causing admiration because of size, skill, importance, etc.

تحسینبرانگیز, فوقالعاده
تیم یک بازگشت چشمگیر در دقایق پایانی بازی انجام داد.
to go somewhere for a short time, especially to see something

دیدن کردن, بازدید کردن
آنها برای بازدید از پارک موضوعی و تجربه سواریها و جاذبههای هیجانانگیز هیجانزده بودند.
needing a lot of skill or effort to do

سخت, دشوار
تکمیل یک ماراتن سخت است، اما بسیاری از مردم برای رسیدن به این هدف سخت تمرین میکنند.
the act or process of ascending or scaling a height, slope, or object, often requiring physical effort

عملِ بالارفتن
صعود به سمت موفقیت اغلب چالش برانگیز است، اما پشتکار آن را ممکن میسازد.
important or good enough to be treated or viewed in a particular way

ارزش (داشتن)
این کتاب ارزش خواندن را برای هر کسی که به تاریخ علاقهمند است دارد.
a vast area of land that is covered with trees and shrubs

جنگل
ما برای پیادهروی به جنگل رفتیم، در میان درختان بلند و پرندگان آوازخوان.
a very tall and large natural structure that looks like a huge hill with a pointed top that is often covered in snow

کوه
ما به کوه صعود کردیم و از منظره نفسگیر از بالا لذت بردیم.
an agency of the United Nations that promotes education and communication and the arts

یک آژانس سازمان ملل متحد که آموزش، ارتباطات و هنرها را ترویج میکند
keeping something safe from harm, loss, or danger

محافظت شده, امن
تجهیزات محافظتی که ورزشکاران در طول مسابقات میپوشند به آنها کمک میکند تا از آسیب محافظت شوند.
the general beliefs, customs, and lifestyles of a specific society

فرهنگ
ما در طول اقامتمان در ایتالیا، فرهنگ محلی را تجربه کردیم.
related to the religion, culture, or people of Buddhism

بودایی, مربوط به بودیسم
ذهنآگاهی یک مفهوم کلیدی در تمرینات مراقبه بودایی است.
a member of a male religious group that lives in a monastery

راهب
ردای راهب و سر تراشیدهاش نمادهای تعهد او به فرقه مذهبیاش بودند.
to leave a place, especially because it is difficult or dangerous to stay

ترک کردن
دودهای سمی کارگران را مجبور به ترک کارخانه کردند.
to focus on one's thoughts for spiritual purposes or to calm one's mind

مدیتیشن انجام دادن
او به طور منظم صبح ها مراقبه میکند تا روزش را با وضوح شروع کند.
a solid material forming part of the earth's surface, often made of one or more minerals

سنگ
پرندگان دریایی روی صخرههای بلند بالای آب لانه کردند.
a structure or town that has been designed for military defense against enemy attacks

دژ, قلعه نظامی
آنها در طول حمله به روستایشان درون قلعه پناه گرفتند.
the male ruler of a territorial unit that has a royal family

پادشاه, شاه
افسانهها میگویند که شمشیر پادشاه با قدرتهای جادویی آمیخته شده بود.
to put together different materials such as brick to make a building, etc.

ساختن
بنای تاریخی در قرن 18 ساخته شد.
a period of one hundred years

قرن
این اثر باستانی به قرن هفتم قرن بازمیگردد.
known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
او پس از اینکه ویدیوی ویرالش میلیونها بازدید به دست آورد، یکشبه معروف شد.
a large building that is the official home of a powerful or very important person such as a king, queen, pope, etc.

کاخ, قصر
کاخ سلطان شاهکاری از معماری اسلامی بود، با کاشیکاریهای پیچیده، منارههای بلند و حیاطهای داخلی سرسبز.
at the present time

امروزه
کودکان بسیاری در جوامع محروم امروز به آموزش با کیفیت دسترسی ندارند.
(plural) the remains of something such as a building after it has been seriously damaged or destroyed

خرابه, ویرانه
تیم باستانشناسی ویرانههای یک شهر باستانی را کشف کرد.
a piece of land where flowers, trees, and other plants are grown

باغ, باغچه
او از روشهای باغبانی ارگانیک در باغ خود استفاده میکند و از مواد شیمیایی مضر اجتناب میکند.
an area containing still water that is comparatively smaller than a lake, particularly one that is made artificially

آبگیر, برکه
در زمستان، حوضچه یخ زد و به مردم اجازه داد تا از اسکیت روی یخ و سایر فعالیتها روی سطح آن لذت ببرند.
a structure, often placed in a pool or lake, that pumps a long, narrow stream of water up into the air for decorative purposes

فواره, آبنما
فواره در باغ یک فضای آرامشبخش اضافه کرد.
extremely pleasing to the mind or senses

زیبا, قشنگ
عروس در حالی که در راهرو راه میرفت زیبا به نظر میرسید.
a picture created by paint

نقاشی (تصویر)
این نقاشی زیبایی آسمان شب پر از ستاره را به تصویر میکشد.
including many specific elements or pieces of information

مفصل, باجزئیات
نقاشی هنرمند به طرز باورنکردنی جزئینگر بود، با ضربات قلم موی پیچیده که هر ظرافتی را ثبت میکرد.
the part of a fence or wall outside a building that we can open and close to enter or leave a place

دروازه, در
شما باید دروازه را باز کنید تا به حیاط خلوت دسترسی پیدا کنید.
to resemble a thing or person in appearance

شبیه بودن
آیا این خانه شبیه خانهای است که قبلاً در آن اقامت داشتید؟
a powerful and large animal that is from the cat family and mostly found in Africa, with the male having a large mane

شیر
دندانهای تیز و چنگالهای شیر برای شکار استفاده میشوند.
to move upward on something, often using feet and hands for support

بالا رفتن
او به سرعت از نردبان بالا رفت تا چراغها را تعمیر کند.
a series of steps connecting two floors of a building, particularly built inside a building

پلکان, راهپله
پله شکسته است، هنگام قدم گذاشتن روی آن مراقب باشید.
