person

روان
یوگا به دنبال هماهنگی بدن، ذهن و روان است.
to bring back something from the memory

به یاد آوردن, به خاطر آوردن
استاد دانشجویان را تشویق کرد تا در طول امتحان مفاهیم کلیدی را به خاطر بیاورند.
to bring to mind past memories or experiences

به خاطر آوردن, به یاد آوردن
دیدن سالنامه قدیمی باعث شد او به یاد شیطنت های دوستان دبیرستانی اش بیفتد.
to create and perform words of a play, music, etc. on impulse and without preparation, particularly because one is forced to do so

بداههگویی کردن, بداههنوازی کردن، فیالبداهه گفتن، فیالبداهه نواختن
موسیقیدانان اغلب در اجراهای زنده برای افزودن خودانگیختگی بداههپردازی میکنند.
to warn someone to be cautious of a dangerous person or thing

مواظب بودن, مراقب بودن
به مسافران هشدار داده میشود که در مناطق شلوغ توریستی از جیببرها مراقب باشند.
to cause someone to lose their focus or attention from something they were doing or thinking about

حواس کسی را پرت کردن
ساخت و ساز پر سر و صدا بیرون پنجره تمایل داشت او را از مطالعه برای امتحانات منحرف کند.
to make someone acquainted with something

آشنا کردن
کارمندان جدید در یک جلسه توجیهی شرکت میکنند تا با سیاستهای شرکت آشنا شوند.
to predict or say in advance what will happen in the future

پیشگویی کردن
برخی معتقدند که برخی رویاها میتوانند رویدادهای آینده را پیشبینی کنند.
to know or predict something before it happens

از قبل دانستن
پس از مطالعه روندهای بازار، او توانست کاهش فروش را پیشبینی کند.
to be attentive to advice or a warning

اعتنا کردن, توجه کردن
او به نشانههای هشدار توجه نکرد و در نهایت در جنگل گم شد.
easily influenced or affected by others or external factors, especially due to a lack of experience or critical judgment

تأثیرپذیر, اثر پذیر
او متوجه شد که خواهر و برادرهای کوچکترش چقدر تأثیرپذیر هستند و سعی کرد الگوی خوبی باشد.
resistant to being affected or damaged by something

مقاوم, تاثیرناپذیر
پوشش جدید دیوار را در برابر رطوبت نفوذناپذیر کرد.
having knowledge or awareness about something

آگاه, باخبر
او از خطرات موجود در ماجراجویی آگاه باقی ماند.
having a clever and practical ability to make wise and effective decisions

زیرک, هوشیار
مشاهدات هوشمندانه کارآگاه به حل سریع پرونده پیچیده منجر شد.
possessing practical knowledge, expertise, or understanding in a particular domain

کارکشته
مهارتهای مذاکرهای حرفهای او به او کمک کرد تا معاملهای سودآور برای شرکتش تضمین کند.
having keen, farsighted judgment and the ability to discern deeply and wisely

زیرک, باهوش، بافراست
قاضی زیرک به سرعت از میان شهادت دروغین گذشت.
having or showing good judgement, especially in business or politics

زیرک, زرنگ
مانور سیاسی هوشمندانه او به او اجازه داد تا از طرفداران کلیدی حمایت کند و موقعیت خود را تضمین کند.
possessing the ability to experience, feel, or perceive things through the senses

هشیار
حیوانات موجودات حساسی هستند که قادر به تجربه درد و لذت هستند.
aware of and responsive to one's surroundings

هوشیار
بیمار در طول عمل هوشیار باقی ماند.
(of a person) able to quickly and accurately understand or notice things due to keen awareness and insight

باهوش و زیرک, باه
مشاهدات تیزبینانه او به حل معما کمک کرد.
displaying or having creativity or originality

خیالانگیز, مبتکرانه، خلاق
داستانسرایی تخیلی او مخاطبان را مجذوب خود کرد و آنها را به دنیاهای خیالی برد.
the quality of making decisions or taking actions without considering potential risks or consequences

بی احتیاطی
بیاحتیاطی مدیر در نادیده گرفتن پروتکلهای ایمنی منجر به حوادث کاری شد.
the quality of behaving in a foolish or reckless manner, often without considering the consequences

حماقت, بی احتیاطی
تصمیم او برای ترک شغل بدون داشتن شغل دیگری از سوی بسیاری حماقت تلقی شد.
a mental state characterized by a fragile consciousness and reduced ability for voluntary action, often resembling a deep sleep

خلسه, حالت خلسه
راهب از طریق مراقبه به خلسه دست یافت، و از حواس پرتی های دنیوی جدا شد.
the fact or state of not having the necessary information, knowledge, or understanding of something

جهل, ناآگاهی، غفلت، نادانی
معلم سخت کار کرد تا نادانی دانشآموزان را در مورد موضوع برطرف کند، و با ارائه درسهای اضافی درک آنها را بهبود بخشد.
(psychology) a mental condition in which a person has a false belief system that is contradicted by evidence

نادرستانگاری (روانشناسی), کژانگاری، هذیان
a state of extreme mental confusion, often accompanied by confused or unclear thoughts or speech

حمله عصبی, هیجانزدگی، هیجان و تشنج
a state of severe mental disorder affecting a person's ability to understand reality, think rationally, or behave in a socially acceptable manner

جنون
از نظر تاریخی، اسکیزوفرنی به اشتباه به عنوان دیوانگی برچسب زده شده است.
the lack of intellectual or mental power to do something

ناتوانی (ذهنی)
افول شناختی بیمار منجر به ناتوانی در مدیریت امور مالی و تصمیمگیریهای مالی صحیح شد.
a perceptual experience in which an individual perceives something that is not present in the external environment

توهم, خیال
توهمات دیداری میتواند به صورت دیدن اشیاء، افراد یا صحنههایی که در واقع وجود ندارند، ظاهر شود.
a false idea or belief based on invalid arguments, often one that many people think is true

باور نادرست, استدلال غلط، سفسطه
این باور که همه اعضای یک گروه قومی خاص به طور جهانی غیرقابل اعتماد هستند، یک مغالطه است که بر اساس کلیشهها ساخته شده و میتواند به تبعیض و پیشداوری منجر شود.
a mistaken or inaccurate belief or understanding about something

سوء تفاهم, باور نادرست
این یک سوءتفاهم است که خوردن دیروقت شب همیشه منجر به افزایش وزن میشود.
to pay little or no attention to something or someone, often leading to issues or problems

غفلت کردن, بی توجهی کردن
غفلت از اقدامات امنیت سایبری در عصر دیجیتال امروز میتواند اطلاعات شخصی شما را در معرض تهدیدات بالقوه قرار دهد.
to intentionally ignore or act without concern for something or someone that deserves consideration

نادیده گرفتن
او توصیه پزشک خود را برای بهبود رژیم غذایی و ورزش بیشتر نادیده گرفت.
to understand or explain something incorrectly

بد تعبیر کردن
آنها دادهها را اشتباه تفسیر کردند، به نتیجهگیریهایی رسیدند که توسط حقایق پشتیبانی نمیشد.
to not notice or see something

ندیدن, نادیده گرفتن
وقتی روی کارهای بزرگتر تمرکز میکنید، نادیده گرفتن مسائل جزئی آسان است.
lacking conscious awareness of something

بیخبر (از), بیاعتنا (به)
او کاملاً بیخبر از خطر پیش رو بود، بدون هیچ نگرانی در جنگل تاریک قدم میزد.
incapable of behaving normally or thinking clearly due to mental illness

پریشانخاطر, روانی
مجرم ذهنی آشفته داشت که به اعمالش منجر شد.
not noticing or caring about something

بیاحساس, بیتفاوت
او به نظر بیاحساس به درد میرسید، با وجود آسیبش به کار ادامه میداد.
lacking experience, wisdom, or understanding about the world, often resulting in being overly trusting or easily deceived

بیتجربه
اتخاذ موضع سادهلوحانه در امنیت سایبری شرکت را در برابر هک آسیبپذیر کرد.
